هان غیب است‌؟‌!

(أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا).

یا (‌این که در این زمینه‌) از پیشگاه خدای مهربان عهد و پیمانی گرفته است‌؟‌.

این است‌که از تحقق پیداکردن آن مطمئن است‌) قرآن با واژه «‌کلا: هرگز! هرگز!‌» پیرو می‌زند. این واژه هم برای نفی و طرد است‌. هرگز! هرگز او بر غیب اطلاع پیدا نکرده است و عهدی از پیشگاه خدا دریافت نداشته است‌. بلکه ا‌وکفر می‌ورزد و تمسخر می‌کند. پس در این صورت تهدید کردن و بیم دادن سزاوار برای ادب نمودن کافران بی‌شرم و حیائی است که آشکارا به کفر خود می‌نازند و اقرار می‌نمایند:

(كَلا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا).

چنین نیست که او می‌گوید: ما آنچه را که می‏‎گوید (‌علیه او) می‌نویسیم‌، و عذاب را بر او مستمر و پیاپی خواهیم داشت‌.

آنچه را که می‌گوید بر او خواهیم نوشت و در روز حساب وکتاب بدو خواهیم‌گفت‌که چه‌گفته است و چه کرده است‌، و اصلا چیزی فراموش نمی‌گردد و غلط‌اندازی و مغلطه‌کاری پذیرفته نمی‌شود ... این هم نوعی تعبیر است‌که تهدید را به تصویر می‌کشد، و الا غلط‌اندازی و مغلطه‌کاری غیرممکن است‌، و هیچ کار کوچکی یا بزرگی از علم خدا دور نمی‌ماند وکنار نمی‌افتد. ما عذاب را بر او مستمر و پیاپی خواهیم کرد. عذاب او می‌افزائیم و آن را بر او به درازا می‌کشانیم و آن را از او قطع نمی‌گردانیم! روند قرآنی به تهدید کردن به شیوه تصویری خود باز هم ادامه می‌دهد:

(وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ).

و (‌او را می‌میرانیم‌) و از او به ارث می‌بریم آنچه را که از آن دم می‌زند (‌که وجود اموال و اولاد است‌)‌.

یعنی ما آنچه را که از آن دم می‌زندکه اموال و اولاد است به ارث می‌بریم‌، همان‌گونه که ارث‌برنده پس از مرگ ارث‌گذار می‌کند!

(وَيَأْتِينَا فَرْدًا).

تک و تنها پیش ما خواهدآمد

تک و تنها به پیش ما خواهد آمد، و هیچ اموال و هیچ اولاد و هیچ یار و یاور و هیچ سند و مدرکی با خود همراه ندارد: تک و تنها و ضعیف و ناتوان‌.

آیا درباره کسی نیندیشیده‌ای که نسبت به آیات خدا کفر می‌ورزد، و کار را به روزی حواله می‌داردکه در آن چیزی در اختیار ندارد؟ آن روزی‌که دست خالی و بی‌بهره از هر آن چیزی است‌که در این دنیا داشته است‌؟ این نمونه‌ای از نمونه‌های کافران است‌. نمونه‌ای ازکفر و ادعا و پرده‌دری و پررویی است‌.

*
روند قرآنی به عرضه‌کردن سیماها و نماهائی ازکفر و شرک ادامه می‌دهد:

(وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا . كَلا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا . أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا . فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا . يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا . وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا . لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا).

