ه‌های  یهودیان  و  مسیحیان‌)  در  میان  خود  راه‌های  مختلفی  را  درپیش  گرفتند  (‌و  عقائد  گوناگونی  درباره  مسیح  ابراز  داشتند)‌.  

امپراتور  یونانی  قسطنطنیه  کنگره‌ای  ازکشیشها  را  تشکیل  داد  -  این  کنگره  یکی  از  کنگره‌های  سه‌گانه  مشهور  است  -‌اعضاء  این  کنگره  به  (2107) کشیش  رسید.  درباره  عیسی  اختلاف  شدیدی  پیدا  کردند.  هر  فرقه  و  دسته‌ای  درباره  عیسی  سخنی  می‌گفت  ...  بعضیها  گفتند:  عیسی  خدا  است‌.  او  به  زمین  آمده  است  و  هر که  را  خواسته  است  زنده ‌کرده  است  و  هر که  را  خواسته  است  میرانده  است  و  سپس  به  آسمان  صعود  نموده  است‌.  بعضیها  هم‌ گفتند:  عیسی  پسر  خدا  است‌.  برخیها  نیز گفتند:  عیسی  یکی  از  اقنومهای  سه‌گانه  است‌،  یعنی‌:  پدر  و  پسر  و  روح‌القدس‌.  برخیها  هم‌ گفتند:  عیسی  سومین  نفر  از  خدایان  سه‌گانه  است‌،  یعنی  یزدان  خدا  است  و  عیسی  خدا  است  و  مادر  عيسی  خدا  است‌.  بعضیها  نیز گفتند:  عیسی  بنده  خدا  و  فرستاده او  و  روح  و کلمه  او  است‌.  و  فرقه‌های  دیگری  چیزهای  دیگری  را  گفتند.  غیر  از  ٣٠٨ کشیش‌که  متفق  بر  سخنی  شدند،  دیگران  بر  سخنی  متفق  نگردیدند.  این  بود که  امپراتور  سخن  ٣٠٨ کشیش  را  پذیرفت  و  طرفداران  سخن  ایشان  را  پشتیبانی  و کمک‌ کرد،  و  دیگران  را  راند  و  مخالفان  را  پخش  و  پراکنده‌ کرد،  به‌ویژه  یکتاپرستان  آنان  را.  

چون  کنگره‌هائی  که  همایش  کشیشان  در  آنها  صورت  پذیرفته  است  عقائد  منحرف  و  نادرست  را  مقرر  داشته‌اند،  روند  قرآنی  در  اینجا  کافرانی  را  بیم  می‌دهد  که  از  ایمان  به  وحدانیت  خدا  منحرف  می‌گردند.  ایشان  را  با  صحنه  روز  بزرگی  بیم  می‌دهدکه  بزرگ‌ترین  همایش  است  و  همگان  چیزی  را  مشاهده  می‌کنندکه  گریبانگیرکافران  منحرف  می‌گردد:

« فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ».

وای  به  حال  کافران‌!  (‌چون  ایشان‌)  در  هنگامه  روز  بزرگ  (‌قیامت  چه  خواهند  دید  و  چه  خواهند  کشید!  کافران  انگار  در  این  جهان  کر  و  کورند،  ولي)  در  آن  روز  که  به  پیش  ما  می‌آیند،  چه  گوش  شنوا  و  چه  چشم  بینائی  پیدا  می‌کنند  (‌امّا  چه  فائده  که  آن  روز  کار  از  کار  گذشته  است  و  وقت  حساب  و  کتاب  فرارسیده  است‌)  ولیکن  ستمکاران‌،  امروزه  (‌که  جهان  کسب  و  عمل  و  اندوختن  و  توختن  است‌)  در  گمراهی  آشکاری  بسر  می‌برند.  (‌ای  پیغمبر!)  ظالمان  را  از  روز  حسرت  (‌که  رستاخیز  است‌)  بترسان‌.  آن  هنگامی  که  کار  از  کار  می‏‎گذرد  و  (‌همه  چیز  دنیا  پایان  می‏‎گیرد  و  وقت  حساب  و  کتاب  فرا  می‌رسد،  و  ستمکاران  می‌بینند  که‌)  ایشان  در  غفلت  (‌عمر  گرانمایه  را)  بسر  برده‌اند  و  (‌به  قیامت  و  بهشت  و  دوزخی‌)  ایمان  نداشته‌اند . 

