ست‌. پس (‌حال که چنین است و همه خطوط بدو منتهی می‌شود) تنها او را پرستش کن‌، و بر عبادت او بر دوام و شکیبا باش‌. مگر شبیه و همانندی برای خدا (‌که خالق‌، رازق‌، عالم‌، قادر، حی‌، قیوم‌، و ... باشد) پیدا خواهی کرد (‌تا دست نیاز به سوی او دراز کنی؟(.

روایتها همدیگر را تقویت می‌کنند بر این‌که این‌گفتار یزدان‌:

(وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلا بِأَمْرِ رَبِّكَ ...).

ما (‌فرشتگان‌، بندگان جان و دل بر کف یزدان‌) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آئیم ....

از جمله سخنانی است‌که به جبرئیل (علیه السلام) دستور داده شدکه آن را به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بگوید، در پاسخ به تاخیر او در پیام وحی برای مدت زمانی‌که جبرئیل به خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) نیامد. دل پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) به هراس افتاد، و اشتیاق ارتباط با محبوب فزونی گرفت‌. جبرئیل موظف گردید بدو بگوید:

(وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلا بِأَمْرِ رَبِّكَ).

ما (‌فرشتگان‌، بندگان جان و دل بر کف یزدان‌) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آئیم‌.

خدا است‌که همه کارهای ما را در دست دارد:

(لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ).

ازآن او است آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان آن دو است‌.

خدا چیزی را فراموش نمی‌کند. بلکه وحی و پیام را وقتی فرومیفرستدکه حکمت او مقتضی نزول آن باشد:

(وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا).

و پروردگارت فراموشکار نبوده (‌و نیست‌)‌.

پس از آن مناسبت داردکه شکیبائی بر عبادت خدا ذکر شود، و اعلان‌گرددکه ربوبیت متعلق به خدا است و بس‌: 

(رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا).

پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو است‌. 

هیچ‌گونه ربوبیتی برای غیر خدا نیست‌، و هیچ‌گونه انبازی در این جهان بزرگ برای خدا نیست‌.

(فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ).

تنها او را پرستش کن‌، و بر عبادت او بر دوام و شکیبا باش. 

خدا را عبادت و پرستش‌کن‌، و بر مشکلات و معضلات و تکالیف و وظائف عبادت و پرستش شکیبا و ماندگار باش‌. این مشکلات و معضلات و تکالیف و وظائف بالا رفتن به سوی افق راست ایستادن در پشگاه معبود، و ثبات و ماندگاری در این افق والا است‌. او را عبادت و پرستش ‌کن‌، و خویشتن را جمع و جور ساز، و نیرو و توان خویش را برای ملاقات و دریافت فرمان در آن افق والای یزدان تهیه و تدارک ببین ... این رنج و مشقت است‌، رنج و مشقت دامن فراهم چیدن و خویشتن را جمع و جورکردن و خالص و مخلص شدن برای آن رنج و مشقت و دست‌کشیدن از هر چیز جز آن‌، جهت پرداختن بدان‌. هیچ ندائی را نشنیدن و به هیچ چیزی ننگریستن مگر ندای آن و نگریستن بدان ... با این رنج و مشقت خوشی و لذتی است‌که مزه آن را نمی‌داند مگرکسی که خودش آن را چشیده باشد. ولی هرچه هست بدان نمی‌توان رسید مگر با این رنج و مشقت‌، و مگر باکاملا و با تمام وجود بدان پرداختن و ازآن او شدن و غرق در آن‌گردیدن‌، و با تمام اعضاء و افکار خود را آماده آن کردن‌. این خوشی و لذت رمز خود را به‌کسی نمی‌نماید، و عطر و عبیر خود را بهره کسی نمی‌کند، مگر به‌کسی‌که خالصانه ازآن او بشود، و تمام سوراخها و سنبه‌های حس و شعور و دل و درون خود را برای آن بگشاید و خویشتن را فدای آن نماید.

(فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ).

تنها او را پرستش کن‌، و بر عبادت او بر دوام و شکیبا باش‌. 

عبادت در اسلام تنها مراسم و شعائر آئینی نیست‌. بلکه عبادت همه تلاشها و کوششها است‌: هر حرکتی است‌. هر اندیشه‌ای است‌. هر نیتی است. هر رویکردی است‌. رنج و مشقّت لازم است‌که در همه اینها انسان به یزدان یگانه جهان روکند و به دیگران رو نکند. رنج و مشقّتی ‌که به شکیبائی و استقامت نیاز دارد، تا دل در هر فعالیت و تلاشی و در هر کوششی و پویشی از فعالیتها و تلاشها و کوششها و پویشهای زمین به آسمان رو بکند و مرادش آسمان باشد، و خویشتن را از اوباش زمین‌، و از یوغهای نیازمندیها و آماجها، و از بندهای شهوات نفس‌، و از خویها و رسمهای بندگی برهاند.

این برنامه‌کامل زندگی است‌که انسان برابر آن زیست می‌کند، و او در طول زندگی در هر چیزکوچک یا بزرگی احساس می‌کندکه به عبادت و پرستش خدا مشغول است‌، و لذا او در همه‌کوششها و پویشهای خود به سوی افق پاک و درخشان عبادت اوج می‌گیرد و بال و پر می‌زند. این برنامه به‌گونه‌ای است‌که شکیبائی و پویائی و رنج و زحمت می‌طلبد.

او را بپرست و بر پرستش او شکیبائی‌کن ... چه تنها یزدان است که در سراسرگستره این جهان پرستیده می‌شود، و تنها او است‌که فطرتها و دلها بدو رو می‌کند . . .

 (هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ؟)  . 

مکر شبیه و همانندی برای خدا (‌که خالق‌، رازق‌، عالم‌، قادر، حی‌، قیوم‌، و ... باشد) پیدا خواهی کرد (‌تا دست نیاز به سوی او دراز کنی‌؟‌)‌.

آیا شبیه و نظیری برای خدا سراغ داری‌؟ خدا والاتر و بالاتر از آن است‌که همسان و همگون داشته باشد. (يَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ).
و  چیزهايی  را  (‌برای  حمل  و  نقل  و  طی  مسافات‌)  می‌آفریند  که  (‌شما  هم  اینک  چیزی  از  انها)  نمی‌دانید.

با  این  بند  از آ‌یه  نيز پیرو  زده  می‌شود  بر  آفرینش  چهارپایان  برای  تغدیه  از  آنها  و  بارکشیدن  از  آنها  و  برخوردا‌ر  شدن  از  جمال  و  زینتی  آنها.  و  پیرو  زده  می‌شود  بر  آفرینش  اسبها  و  استرها  و  الاغها  برای  سواری  و  زینت  ...  بدان  جهت  كه  جولانگاه  اندیشه  و  جهان‌بینی  انسان  باز  و  فراخ  گردد  و  پذیرش  انواع  تازه‌ای  ا‌ز ا‌دوات  و  وسائل  حمل  و  نقل  و  سواری  و  زینت  را  داشته  باشد.  همچنش  اندیشه  و  جهان‌بینی  مردمان  بر  روی  جهان  بیرون  از  محیط  خودشا‌ن‌،  و  بر  روی  جهان  خارج  از  حدود  و  ثغو‌ر  زما‌ن  خودشان‌،  بسته  نگردد.  چه  در  فراسوی  چیزهای  موجود  در  هر  مكانی  و  زمانی  انواع  و  روشهای  دیگری  است  و  خدا  از  مردمان  مي‌خواهدکه  انها  را  بطلبند  و  پیجوئی  کنند  تا  اندیشه  و  جهان‌بینی  ایشان  و  فهم  و  درک  انان  وسعت  پذیرد  و  فراخی  گیرد.  همچنین  خدا  از  انان  می‌خواهد  وقتی  كه  همچون  چیزهای  نوینی  یافته  شوند  یا  كشف  گردند  با  آنها  دشمني  نورزند  و  خویشتن  را  از  استفاده  از  آنها  و  سود  بردن  ا‌ز  آنها  محروم  ننمایند.  بلكه  آنها  را  به كا‌ر  گیرند،  و  نگویند:  پدرا‌ن  و  نیاكان  ما  ا‌ز  چهارپایان  و  اسبها  و  استرها  و  الاغها  استفاده  می‌کردند  و  آنها  را  به  كار  می‌گرفتند،  پس  ما  نیز  جز  چنین  نكنیم‌! و  قرآن  این  انواع  و  ا‌جناس  را  با  نصّ  ذکر  کرده  است  و  ما  جز  از  اینها  بهره  نمی‌بریم  و  سود  نمی‌جويیم‌!

اسلام  عقیده  بازی  است  و  ا‌ز  نرمش  و  سازش  برخوردار  است‌.  پذیرای  همه  نیروهای  زندگی  می‌رود،  و  هه  توانهای  زندگی  را  به  كار  میگیرد.  بدین  خاطر  است  به  قران  ذهنها  و  دلها  را  آ‌ماده  ميكند  برا‌ی  استقبال  از  ه