می‌آید،  وزيو‌رآلات  وزینت‌آلات  ازغیر  لولو  و  مرجان  از  چیزهای  دیگری  همچون  صدفها  نیز  به  دست  آورده  می‌شودکه  اقوامی  از  دیرباز  تاکنون  پیوسته  از  صدفها  استفاده‌کرده  و  می‌کنند.  سخن‌گفتن  از  کشتیها  نیز  اشاره  به  پاسخگوئی  به  حس‌زیبائی  است  نه  فقط  اشاره  به  سوار  شدن  بر  آنها  وکوچ  و  انتقال  با  آنها  باشد:

(وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ )‌.

کشتیها  را  می‌بینی  که  (‌سینه‌)  دریا  را  می‌شکافند.

این  هم  نگرشی  به  بهره‏مندی  از  دیدن  و  از  مشاهده  جمال  و  زیبائی  است‌:  دیدن‌کشتیهاکه  «‌مواخر:  شکافنده‌ها»  هستند  و  دل  آبها  را  از  هم  می‌شکافند  و  امواج  را  پاره  پاره  مي‌گردانند  ...  بار  دیگر  خویشتن  را  در  پیشگاه  رهنمود  والای  قرآنی  به  حال  و  زیباثی  موجود  در  پد‌یده‌های  هستی  می‌یابیم  که  درکنار  نیازمندیها  و  ضرورتها  از  آن  سخن  رفته  است  تا  جمال  و  زیبائی  را  وراندازکنیم  و  از  آن  بهره  و  لذت  ببریم،  و  خویشتن  را  درون  حدود  و  ثغور ضرورتها  ونیازمندیها  زندانی  نسازیم‌.

همچنین  روند  قرآنی  -‌ در  مقابل  صحنه  دریا  و  کشتیهائی‌که  دل  ا‌مواج  آن  را  از  هم  می‌شکافند  -‌ ما  را  به  جستن  فضل  ولطف  خدا  و رزق  و روزی  اورهنمود  می‌کند،  و  ما  را  به  شکر  خدا  می‌خواند  بر  آنچه  از  ورای  وزینت‌وجمال  درآن  آب  شوروتلخ  مسخر  ما  فرموده  است‌:

(‌وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ).

تا  شما  فضل  او  را  بجوئید  (‌و  از  دریا  در  مسیر  تجارت  استفاده  نمائید)  و  سپاسگزاری  کنید.

دسته  واپسین  از  نشانه‌ها  و  آیه‌ها  در  این  بخش  از  سوره  آمده‌اند:

(وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ).

و  در  زمین  کوه‌های  استوار  و  پابرجائی  را  قرار  داد  تا  این  که  زمین  شما  را  نلرزانذ  (‌و  با  حرکت  خود  شما  را  مضطرب  نگرداند)  و  رودخانه‌ها  و  راه‌هائی  را  پدیدار  کرد  تا  این  که  (‌به  مقصد  خود)  راهیاب  شوید.  و  نشانه‌هایی  (‌از  قبیل  کوه‌ها  و  دره‌ها  و  بادها  و  رودها  و  رنگ  خاکها  را  پدید  آورد  که  مردمان  در  روز  بدانها  راه  خود  را  پیدا  می‌کنند)  و  (‌در  شب  که  از  این  علائم  استفاده  نمی‌شود)  ایشان  به  وسیله  ستارگان  رهنمون  می‌شوند.

دانش  جدید  علت  وجودکوه‌های  محکم  و  پابرجا  را  بیان  می‌کند،  ولیکن‌کارکوه‌ها  را  ذکر  نمی‌نماید،‌کاری‌که  قرآن  آن  را  در  اینجا  بیان  می‌فرماید.  دانش  نوین  علت  و‌جود  کوه‌ها  را  با  نظریه‌های  فراوان  متعارض  و  مخالف  یکدیگر  بیان  می‌دارد  که  مهم‌ترین  آنها  این  است  که  درون  مشتعل  و  سوزان  زمین  سرد  می‌شود  و  فراهم  می‌آید  و  چروکیده  می‌گردد.  درنتیجه  قشر  سطح  زمین  جمع  می‌شود  و  درهم  می‌رود  و  چین  چین  می‌گردد  و  فراز  و  نشیب  پیدا  ميکند  وکوه‌ها  و  بلندیها  وگودیها  پدیدار  می‌گردند.  ولیکن  قرآن  می‌فرماید  که  کوه‌ها  توازن  زمین  را  نگاه  می‌دارند.  دانش نوین  بدین  کار  کو‌ها  نپرداخته  است‌.

