د و شیفته و شیدای جهان فانی گردیده‌اند.

(وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَرِئْيًا[1]).

ما اقوام بیشماری را نابود کرده‌ایم که پیش از آنان (‌در روزگار کهن‌) می‌زیسته‌اند و از اینان‌، مال و ثروت و وسائل زندگی بهتری داشته‌اند و هم ظاهر و هیئت و سیمایشان آراسته‌تر و پیراسته‌تر بوده است‌.

سودی به حالشان نبخشید اسباب و اثاثیه و فرش و فروش و زیب و زینت و سیماهای آراسته و نماهای پیراسته؛ و وقتی‌که خدا نابودی ایشان را مقرر فرمود، هیچ چیزی آنان را از دست خدا نرهانید. هان‌! این انسان فراموشکار است و درسهای عبرت را فراموش می‌کند! اگر انسان درسهای عبرت را به خاطر داشت و می‌اندیشید، غرور و سرمستی ظواهر امور او را درنمی‌ربود. مگر نه این است‌که جایگاه‌های نابودی و بر باد فنا رفتن‌گذشتگان خودخواه و خودپرست و شیدای این چند روزه حیات او را سخت متوجه خود می‌کند و به خود می‌خواند و وی را تهدید می‌نماید و برحذر می‌دارد؟‌! امّا انسان به لاف و گزاف و غرور و سرمستی خود فرو می‌رود، و از آنچه در انتظار او است غافل می‌شود، آن چیزی‌که یقه کسانی راگرفته است که پیش از او بوده‌اند و سر خود گرفته‌اند، آن کسانی‌که از او نیروی بیشتر و اموال و اولاد زیادتری داشته‌اند و هم اینک به دیار مردگان شتافته‌اند.

روند قرآنی با همچون نگرشی پیرو می‌زند، و سپس به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دستور می‌دهدکه به صورت مباهله بر ضد ایشان دعاکند. بدین‌گونه‌که از خدا درخواست‌کند هرگروه از این دو دسته گمراه است خدا گمراه‌ترشان فرماید و بر گمراهیشان بیفزاید، تا آن‌گاه که وعده خدا در دنیا یا در آخرت سر می‌رسد:

(قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا. وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا).

(‌ای پیغمبر!) بگو: کسانی که در گمراهی هستند (‌و اصرار بر ادامه این راه دارند) خداوند مهربان بدیشان مهلت می‌دهد (‌تا بر کفر و طغیان خود بیفزایند و بیشتر در گناه خود فرو بروند) تا آنگاه که می‌بینند آنچه بدان وعده داده شده‌اند، چه عذاب (‌کافران توسط جهادگران مسلمان‌) را، و چه (‌خواری و رسوائی‌) آخرت را. بالاخره ایشان خواهند دانست که چه کسی مسکن و منزلش بدتر و سپاه و لشکرش ضعیف‌تر و ناتوان‌تر است‌. (‌این عاقبت و سرنوشت ستمگران و فریفتگان دنیا بود، و امّا) کسانی که در راه هدایت گام برداشته‌اند، خداوند بر هدایت ایشان می‌افزاید (‌و در راه انجام کارهای خوب و شایسته توفیق نصیبشان می‌گرداند) و (‌معلوم است که‌) آثار و اعمال نیکوئی که (‌از انسان می‌ماند و) در پیشگاه پروردگارت ذخیره می‏‎گردد، از لحاظ اجر و پاداش و از نظر عاقبت خوب‌تر و مفیدتر است‌.

آنان گمان می‌برند از پیروان محمّد (صلی الله علیه و سلم) راهیاب‌ترند، چون ایشان داراتر و شکوهمندترند. باشد چنین بینگارند) محمّد (صلی الله علیه و سلم) باید پروردگارش را به فریاد خواند و فروتنانه از پروردگارش بخواهدکه کدام دسته از این دوگروه گمراه است برگمراهیش بیفزاید و سرگشته را سرگشته‌تر فرماید، و کدام دسته از این دو گروه راهیاب است بر راهیابیش بیفزاید و راه یافته را راه‌یافته‌تر نماید ... هرگاه رخ دهد آنچه خدا بدیشان وعده داده است - آن وعده هم عذاب گمراهان در دنیا با دست مومنان‌، یا عذاب بزرگ روز سزا و جزا است - آن وقت خواهند دانست‌: کدام‌یک از این دوگروه مکان و منزل بدتر، و از نظر سپاه و لشکر ناتوان‌ترند. و مومنان در آن روز شاد و شادمان و معزز و مکرم می‌گردند.

(وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا).

آثار و اعمال نیکوئی که (‌از انسان می‌ماند و) در پیشگاه پروردگارت ذخیره می‏‎گردد، از لحاظ اجر و پاداش و از نظر عاقبت خوب‌تر و مفیدتر است‌.

باقیات صالحات از تمام چیزهائی والاتر و خوب‌تر است که اهل زمین بدانها می‌نازند و با داشتن آنها سرگشته و سرگردان می‌گردند.

*آن‌گاه روند قرآنی نمونه دیگری از نازش و بالش کافران را ذکر می‌کند، وگفتار دیگری ازگفتارهایشان را به میان می‌کشدکه از آنها اظهار تنفر و تعجب می‌کند:

(أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لأوتَيَنَّ مَالا وَوَلَدًا . أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا . كَلا سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا . وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا).

آیا در شگفت نیستی از آن کسی که آیات ما را انکار کرده و می‌گوید: (‌اگر قیامتی هم به فرض باشد، در آنجا) بدون شک دارائی فراوان و فرزندان زیادی به من داده خواهد شد؟‌! (‌و در آنجا هم از شما جلوتر و از خوشی و لذائد بیشتری بهره‌مند خواهم شد)‌. آیا او از (اسرار) غیب آگاه شده است‌؟ و یا (‌این که در این زمینه‌) از پیشگاه خدای مهربان عهد و پیمانی گرفته است‌؟ چنین نیست که او می‏‎گوید. ما آنچه را که می‏‎گوید (‌علیه او) می‌نویسیم‌، و عذاب را بر او مستمر و پیاپی خواهیم داشت‌. (‌و او را می‌میرانیم‌) و از او به ارث می‌بریم آنچه را که از آن دم می‌زند (‌که وجود مال و ولد است‌، و روز قیامت‌) تک و تنها پیش ما خواهد آمد (‌و نه مال و ولد، و نه یاور و پشتیبانی همراه او خواهد بود)‌. 

درباره سبب نزول این آیات - با اسنادی که در دست است - از خباب پسر ارت روایت شده است که‌گفته است‌: مرد آهنگری بودم‌. بر عاص پسر وائل وامی‌داشتم‌. به پیش او رفتم و از وی درخواست پرداخت آن را کردم‌. عاص پسر وائل گفت‌: به خدا سوگند وام را به تو پرداخت نمی‌کنم تا منکر محمّد نشوی‌. گفتم‌: به خدا سوگند منکر محمّد (صلی الله علیه و سلم) نمی‌شوم و به ترک مکتب او نمی‌گویم تا آن‌گاه‌که می‌میری و سپس در قیامت زنده می‌شوی‌. گفت‌: من وقتی‌که مردم و بعدها زنده شدم‌، به پیش من می‌آئی در حالی‌که در آنجا اموال و اولادی دارم‌. آن وقت به تو چیزی خواهم داد! این بودکه خدا نازل فرمود:

(أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لأوتَيَنَّ مَالا وَوَلَدًا ...).

آیا در شگفت نیستی از آن کسی که آیات ما را انکار کرده و می‌گوید: (‌اگر قیامتی هم به فرض باشد، در آنجا) بدون شک دارائی فراوان و فرزندان زیادی به من داده خواهد شد؟‌! ...[2]

گفتار عاص پسر وائل نمونه‌ای از ریشخند کفار و سبک‌گرفتن رستاخیز از سوی ایشان است‌. قرآن از کار او اظهار تعجب می‌کند، و ادعای او را زشت می‌شمرد:

(أَطَّلَعَ الْغَيْبَ ؟).

آیا او از (‌اسرار) غیب آگاه است‌؟‌.

این است‌که با چیزی آشنا است‌که در ج