(‌این‌گونه افراد) بجز خدا، معبودهائی برای خود برگزیده‌اند تا این که چنین معبودهائی مایه عزت و احترام (‌دنیوی و اخروی‌) ایشان گردند. (‌در دنیا در رفع مشکلات یاریشان دهند، و در آخرت برایشان شفاعت و میانجیگری کنند)‌. نه چنین است (‌که می‌اندیشند. روز قیامت‌) معبودهائی را که می‌پرستند، عبادت ایشان را انکار خواهند کرد، و دشمن آنان خواهند شد. نمی‌دانی که ما شیاطین را به سوی کافران فرستاده‌ایم تا آنان را (‌در انجام گناهان‌) سخت برانگیزند و بیاغالانند. (‌ای پیغمبر! از کفر ایشان دلتنگ مباش‌، و در نزول عذاب‌) بر آنان شتاب مکن‌. ما تمام اعمال ایشان را دقیقاً محاسبه می‌کنیم (‌و جزای کارهایشان را خواهیم داد)‌. روزی ما پرهیزگاران را (‌با تعظیم و تکریم هرچه بیشتر) به گونه گروه‏‏هایی که به نزدشان روند و مهمانان ایشان شوند، در پیشگاه خداوند مهربان جمع می‌نماییم (‌و وارد بهشت می‌گردانیم‌) و گناهکاران را (‌همچون شتران تشنه‌ای که به سوی آبشخور به سرعت بروند) تشنه‌کام به سوی جهنم می‌رانیم (‌و بدانجا داخل می‌گردانیم‌. در آن روز، چه بندگان متقی و چه بندگان مجرم مومن و غیرمومن‌، هیچ‌یک از) آنان نمی‌توانند شفاعت بکنند، مگر آن کسی که با خداوند مهربان عهد و پیمان دارد (‌که یکتاپرستی و انجام کارهای شایسته در دنیا است‌)‌. 

اینان که آیات خدا را نمی‌پسندند و بدانها کفر می‌ورزند بجز خدا خداگونه‌هائی را برمی‌گیرند و عزت و شوکت و پیروزی و نصرت را از آنها می‌جویند و می‌طلبند. در میان ایشان کسانی هستند که برخیها فرشتگان را می‌پرستند، و برخیها پریها را می‌پرستند، و آنان را به مدد و یاری می‌طلبند و ایشان را مایه قدرت و قوت خود می‌دانند و باعث توان و شوکت خود می‌شمارند ... هرگز! هرگز! اصلا خداگونه‌هائی وجود ندارد ... فرشتگان و پریان پرستش ایشان را مردود خواهند شمرد، و عبادت آنان را انکار می‌کنند، و در پیشگاه خدا از ایشان بیزاری می‌جویند:

(وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا).

و دشمن آنان خواهند شد.

این دشنی را با بیزاری جستن از ایشان وگواهی دادن بر ضد آنان‌، اظهار می‌دارند.

شیاطین همچون مردمانی را بر‌ای انجام‌گناهان تشویق و ترغیب می‌کنند و به تکان و هیجان درمی‌آورند، و بر ایشان چیره و مسلط می‌گردند، و از آن زمان‌که ابلیس طلبیده است که دست او در حق آنان باز و آزاد باشد، به شیاطین اجازه گمراه کردن ایشان داده شده است‌. 

(فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ).

(‌ای پیغمبر! از کفر ایشان دلتنگ مباش‌، و در نزول عذاب‌) بر آنان شتاب مکن‌.

از ایشان دلتنگ مشو، چه تا مدت نزدیکی بدیشان مهلت و فرصت داده شده است‌، و هر عملی از اعمال ایشان به حساب آنان‌گرفته شده است و بشمار آمده است ... تعبیر قرآنی دقت حساب را به شکل محسوسی به تصویر می‌کشد:

(إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا).

ما تمام اعمال ایشان را دقیقا محاسبه می‌کنیم (‌و جزای کارهایشان را خواهیم داد)‌.

تصویر هراس‌انگیزی است‌. وای به حال کسی که خداوندگناهان و اعمال و نفسهای ایشان را بر ضد آنان محسوب دارد، و آنها را پیجوئی و تعقیب‌کند تا آن زمان‌که با او حساب وکتاب سخت و دقیقی را انجام می‌دهد ... کسی که احساس می‌کند رئیس او در زمین‌، اعمال و افعال و خطاها و اشتباهات او را زیر نظر می‌دارد و پیجوئی میکند، به خوف و هراس می‌افتد و با پریشانی روزگار را بسر می‏‎برد و از خود حساب می‌کشد ... پس وقتی‌که بنده احساس می‌کندکه خدای انتقام‌گیرنده چیره و توانا او را می‌پاید و اعمال و اقوال وی راکنترل می‌نماید، باید چه حالی داشته باشد؟‌!

قرآن مجید در صحنه‌ای از صحنه‌های قیامت سرانجام شمارش‌کردن و محاسبه نمودن را به تصویر می‌کشد. مومنان به سوی خداوند مهربان دسته دسته وگروه گروه باکرامت و احترام می‌روند 