و می‌بینندکه به خوبی از ایشان استقبال می‌شود:

(يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا).

روزی ما پرهیزگاران را (‌با تعظیم و تکریم هرچه بیشتر) به گونه گروه‏‏هایی که به نزدشان روند و مهمانان ایشان شوند، در پیشگاه خداوند مهربان جمع می‌نمائیم (‌و وارد بهشت می‌گردانیم‌)‌.

و امّا بزهکاران به سوی دوزخ‌، تشنه‌کام رانده می‌شوند، همان‌گونه که گله‌های چهارپایان رانده می‌شوند:

(وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا).

و گناهکاران را (‌همچون شتران تشنه‌ای که به سوی آبشخور به سرعت بروند) تشنه‌کام به سوی جهنم می‌رانیم (‌و بدانجا داخل می‌گردانیم‌)‌.

و هیچ‌گونه میانجیگری و شفاعتی در آن روز وجود ندارد، مگر برای کسی که کار نیک پیشاپیش فرستاده باشد. این‌کار نیک عهد و پیمان او با خدا است و خدا به تمام وکمال بدان وفا می‌کند. خداوند به کسی‌که ایمان آورده باشد و کار نیک انجام داده باشد، وعده داده است که پاداش و اجر او را به تمام وکمال بدهد. خدا هم هرگز خلاف وعده نمی‌کند.

*
آن‌گاه دیگرباره روند قرآنی به سخن زشت دیگری از سخنان مشرکان می‌پردازد و آن را پیگیری می‌کند. این سخن زشت چنین است‌که عربهای مشرک می‌گفتند: فرشتگان دختران خدایند. یهودیان مشرک نیز می‌گفتند: عزیر خدا است‌. مسیحیان مشرک نیز ادعا می‌کردند: مسیح پسر خدا است ... سراسر هستی از این سخن زشتی‌که فطرت آن را نمی‌پسندد، و دل از آن بیزاری می‌جوید، به لرزه و تکان می‌افتد:

(وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا . لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا . تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا . أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا . وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا).

(‌یهودیان و مسیحیان و مشرکان‌) می‌گویند: خداوند مهربان فرزندی برای خود برگرفته است‌! واقعا چیز بسیار زشت و زننده‌ای را میگوئید. نزدیک است آسمانها به خاطر این سخن از هم متلاشی گردد، و زمین بشکافد، و کوه‌ها به شدت درهم فروریزد! از این که به خداوند مهربان‌، فرزندی نسبت می‌دهند. برای خداوند مهربان سزاوار نیست که فرزندی برگیرد.

طنین واژگان و آهنگ عبارات با سایه‌روشنهای صحنه در ترسیم فضا شرکت می‌ورزد: فضای خشم و توفندگی و لرزش و چندش‌! دل هستی و اندامهای آن به لرزش و چندش می‌افتد و رعشه می‌گرد و بر خود می‌لرزد از این‌که همچون سخن دور از عقل را بشنود و به قداست ذات الهی پسوده‌ای برود و بی‌ادبی بشود! همان‌گونه وجود و اندامهای انسان بر خود می‌لرزد هنگامی‌که خشمناک می‌شود وقتی‌که بی‌ادبی و لطمه‌ای متوجه کرامت و حرمت او، یا متوجه‌کرامت و حرمت‌کسی می‌شودکه دوستش می‌دارد و بدو احترام می‌گذارد. این لرزش و چندش جهانی در برابر سخنی دور از عقل‌، چیزی است‌که آسمانها و زمین و کوه‌ها در آن شرکت می‌ورزند، و واژگان با آوا و نوای خود حرکت زلزله ولرزه راترسیم‌می‌کنند.

هنوز سخن دور از عقل‌، به خوبی بر زبان روان نشده است‌:

(وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا).

می‌گویند: خداوند مهربان فرزندی برای خود برگرفته است‌!. 

سخنی‌که بیانگر رسوائی و پلشتی ایشان است فوراً در پی آن می‌آید:

(لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا).

