وَلِيًّا).

در  کتاب  (‌قرآن‌،  برای  مردمان‌،  گوشه‌ای  از  سرگذشت‌)  ابراهیم  را  بیان  کن‌.  او  بسیار  راست‌کردار  و  راست  گفتار  و  پیغمبر  (‌یزدان  دادار)  بود.  هنگامی  (‌را  بیان  دار)  که  (‌محترمانه‌)  به  پدرش  گفت‌:  ای  پدر!  چرا  چیزی  را  پرستش  می‌کنی  که  نمی‌شنود  و  نمی‌بیند  و  اصلا  شر  و  بلائی  از  تو  به  دور  نمی‌دارد؟  ای  پدر!  دانشی  (‌از  طریق  وحی  الهی‌)  نصیب  من  شده  است  که  بهره  تو  نگشته  است‌،  بنابراین  از  من  پیروی  کن  تا  تو  را  به  راه  راست  رهنمود  کنم‌.  ای  پدر!  اهریمن  را  پرستش  مکن  که  اهریمن  پیوسته  در  برابر  (‌فرمان  خدای‌)  رحمان  سرکش  بوده  و  هست‌.  ای  پدر!  من  از  این  می‌ترسم  که  عذاب  سختی  از  سوی  خداوند  مهربان  گریبانگیر  تو  شود  (‌که  آتش  دوزخ  است‌)  و  آنگاه  همدم  شیطان  (‌در  نفرین  یزدان  و  عذاب  سوزان‌)  شوی‌.

با  ا‌ین  لطف  و  مهربانی،  ابراهیم  با  پدرش  به  سخن  درمی‌اید.  می‌کوشد  او  را  به  سوی  خیر  و  صلاهي  رهنمودکندکه  خدا  ان  را  بدو  نشان  و  بدان  هدایت  داده  است‌،  و  خدا  آ‌ن  را  بدو  اموخته  است‌.  ابراهیم  محترمانه  و  مهربانانه  با  او  به  سخن  درمی‌اید  و  می‌گوید:
«  يَا أَبَتِ »  .
 ای  پدر‌!.
و  از  او  می‌پرسد:

«‌ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا ؟  »  ٠

چرا  چیزی  را  پرستش  می‌کنی  که  نمی‌شنود  و  نمی‌بیند  و  اصلا  شر  و  بلائی  از  تو  به  دور  نمی‌دارد؟‌.

اصل  در  عبادت  این  است‌که  انسان  عبادت  را  متوجه  کسی  کندکه  بالاتر  و  داناتر  و  تواناتر  از  انسان  است‌.  عبادت  را  به  مقامی  صعود  دهدکه  از  مقام  انسان  والاتر  و  بلندتر  است‌.  پس  در  این  صورت  چگونه  انسان  عبادت  را  متوجه  چیزی  می‌کندکه  از  انسان  پائین‌تر  و  کمتر  است‌،  چه  رسد  به  این‌که  عبادت  را  متوجه  چیزی  سازدکه  مرتبه  آن  از  مرتبه  حیوان  نیز  پائین‌تر  و  فروتر  است‌،  نه  می‌شنود  و  نه  می‏‎بیند،  و  نه  مالک  زیانی  و  نه  ماک  سودی  است  ...  پدر  ابراهیم  و  قوم  او  بتها  را  می‌پرستیدند،  همان‌گونه‌که  قریشیانی‌که  اسلام  با  ایشان  روبروگردید  چنین  حال  و  وضعی  داشتند.

این  نخستین  پسوده‌ای  است‌که  ابراهیم  دعوت  خود  را  با  آن  با  پدر  خود  آغاز  می‌کند.  سپس  به  دنبال  آن  بیان  می‌داردکه  این  را  از  سوی  خویش  نمی‌گوید.  بلکه  این  آگاهی  و  دانشی  است‌که  از  سوی  خدا  برای  او  آمده  است  و  خدا  او  را  رهنمودکرده  است  و  هد‌ایت  بخشیده  است‌.  هرچند  که  او  از  پد‌رش  سن  و  سال  و  تجربه  کمتری  دارد،  ولیکن  مدد  و  یاری  آسمانی  او  را  کمک  کرده  است‌که  بفهمد  و  حق  را  بداند.  این  است‌که  پدرش  را  نصیحت  می‌کند،  پدری‌که  این  آگاهی  و  دانش  را  دریافت  نکرده  است‌.  پدرش  را  به  راهی  رهنمود  می‌کند  که  خودش  بدان  رهنمود  گرد‌یده  است‌:

«يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا »‌. 

ای  پدر!  دانشی  (‌از  طریق  وحی  الهی‌)  نصیب  من  شده  است  که  بهره  تو  نگشته  است‌.  بنابراین  از  من  پیروی  کن  تا  تو  را  به  راه  راست  رهنمود  کنم‌.

