ذکر  می‌کند،  نزدیکی  از  لحاظ  سخن‌گفتنی‌که  به  شکل  مناجات  به  تصویرکشیده  می‌شود.  ما  نمی‌دانیم  این  سخن‌گفتن  چگونه  صورت  پذیرفته  است‌،  و  موسی  چگونه  آن  را  دریافت  داشته  است  ...  آیا  این  سخن‌گفتن  با  گوش  شنیده  می‌شده  است‌،  یا  سراسر  هستی  انسانی  او  آن  را  دریافت  می‌داشته  است‌.  همچنین  نمی‌دانیم  خدا  وجود  بشری  موسی  را  برای  دریافت  سخن  خدای  ازلی  به  چه  شکلی  درآورده  است  ...  ما  تنها  ایمان  داریم  به  این  که  این‌کار  شده  است  و  صورت  پذیرفته  است‌،  و  برای  خدا  ساده  است‌که  به  نحوی  از  انحاء  سخن  خود  را  به  انسان  برساند،  در  حالی‌که  انسان  بر  بشریت  خود  بوده‌،  و  سخن  خدا  آسمانی  و  بر  آسمانی  بودن  خود  ماندگار  باشد  ...  پیش  از  این  انسان  با  نفخه‌ای  از  روح  متعلق  به  یزدان  انسان  شده  است‌.

روند  قرآنی  رحمت  خدا  را  در  حق  موسی  ذکر  می‌کند،  در  این  که  برادر  او  هارون  را  همراه  وی  می‌کند،  بدان‌گاه  که  موسی  از  خدا  درخواست  می‌نمایدکه  او  را  با  هارون  یاری  دهد:

(او أخی  هارون  هوأفصح  منّي لساناً  فارسله  معی ردء‌اً  یصدّ قني  اني  اخافُ  ان  یكذبون  )  .

برادرم  هارون  را  که  از  من  زبان  بلیغ‌تر  و  فصیح‌تری  دارد  با  من  بفرست  تا  یاور  من  بوده  و  (‌با  توضیح  گفتارم  برای  دیگران  و  پاسخگوئی  روشن  به  شبهات  ایشان‌)  مرا  تصدیق  نماید.  چرا  که  می‌ترسم  تکذیبم  کنند  و  دروغگویم  نامند.   (‌قصص‌/34)  

رحمت  است‌که  بر  سراسر  فضای  سوره  سایه  می‌اندازد.  آن‌گاه  روند  قرآنی  به  نواده  دیگری  از  نژاد  ابراهیم  می‌پردازد  و  از  اسماعیل  نیای  عربها  سخن  می‌گوید:

(وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَبِيًّا وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا )  .

در  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌)  از  اسماعیل  بگو:  آن  کسی  که  در  وعده‌هایش  راست  بود،  و  پیغمبر  والامقامی  بود.  او  همواره  خانواده خود  را  به  اقامه  نماز  و  دادن  زکات  دستور  می‌داد،  و  در  پیشگاه  پروردگارش  مورد  رضایت  بود.  

صفات  اسماعیل  را  برمی‌شمرد  و  او  را  چنین  توصیف  می‌کندکه  دارای  وعده  راستین  بود  و  به  وعده  خود  وفا  می‌کرد. داشتن وعده راستین و به وعده خود وفا نکردن صفت هر پیغمبری و هر شخص صالح و شایسته‌ای بوده است‌. پس باید این صفت در اسماعیل تا بدانجا برجسته و چشمگیر بوده باشدکه مقتضی اظهار آن و تذکر آن به شکل خاصی‌گردیده است‌.

اسماعیل پیغمبری بوده است‌، و چون نیای بزرگ عربها بوده است به ناچار باید در میان عربهای پیشین صاحب دعوت بوده باشد. اندکی پیش از آمدن اسلام و بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) افراد یگانه‌پرستی و اهل توحیدی بوده‌اند. ارجح اقوال این است که آنان باقی‌ماندگان یکتاپرست پیروان اسماعیل بوده‌اند. روند قرآنی از جمله ارکان و اصل عقیده‌ای‌که اسماعیل با خود به ارمغان آورده است‌، نماز و روزه را ذکر می‌کند و می‌گویدکه اسماعیل به اهالی خانواده خود دستور می‌داد نماز را بخوانند و زکات را بدهند ...گذشته از این‌، روند قرآنی می‌گوید که اسماعیل در پیشگاه پروردگارش مورد رضایت بوده است ... رضای خدا نشانه‌ای از نشانه‌های بر‌جسته‌ي این سوره است و در فضای آن رضا همچون رحمت طنین‌انداز است و نزدیک به هم هستند.