واقعا چیز بسیار زشت و زننده‌ای را میگوئید.

آن‌گاه هر چیزی‌که پیرامون ایشان آرمیده است به تکان و لرزش درمی‌آید، و هر چیزی‌که بر جای خود آرام و مستقر است به چندش می‌افتد و بر خود می‌لرزد، و ستونی‌که بر آن تکیه زده است و پایه‌ای‌که بر آن استوارگردیده است به اهتزاز درمی‌آید و خشم خود را می‌نماید:

(تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا . أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا . وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا).

نزدیک است آسمانها به خاطر این سخن از هم متلاشی گردد، و زمین بشکافد، و کوه‌ها به شدت درهم فروریزد! از این که به خداوند مهربان‌، فرزندی نسبت می‏‎دهند. برای خداوند مهربان سزاوار نیست که فرزندی برگیرد. 

در وسط این خشم توفنده هستی بیانیه هراسناکی صادر می‌شود

(إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ إِلا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا . لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا . وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا).

تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، بنده خداوند مهربان (‌و فرمانبردار یزدان‌) می‌باشند. او همه آنان را سرشماری کرده است‌، و دقیقا تعدادشان را می‌داند. و همه آنان روز رستاخیز تک و تنها (‌بدون یار و یاور و اموال و اولاد و محافظ و مراقب‌) در محضر او حاضر می‌شوند.

تمام کسانی‌که در آسمانها و زمین هستند، بنده خدایند و خاضعانه و مطیعانه فرمان معبودشان را می‌برند. هیچ‌گونه فرزندی و هیچ‌گونه انبازی برای خدا در میان نیست‌. بلکه همگان آفریده و بنده او هستند ... وجود انسان به لرزه درمی‌آید وقتی‌که مفهوم و مدلول این سخن را به تصور درمی‌آورد:

(لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا).

او همه آنان را سرشماری کرده است‌، و دقیقاً تعدادشان را می‌داند.

مجالی برای گریختن کسی‌، و جائی برای فراموش نمودن احدی نیست‌:

(وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا).

و همه آنان روز رستاخیز تک و تنها (‌بدون یار و یاور و اموال و اولاد و محافظ و مراقب‌) در محضر او حاضر می شوند.

چشم خدا هر فردی را می‌پاید. هر فردی هم تک و تنها جلو می‌آید و کسی همدم ندارد و ازکسی قدرت و شوکت فراچنگ نمی‌آورد. حتی روح مردمان و ذهن و شعور ایشان با او نیست و به ترک او می‌گوید. ناگهان خویشتن را تک و تنها و بدون یار و یاور در پیشگاه خدای دادار می‌یابد.

در این محیط تنهایی و ترس و هراس، ناگهان مومنان را می‌یابیم که در زیر سایه‌های خوشایند مهر و محبت والا و ارجمند قرارگرفته‌اند، مهر و محبت خداوند مهربان‌:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا).

بی‏گمان کسانی که ایمان می‌آورند و کارهای شایسته و پسندیده انجام می‌دهند، خداوند مهربان آنان را دوست می‌دارد و محبت ایشان را به دلها می‌افکند،

در این فضای هراسناک‌، تعبیر از مهر و محبت‌، خوشایندی ویژه‌ای دارد که دلها را می‌پساید و لمس می‌نماید، و آرامش رضایت‌بخشی در میان است که جانها را می‌نوازد و لبریز از آرامش می‌سازد. این مهر و محبت در جهان بالا و والای فرشتگان پخش و پراکنده می‌شود و فضا را عطرآگین می‌سازد. آن‌گاه از آن جهان سر ریز می‌شود و زمین را فرامی‌گیرد و مردمان را احاطه می‌کند. این است‌که سراسر هستی از آن پر می‌شود و سرریز می‌گردد.

از ابوهریره (رضی الله عنه) روایت شده است‌که پیغمبر (صلی الله 