هیچ‌گونه  کوچکی  و  حقارتی  در  این  نیست‌که  پدر  از  پسرش  پیروی‌کند،  وقتی‌که  پسر  با  سرچشمه  اعلی  و  بس  بالا  ارتباط  و  پیوند  دارد.  پدر  وقتی‌که  از  همچون  پسری  پیروی  می‌کند،  درحقیقت  او  از  آن  سرچشمه  اعلی  و  بس  بالا  پيروی  می‌کند،  و  در  راهی  حرکت  می‌نمایدکه  به  سوی  هدایت  است‌.

بعد  از  این  که  ابراهیم  بیان  می‌داردکه  چه  زشتی  و  بدی  در  عبادت  بتها  نهفته  است‌،  و  سرچشمه‌ای‌که  ابراهیم  از  آن  مدد  و  یاری  می‏طلبد  و  در دعوت  پدرش  بر  آن  تکیه  دارد،  برای  پدرش  روشن  می‌کندکه  راه  پدرش  راه  شیطان  است‌،  وابراهیم  می‌خواهد  او  را  به  راه  رحمان  رهنمود  سازد.  چه  ابراهیم  بر  پدرش  از  خشم  خدا  می‌ترسد،  و  نگران  است‌که  خدا  مقدر  فرمایدکه  پدرش  از  زمره  پیروان  شیطان  قلمداد  شود.

«  يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا »‌.

ای  پدر!  اهریمن  را  پرستش  مکن  که  اهریمن  پیوسته  در  برابر  (‌فرمان  خدای‌)  رحمان  سرکش  بوده  و  هست‌.  ای  پدر!  من  از  این  می‌ترسم  که  عذاب  سختی  از  سوی  خداوند  مهربان  گریبانگیر  تو  شود  (‌که  آتش  دوزخ  است‌)  و  آنگاه  همدم  شیطان  (‌در  نفرین  یزدان  و  عذاب  سوزان‌)  شوی‌.

اهریمن  است‌که  به  پرستش  بتها  جای  خدا  انسان  را  تشویق  و  ترغیب  می‌کند.  چه‌کسی‌که  بتها  را  پرستش  می‌کند،  انگار  خود  شیطان  را  پرستش  می‌نماید،  و  شیطان  هم  از  فرمان  رحمان  عاصی  وگریزان  است‌.  ابراهیم  پدرش  را  برحذر  می‌دارد  از  این‌که  خدا  بر  او  خشم‌گیرد  و  وی  را  دوست  و  پیرو  شیطان  بشمار  آورد.  وقتی‌که  خدا  بنده خود  را  به  طاعت  هدایت  می‌دهد  نعمت  است‌.  و  زمانی‌که  خدا  مقدر  و  مقرر  می‌فرماید  که  بنده  او  از  زمره دوستان  شیطان  قلمداد  شود  نقمت  است  ...  نقمتی  است‌که  او  را  به  سوی  سخت‌ترین  عذاب  و  زیانبارترین  معامله  در  روز  حساب  وکتاب  قیامت  سوق  می‌دهد.

امّا  این  دعوت  لطیف  و  زیبا  با  دل‌انگیزترین‌کلمات  و  مهرانگیزترین  عبارات  نيز  به  دل  مشرک‌کینه‌توز  درنمی‌آید.  پدر  ابراهیم  را  می‌بینیم  که  چگونه  با  زشتی  و  تهدید  و  بیم  به  پیکار  ابراهیم  می‌رود:

(  قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لأرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا)‌.

(‌پدر  ابراهیم  برآشفت  و)  گفت‌:  آیا  تو  ای  ابراهیم  از  خدایان  من  رویگردانی‌؟‌!  اگر  (‌از  این  کار  یکتاپرستی  و  ناسزاگوئی  درباره  بتان‌)  دست  نکشی‌،  حتما  تو  را  سنگسار  می‌کنم‌.  برو  برای  مدت  مدیدی  از  من  دور  شو  (‌تا  آتش  کینه  وخشمم  فروکش  کند،  و  دست  به  خون  تو  نیالایم‌)‌.

آیا  تو  ای  ابراهیم  از  خدایان  من  رویگردانی‌،  و  از  پرستش  آنها  بیزاری‌؟  آیاکار  تو  بدینجاکشیده  است‌که  همچون  جسارتی  به  خود  راه  دهی‌؟‌!  این  کار  اعلان  مرگ  رسواگرانه  زشت  تو  است  اگر  بر  این  موقعیت  پلشت  پافشاری  کن‌.

(لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لأرْجُمَنَّكَ)  ٠

اگر  (‌از  کار  یکتاپرستی  و  ناسزاگوئی  درباره  بتان‌)  دست  نکشی‌،  حتما  تو  را  سنگسار  می‌کنم‌.

از  پیش  چشم  من  برو،  و  از  من‌کاملا  دور  شو،  تا  زندگی  خود  را  حفظ  کنی  اگر  می‌خواهی  رهائی  یابی‌:

«  وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا»  .

برو  برای  مدت  مدیدی  از  من  دور  شو  (‌تا  آتش  کینه  و  خشمم  فروکش  کند،  و  دست  به  خون  تو  نیالایم‌)‌.

با  همچون  نادانی  و  جهالتی‌،  این  مرد  با  دعوت  به  س