روند  قرآنی  در  مقابل  کوه‌های  محکم  و  استوار  دیدگان  را  متوجه  رودبارهای  جاری‌،  و  راه‌های  کشیده  می‌سازد.  رودبارها  در  صحنه  پیوند  سرشتی  با  کوه‌ها  دارند.  چه  کوه‌ها  اغلب  چنین  هستندکه  سرچشمه  رودبارها  هستند.  چرا  که  بارانها  بیشتر  در  آنجاها  می‌بارند  و  جایگاه  بارش  بارانها  هستند.  راه‌ها  نیز  با  کوه‌ها  و  رودبارها  رابطه  تنگاتنگ  دارند.  همچنین  راه‌ها  با  فضای  چهارپایان  و  بارها  وکوچ  و  سفر  نیز  پیوند  پیدا  می‌کنند.  در  کنار  اینها  نیز  نشانه‌های  راه‌هائی  که  روندگان  روی  زمین  با  آنها  راهیاب  می‌گردند  و  در  مسافرتهای  خود  از  آنها  بهره  می‌برند،  همچون  کوه‌ها  و  بلندیها  و  دره‌ها،  و  نشانه‌هائی  که  در  آسمان  است  همچون  ستارگانی  که  مسافران  چه  در  خشکیها  و  چه  در  دریاها  از  آنها  سود  می‌جویند،  ذکر  می‌گردد.
*
هنگامی‌که  عرضه  آیه‌ها  و  نشانه‌های  آفرینش  و  آفریدگان‌،  و  آیه‌ها  و  نشانه‌های  نعمت‌،  و  آیه‌ها  و  نشانه‌های  چرخاندن  و  گرداندن  و  اداره  کردن  جهان  در  این  مقطع  از  سوره  ذکر  می‌شود،  روند  قرآنی  بر  آنها  پیروی  می‌زند  با  چیزی  که  عرضه  کردن  این  آیه‌ها  و  نشانه‌ها  به  خاطر  آ‌ن  است‌.  روند  قرآنی  این  پیرو  را  می‌زند  بدان‌گاه  که  در  صدد  مساله  شناساندن  یزدان  سبحان  و  بیان  یگانگی  او  و  پاکی  و  منزهی  خدا  از  چیزهائی  است  که  شریک  و  انباز  او  می‌سازند:

(أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ؟ أَفَلا تَذَكَّرُونَ؟ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ)  .

پس  (‌ای  وجدانهای  بیدار!  از  نظر  عقل‌)  کسی  که  (‌این  همه  چیزهای  عجیب  و  غریب  و  نعمتهای  بزرگ  و  سترگ  را)  میآفریند،  همچون  کسی  است  که  (‌چیزی‌)  نمی‌آفریند؟  (‌آیا  باید  بت  حقیر  و  انسان  حقیر  را  شریک  خدای  جلیل  کرد؟‌)  آیا  یادآور  نمی‌شوید؟  (‌تا  به  اشتباه  خود  پی  ببرید  و  از  پرستش  بتها  و  انسانها  دست  بردارید  و  تنها  و  تنها  خدای  یگانه  را  بپرستید  و  سپاسگزاری  کنید.  خداوند  جز  اینها  دارای  نعمتهای  فراوان  دیگری  است‌)  و  اگر  بخواهید  نعمتهای  خدا  را  برشمارید،  نمی‌توانید  آنها  را  سرشماری  کنید.  بی‏گمان  خداوند  دارای  مغفرت  و  مرحمت  فراوان  است  (‌و  اگر  از  پرستش  بتهای  بیجان  و  انسانهای  ناتوان  دست  بردارید  و  به  پرستش  خدای  رحمان  برگردید،  مشمول  گذشت  و  مهر  یزدان  می‌گردید)‌.  خداوند  آگاه  است  از  آنچه  پنهان  می‌دارید  و  از  آنچه  آشکار  می‌سازید.  آن  کسانی  را  که  بجز  خدا  به  فریاد  می‌خوانند  و  پرستش  می‌نمایند،  آنان  نمی‌توانند  چیزی  را  بیافرینند  و  بلکه  خودشان  آفریده  می‌گردند!  (‌پس  باید  مخلوقات  ضعیف  را  پرستید  و  به  کمک  طلبید،  یا  خالق  کائنات  را؟‌!  بتهائی  که  می‌پرستند)  جمادند  و  بیجان‌،  و  نمی‌دانند  که  (‌پرستش  کنندگانشان‌)  چه  وقت  زنده  و  برانگیخته  می‌گردند.  (‌پس  چرا  باید  عاقل  چیزهائی  را  بپرستد  که  از  فرارسیدن  قیامت  پی‌خبرند  و  سودی  و  زیانی  نمی‌رسانند).

این  پیروی  است  که  در  زمان  خود  می‌آید،  بدان‌گاه‌که  نفس  آماده  اعتراف  کردن  به  مضمون  و  محتوای  آن  است‌:

(أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ؟ ).

آیا  کسی  که  می‌آفریند،  همچون  کسی  است  که  نمی‌آفریند؟‌.

آیا  جز  پاسخی  در  میان  است‌که  نه!  و  هرگزا  