َنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا (٨٧) وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا (٨٨) لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا (٨٩) تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا (٩٠) أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا (٩١) وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا (٩٢) إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ إِلا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا (٩٣) لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا (٩٤) وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا (٩٥) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (٩٦) فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا (٩٧) وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا (٩٨)

روند قرآنی در سوره‌، داستانهای زکریا و تولد یحیی‌، و مریم و تولد عیسی‌، و ابراهیم و دوری گزیدن او از پدرش‌، وکسانی که پس از ایشان آمدند و راهیاب یا گمراه شدند را بیان داشت‌، و بر این داستانها پیرو زد با اعلان ربوبیت یگانه‌ای که سزاوار پرستیدن و عبادت کردن بدون شریک و انباز است‌، و این خود حقیقت بزرگی است‌که آن داستانها با رخدادها و صحنه‌ها و پیروها آن را برجسته نشان دادند.

این واپسین درس سوره‌، در جدال پیرامون عقائد شرک و پیرامون انکار رستاخیز پیش می‌رود. در صحنه‌های قیامت سرنوشت مردمان را در موقعیتهای زنده لبریز از حرکت و جنبش و فعل و انفعال نشان می‌دهد. در این صحنه‌ها سراسر جهان‌، اعم از آسمانها و زمین‌، و انسانها و پریها، و مومنان وکافران آن شرکت می‌کنند. روند قرآنی صحنه‌های خود را میان دنیا و آخرت به گشت وگذار وکوچ و انتقال می‌اندازد، و ما ناگهان دنیا و آخرت را به یکدیگر متصل و چسبیده می‌یابیم‌. مقدمه جهان هستی در این زمین نشان داده می‌شود، و نتیجه جهان هستی در آنجا در سرای آخرت به تماشا درمی‌آید. این کار از فاصله چند آیه یا چند واژه بیشتر طول نمی‌کشدکه به حس و شعور چنین متبادر میشود که دو جهان به یکدیگر متصل و مرتبط هستند و مکمّل همدیگر می‌باشند.

*
(وَيَقُولُ الإنْسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا . أَوَلا يَذْكُرُ الإنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا . فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا . ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا . ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيًّا . وَإِنْ مِنْكُمْ إِلا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا).

انسان میگوید: آیا هنگامی که مردم (‌و فانی شدم‌، از گور) زنده بیرون آورده خواهم شد؟‌! آیا انسان به خاطر نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریدیم و او اصلا چیزی نبود؟ (‌مگر این واقعیت را فراموش کرده است که بازآفرینی از نوآفرینی‌، و اعاده خلق به وجود در زمان آینده‌، از هستی بخشیدن او از عدم در زمان گذشته، ساده‌تر است‌؟‌)‌. سوگند به پروردگارت هرآینه کافران را با شیاطین گرد می‌آوریم و سپس ایشان را گرداگرد دوزخ به زانو درافتاده و ذلیلانه حاضر می‌سازیم‌. سپس از میان هر گروهی افرادی را بیرون می‌کشیم (‌و پیش از دیگران به دوزخ می‌اندازیم‌) که سرکش‌تر از همه در برابر خداوند مهربان بوده‌اند. بعد از آن‌، ما از کسانی که برای سوختن در آتش اولویت دارند، به خوبی آگاهیم (‌و دقیقا افراد گستاخ را انتخاب می‌کنیم و در این گزینش هیچ‌گونه اشتباهی رخ نحواهد داد)‌. همه شما (‌انسانها بدون استثناء‌) وارد دوزخ می‌شوید (‌مومنان برای عبور و دیدن‌، و کافران برای دخول و ماندن‌)‌. این امر حتمی و فرمانی است قطعی از پروردگارتان‌. سپس پرهیزگاران را نجات می‌دهیم‌، و ستمگران را ذلیلانه در آن رها می‌سازیم‌.

صحنه با ذکر چیزی که «‌انسان‌» درباره رستاخیز می‌گوید می‌آغازد. همچون سخنی را بسیاری از انسانها در زمانهای مختلفی گفته‌اند. انگار این شبهه »‌انسان‌» و اعتراض مکرر او در میان همه نسلها ‌است‌:

(وَيَقُولُ الإنْسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا).

انسان می‌گوید: آیا هنگامی که مردم (‌و فانی شدم‌، از گور) زنده بیرون آورده خواهم شد؟‌!.

این اعتراضی است‌که منشا آن غفلت انسان از پیدایش نخستین خویش است‌. انسان کجا بوده است‌؟ چگونه بوده است‌؟ اوکه نبوده است و سپس هستی یافته است‌. اگر انسان دقت کند دوباره زنده شدن در رستاخیز از پیدایش نخستین در آغاز آفرینش آسان‌تر و ساده‌تر مینماید:

(أَوَلا يَذْكُرُ الإنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا).

آیا انسان به خاطر نمی آورد که ما او را پیش از این آفریدیم و اصلا چیزی نبود؟! (مگر این واقعیت را فراموش کرده است که بازآفرینی و اعاده خلق به وجود در زمان آینده از هستی بخشیدن او از عدم در زمان گذشته ساده تر است؟!).

سپس بر انکار و اعتراض با سوگند تهدید کردن و بیم دادن پیرو می زند. خدای بزرگوار به ذات خود قسم می خورد که بزرگ ترین و سترگ ترین سوگند است. قسم می خورد که ایشان را پس از زنده گرداندن گرد میآورد و این کاری است حتمی و قطعی:

(فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ).

سوگند به پروردگارت هر آینه کافران را گرد می آوریم.

تنها آنان را گرد نمی آوریم و بس. بلکه ایشان را با «شیاطین» گرد می آوریم. آنان و شیاطین برابرند. شیاطین کسانیند که وسوسه انکار به دلها می اندازند. میان کافران و شیاطین پیوند پیرو و پیروی شده و رهبر و رهبری شده است.

در اینجا قرآن تصویر محسوسی را از ایشان ترسیم می کند: آنان پیرامون دوزخ بر زانوها فروافتاده اند. فرو افتادن ذلیلانه و رسواگرانه:

(ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا).

سپس ایشان را گرداگرد دوزخ به زانو درافتاده و ذلیلانه حاضر می آوریم.

این هم تصویر هراس‌انگیزی است‌. همه این گروه‌ها و دسته‌هایی که به شمار نمی‌آیند گرد آورده شده‌اند و پیرامون دوزخ به زانو افتاده و خوار حاضر آورده شده‌اند. هول و هرا‌س خود را مشاهده می‌کنند. گرمای آتش دوزخ به سویشان می دود، و هر لحظه انتظار می‌کشد که آنان گرفته شوند و بدان انداخته شوند. ایشان بر زانوها خوار و رسوا افتاده‌اند و به جزع و فزع افتاده‌اند.

این صحنه‌ای است‌که بیانگر ذلت و خواری قلدران متکبر است‌. به دنبال آن‌، صحنه کشیدن و جلب‌کردن کسانی می‌آیدکه بسی سرکش و زورگو بوده‌اند: 

(ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ال