در پایان‌، روند قرآنی این اشاره‌ها را با یادی از ادریس پایان می‌دهد:

(وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا. وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا).

و در کتاب (‌آسمانی قرآن‌) از ادریس بگو او بسیار راستکار و راستگو و پیغمبر بزرگی بود. ما او را به منزلت و مکانت والائی نائل کردیم‌.

ما نمی‌توانیم روزگار ادریس را دقیقا معین‌کنیم‌. ارجح این است‌که او پیش از ابراهیم زیسته است‌، و از زمره انبیاء بنی‌اسرائیل نبوده است‌. چه نام او درکتابهای آئینی ایشان نیامده است‌. قرآن ادریس را راستکار و راستگو و پیغمبری بشمار آورده است و ثبت و ضبط فرموده است‌که خدا ادریس را به منزلت و مکانت والائی نائل گردانده است‌، و قدر و ارج او را بالا برده است و نام وی را والاکرده است‌. و بلندآوازه‌اش فرموده است‌. 

نظریه‌ای در میان است‌که آن را ذکر می‌کنیم تنها برای آشنائی با آن‌. ما آن را نه می‌پذیریم و نه نفی می‌کنیم‌. برخی از پژوهشگران وکاوشگران آثار و ابنیه کهن مصر می‌گویند: ادریس معرب واژه «‌اوزریس‌» مصری قدیم است‌. و یحیی معرب واژه یوحنا، وکلمه الیسع معرب واژه الیشع است ... پیرامون اوزریس افسانه‌های زیادی ساخته شده است‌. مصریها معتقدندکه او به آسمان صعودکرده است و تخت بزرگ بدو تعلق‌گرفته است‌. هرکس‌که اعمال او پس از مرگ وزن و سنجیده گردد و روشن شودکه حسنات و خوبیهایش بیش از سیئات و بدیهایش است‌، به اوزریس ملحق می‌گردد، اوزریسی‌که او را برای خود خدائی کرده‌اند، و می‌گویند اوزریس پیش از صعود به آسمان علوم و معارف را بدیشان آموخته است‌.

به هر حال ما به چیزی بسنده می‌کنیم‌که در قرآن مجید راجع به ادریس آمده است‌، و ترجیح می‌دهم‌که او پیش از انبیاء بنی‏اسرائیل زیسته است و بوده است‌.

روند قرآنی پیغمبری را ذکر می‌کند تا میان آن‌کاروان مومن و پرهیزگار، و میان کسانی‌که پس از ایشان بوده‌اند، اعم از مشرکان عرب یا مشرکان بنی‏اسرائیل، به سنجش و مقایسه بپردازد ... ناگهان در این سنجش و مقایسه پدیدار می‌گردد چه اندازه آنان با اینان فرق دارند، و چه فاصله زیادی و چه دره ژرفی و چه اختلاف فراوانی میان‌گذشتگان و آیندگان است‌، و آنان کجا و اینان کجایند:

(أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا . فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا).

آنان که پیغمبرانی بودند از سلاله آدم‌، و از فرزندان کسانی که با نوح سوار کشتی کردیم‌، و از دودمان ابراهیم و یعقوب‌، و از زمره کسانی که آنان را (‌به سوی ایمان‌) رهنمود و (‌برای رسالت آسمانی‌) برگزیده بودیم و بدیشان نعمت (‌دنیا و آخرت‌) داده بودیم‌، هر زمان که آیات خداوند مهربان پیش ایشان تلاوت می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند. بعد از آنان‌، فرزندان ناخلفی (‌روی کار آمدند و در زمین‌) جایگزین شدند که نماز را (‌ترک کردند و بهره‌مندی از آن را) هدر دادند و به دنبال (‌لذائذ و شهوات راه افتادند و (‌مجازات‌) گمراهی (‌خود را در دنیا و آخرت‌) خواهند 