دید .... 

روند قرآنی در این عرضه در کنار نشانه‌های برجسته موجود در صفحه نبوت می‌ایستد، نبوت در تاریخ بشریت:

(مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ).

از سلاله آدم.

(مِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ).

و از فرزندان کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم‌.

(وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ).

و از دودمان ابراهیم و یعقوب‌.

ادم شامل همگان می‌گردد، و نو‌ح شامل کسانی می‌شود که بعد از او آمده‌اند، و ابراهیم شامل دو شاخه بزرگ نبوت میگردد، و یعقوب شامل شجره بنی‌اسرائیل می‌شود، و اسماعیل که عربها منسوب بدو هستند شامل عربها و از جمله آنان خاتم‌النبیین محمّد (صلی الله علیه و سلم) می گردد.

این پیغمبران و کسانی که خدا ایشان را همراه با پیغمبران هدایت دا‌ده است‌، و شایستگانی که از دودمان ایشان بوده‌اند و خدا آنان را برگزیده است ... صحنه ایشان برجسته است‌.

(إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا).

هر زمان که آیات خداوند مهربان پیش ایشان تلاوت می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند.

آنان پرهیزگارانی هستندکه از خدا بسی می‌ترسند. وجدانهایشان به لرزه درمی‌آید زمانی که آیات خدای مهربان بر آنان خوانده می‌شود. واژگان نمی‌توانند از عهده تعبیر تاثیراتی برآیندکه بر دلهایشان می‌گذرد و بتوانند احساسات درونهایشان را بیان دارند این است که چشمانشان از اشک لبریز می‌گردد و سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتند ...

آن پرهیزگاران حساسی که چشمانشان از اشکها لبریز می‌گردد و دلهایشان از یاد خدا به خشوع و خضوع می‌افتد، از پس ایشان فرزندان نابایست و ناصالحی به وجود آمدند که از خدا بسی دورگردیدند.

(أَضَاعُوا الصَّلاةَ).

نماز را (‌ترک کردند و بهره‌مندی از آن را) هدر دادند. به ترک نمازگفتند و وجوب آن را انکارکردند.

(وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ).

و به دنبال (‌لذائذ و) شهوات راه افتادند.

غرق در شهوات شدند. واقعا میان آنان و میان اینان فرق بسیاری است‌! شباهت آنان با اینان بی‌اندازه دور است‌!

از اینجا است‌که روند قرآنی اینان را تهدید می‌کندکه با رفتار وکردار پدران شایسته و بایسته خود مخالفت ورزیده‌اند. ایشان را به گمراه شدن و نابود گشتن تهدید می‌کند و بیم می‌دهد:

(فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا).

(‌مجازات‌) گمراهی (‌خود را در دنیا و آخرت‌) خواهند دید. 

غی‌: به معنی پریشانی وگمراهی است‌. سرانجام پریشانی وگمراهی هم هدر رفتن و نابود شدن است‌. آن‌گاه دو لنگه در توبه باز می‌شود، و از آن نسیمهای رحمت و لطف و نعمت وزیدن می‌گیرد:

(إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا . جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا . لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلا سَلامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا . تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا).

مگر آن کسانی که توبه کنند و (‌چنان که باید) ایمان بیاورند و کارهای شایسته کنند. این چنین کسانی وارد بهشت می‌شوند و کمترین ستمی بدانان نخواهد شد. باغهای ماندگاری‌ای و جاودانگی‌ای که خداوند مهربان آن را به بندگان خود وعده داده است و ایشان نادیده بدان ایمان دارند. وعده خدا حتما تحقق می‌پذیرد (‌و روزی آنان بهشت خدا را دیده و بدان وارد می‌گردند)‌. آنان در آنجا گفتار پوچ و بیهوده‌ای نمی‌شنوند. لیکن درود (‌یزدان و فرشتگان و مومنان‌) را (‌می‌شنوند)‌. صبحگاهان و شامگاهان (‌و تمام اوان و زمان‌) خوراک و طعام ایشان آماده است‌. این است بهشتی که ما آن را به بندگان خود -‌به آن کسانی که پرهیزگار باشند - می‌د هیم. 

توبه‌ای‌که ایمان را ایجاد می‌کند و عمل شایسته و بایسته را تولید می‌نماید، و مدلول و مفهوم مثبت و روشن خود را تحقق می‌بخشد، از چنان سرنوشتی توبه‌کنندگان را می‌رهاند، و توبه‌کنندگان به «‌سرگردانی وگمراهی‌»‌ دچار نمی‌آیند. بلکه وارد بهشت می‌گردند وکمترین ستمی بدیشان نمی‌شود. وارد بهشت می‌گردند برای اقامت‌گزیدن‌، بهشتی که خدای مهربان آن را به بندگان خود وعده داده است و آنان هم از غیب بدان ایمان آورده‌اند پیش از این‌که آن را ببینند. وعده خدا رخ می‌دهد و هدر نمی‌رود.

آن‌گاه تصویری از بهشت وکسانی را ترسیم می‌کندکه در آنجا بسر می‌برند ...

(لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلا سَلامًا).

آنان در آنجا گفتار پوچ و بیهوده‌ای نمی‌شنوند، لیکن درود (‌یزدان و فرشتگان و مومنان‌) را (‌می‌شنوند)‌. در آنحا یاوه‌گویی و داد و بیداد و جدال و ستیزی نیست‌. بلکه در آنجا تنها صدائی شنیده می‌شودکه متناسب با این فضای دلپسند و مورد رضایت است‌، 

صدای دررد ... رزق و روزی هم در این بهشت تضمین شده است و نیازی به جستن و رنج‌کشیدن نیست‌. دیر رسیدن یا تمام شدن آن انسان را دچار پریشانی و هر‌اس نمی‌سازد:

(وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا).

صبحگاهان و شامگاهان (‌و تمام اوان و زمان‌) خوراک و طعام ایشان آماده است‌.

این فضای دلپسند و مورد رضایت و خوش و امین‌، سازگار با جستن و پریشان شدن نیست‌.

(تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا).

این است بهشتی که ما آن را به بندگان خود -‌به آن کسانی که پرهیزگار باشند -‌می‌دهیم.

هرکس‌که می‌خواهد وراثت بهشت را داشته باشد، وراثت آن مشهور و معروف است‌: توبه و ایمان و عمل صالح‌. ولی وراثت حسب و نسب هیچ‌گونه فائده‌ای نمی‌رساند. مردمانی حسب و نسب آن اشخاص پرهیزگار را به ارث بردند، یعنی حسب و نسب پیغمبران و کسانی‌که خدا ایشان را هدایت عطاء‌کرده بود و آنان را برگزیده بود، ولیکن ایشان نماز را ضائع کرده‌اند و از شهوات پیروی نموده‌اند، و این است که وراثت حسب و نسب بدیشان سودی نمی‌رساند.

(فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا).

(‌مجازات‌) گمراهی (‌خود را در دنیا و آخرت‌) خواهند دید.

*
این درس با اعلان ربوبیت مطلقه برای خدا، و با رهنمود به پرستش او و شکیبائی بر تکالیف و وظائف پرستش‌، و نفی همگون و همسان برای خدا، به پایان می آید:

(وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا. رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا).

ما (‌فرشتگان‌، بندگان جان و دل بر کف یزدان‌) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آئیم (‌و به کره زمین گام نمی‌گذاریم‌)‌. ازآن او است آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است و پروردگارت فراموشکار نبوده (‌و نیست‌)‌. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو 