 خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ (٨٨) أَفَلا يَرَوْنَ أَلا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلا وَلا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعًا (٨٩) وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي (٩٠) قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى (٩١) قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا (٩٢) أَلا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي (٩٣) قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي (٩٤) قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ (٩٥) قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي (٩٦) قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا (٩٧) إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا (٩٨)

این سوره با مخاطب قرار دادن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و آشنا کردن او به وظائف و حدود و ثغور تکالیف خود، آغاز می‌گردد و هم خاتمه می‌پذیرد ... این بدبختی نیست‌که بر او نوشته شده است‌، و این درد و رنج نیست‌که باید بدان عذاب داد‌ه شود. بلکه این دعوت و تذکر و مژده رساندن و بیم دادن است‌. کار و بار آفریدگان پس از آن واگذار است به یزدان یگانه‌ای‌که جز او خدائی نیست‌. او بر ظاهر و باطن جهان نگاهبان و مراقب است‌. او از آشکارها و نهانیهای دلها آگاه است‌. خدائی است که چهره‌ها در برابرش‌کرنش می‌برند و به خاک می‌افتند. همه مردمان‌، اعم از فرمانبرداران و نافرمانبرداران به سوی او برمی‌گردند ... لذا از سوی‌کسانی‌که حق و حقیقت را تکذیب می‌دارند وکفر می‌ورزند،‌گناهی متوجه او نمی‌گردد، چون بر رسولان پیام باشد و بس‌. و بدان جهت‌که آنان حق و حقیقت را دروغ می‌نامند و کفر و زندقه نشان می‌دهند، او بدبخت هم نمی‌گردد. میان سرآغاز و سرانجام سوره‌، داستان موسی (علیه السلام) عرضه می‌شود، و از حلقه رسالت تا حلقه زنجیره داستان‌گوساله‌پرستی بنی‏اسرائیل را دربر می‌گیرد. بدان‌گاه که بنی‌اسرائیل از مصر بیرون می‌روند و گوساله‌ای را به خدائی می‌پذیرند! این بخش از داستان به‌طور مفصل و مطول بیان می‌شود، به‌ویژه موقعیت مناجاتی که میان خدا و موسی‌کلیم درمی‌گیرد، و موقعیت جدال و ستیزی‌که موسی و فرعون با یکدیگر داشته‌اند و به پیکار همدیگر رفته‌اند، و موقعیتی که مسابقه و مبارزه موسی و جادوگران پیدا می‌کند ... در لابلای داستان رعایت یزدان از موسی جلوه‌گر می‌آید، موسائی که یزدان خودش او را زیر نظارت خویش ساخته است‌، و برای خودش او را آراسته و پیراسته کرده است‌، و بدو و به برادرش‌گفته است‌:

(لا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى).

نترسید! من با شما هستم و (‌حرفهایشان را) می‌شنوم و (‌اعمالشان را) می‌بینم (‌و ایشان را از کشتن و آزار شما بازمی‌دارم‌)‌. (‌طه‌/46)

داستان آدم سریع وکوتاه عرضه می‌شود. مرحمت خدا که پس از اشتباه آدم درمی‌رسد، و رهنمود خدا بدو، و آدمیزادگان را پس از یادآوری‌کردن و تذکر و بیم دادن به حال خود در انتخاب هدایت یا ضلالت رهاکرد‌ن‌، در این داستان برجسته و آشکار است‌.

صحنه‌های قیامت دا‌ستان را احاطه میکنند. انگار صحنه‌های قیامت مکمل چیزی هستند که در جهان والای فرشتگان در آغاز کار داستان آدم درگرفته است‌. انجا که مطیعان به بهشت برمی‌گردند، و دوزخیان رهسپار آتش دوزخ می‏‎شوند، برای تصدیق چیزی که به پدرشان آدم گفته شده ا‌ست‌، در آن حال و احوالی که به زمین فرود می‌آید، پس از آن که شده است آنچه شده است.

بدین خاطر روند قرآنی در ا‌ین سوره دو مرحله را میپماید: مرحله نخستین متضمن سرآغاز سوره ا‌ست که با مخاطب قرار دادن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) می‌آغازد:

(مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى . إِلا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى ...).

(‌ای پیغمبر!) ما قرآن را برای تو نفرستاده‌ایم تا (‌از غم ایمان نیاوردن کافران‌، و نپذیرفتن شریعت یزدان‌) خویشتن را خسته و رنجور کنی. لیکن آن را برای پند و اندرز کسانی فرستاده‌ایم که از خدا می‌ترسد (و از او اطاعت میکنند). (طه‌/2و3)

به دنبال آن‌، داستان موسی می آید به عنوان نمونه کاملی از رعایت خداوند سبحان از بنده ای از بندگانی که ایشان را برای تبلیغ رسالت و رساندن دعوت خود بر می‌گزیند، و آنان به وسیله آن رسالت و دعوت بدبخت نمی ‌شوند، چون تحت حمایت و رعایت او قرار میگیرند.

مرحله دوم‌، صحنه‌های قیامت و داستان آدم را دربر دارد. این صحنه‌ها و داستان هر دو در مسیر سرآغاز سوره و مسیر داستان موسی حرکت می‌کنند. آنگاه سرانجام سوره همسان سرآغار سوره حرکت می‌کند و با آن هماهنگ و با فضای سوره همنوا می‌شود.

این سوره سایه ویژه‌ای دارد که سراسر فضای آن را فرا‌می‌گیرد ... سایه آسمانی بزرگواری است‌. دلها در برابرش کرنش می‏‎برند، و جانها در زیر آ‌ن می‌آ‌رامند، و چهره‌ها در مقابل آ‌ن بر خاک می‌افتند ... ا‌ین سایه‌، سایه‌ای است که تجلی یزدان مهربان بر وادی مقدس و بر بنده خود موسی می‌افکند، در آن مناجات طولانی و در آن حال‌که شب آرام است و موسی تنها، و سراسر هستی همآوا با آن راز و نیاز طولانی می‌گردد ... این سایه‌، همان سایه‌ای است که تجلی خداوندگاری که قیومت جهان را دارد بر موقعیت همایش سترگ آخرت می‌اندازد:

(وَخَشَعَتِ الأصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلا هَمْسًا).

و صداها به سبب (‌جلال و شکوه خداوند) مهربان فروکش می‌کند، و جز صدای آهسته (‌و پنهان در زیر لبان‌، چیزی‌) نمی‌شنوی‌. (‌طه/108)

(وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ).

(‌در آن روز همه‌) چهره‌ها در برابر خداوند باقی و جاویدان‌، و گرداننده و نگهبان جهان (‌همچون اسیران‌) خضوع و خشوع می‌کنند و کرنش می‌برند.   (‌طه/111)

آهنگ موسیقی سراسر سوره‌، در همچون فضائی از سرآغاز سوره تا سرانجام آن با نوای آرام و دلپسند و جان‌پروری‌که با مد و کشش الف مقصوره‌ای‌که تقریبا قافیه سراسر سوره است‌، ادامه پیدا می‌کند.

*

(طه . مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى . إِلا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى . تَنْزِيلا مِمَّنْ خَلَقَ الأرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلا . الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى . لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