وای  به  حالشان  از  آن  صحنه‌ای‌که  در  روز  بزرگی  پیش  می‌آید.  این  روز  بزرگ  برای  بزرگ  جلوه  دادن  و  به  هراس  انداختن  به  صورت  نکره  آمده  است‌.  صحنه‌ای  است‌که  ثقلين‌،  یعنی  انس  و  جن‌،  و  فرشتگان  در  ان  حضور  پیدا  می‌کنند  و  در  پیشگاه  خداوند  مقتدر  و  شکوهمندی  گرد  می‌آیند  که  کافران  برای  او  شریک  درست  کرده‌اند  و  به  انباز  معتقد  گردیده‌اند.

آن‌گاه  روند  قرآنی‌ کافران  را  ریشخند  می‌کند  و  رویگردانی  آنان  را  از  دلائل  هدایت  در  دنیا  به  تمسخر  می‌گيرد.کافران  در  آن  صحنه  از  جملگی  مردمان  شنواتر  و  بیناترند:

« أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »  ٠

چه  گوش  شنوا  و  چه  چشم  بینائی  پیدا  می‌کنند  در  آن  روز  که  به  پيش  ما  می‌آیند.  (‌امّا  چه  فائده  كه  آن  روز  کار  از  کار  گذشته  است  و  وقت  حساب  و  کتاب  فرارسیده  است‌)  ولیکن  ستمکاران‌،  امروزه  (‌که  جهان  کسب  و  عمل  و  اندوختن  و  توختن  است‌)  در  گمراهی  آشکاری  بسر  می‏‎برند.

چه  حال  شگفتی  دارند!..  وقتی‌که  شنیدن  و  دیدن  وسیله هدايت و نجات است آنان در روزي كه شنيدن و ديدن وسيله خواري است بسيار شنوا وبينا هستند ايشان را شنوا ميكنند تا بشنوند انچه را نميپسندند بينا ميكنند تا ببينند چيزي راكه از ان خود را بدور ميدارند در صحنه روز بزرگي كه قيامت نام دارد 

 (وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ).

اي پيغمبر : ظالمان را از روز حسرت كه رستاخيزاست‌)  بترسان‌.  

روزی  حسرتها  فزونی  و  شدت  مي‌گیرد،  تا  آنجاکه  انگار  آن  روز  خود  حسرت  است  و  چیز  دیگری  جز  آن  در  میان  نیست‌،  و  حسرت  بر  فضای  آن  چیره  است‌،  و  برجسته  در  آن  است‌.  ایشان  را  بترسان  از  این  روزی‌که  حسرتها  سودمند  نمی‌افتد:

(إِذْ قُضِيَ الأمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ).

 آن  هنگامی  که  کار  از  کار  می‌گذ‌رد  و  (‌همه  چیز  دنیا  پایان  می‏‎گیرد  و  وقت  حساب  و  کتاب  فرامی‌رسد،  و  ستمکاران  می‌بینند  كه‌)  ایشان  در  غفلت  (‌عمر  گرانمایه  را)  بسر  برده‌اند  و  (‌به  قیامت  و  بهشت  و  دوزخی‌)  ایمان  نداشته‌اند.

انگار  آن  روز  به  عدم  ایمان  ایشان  پیو‌سته  است‌،  و  با  غفلتی  گره  خورده  است  که  آنان  بدان  درافتاده‌اند.  ایشان  را  از  آن  روزی  بترسان‌که  هیچ  شک  و  تردیدی  درباره آن  نیست‌.  هرچه  بر  روی  زمین  است  و  هرکه  بر  روی  زمین  است  به  پیشگاه  خدا  برمی‏گردد،   همچون  برگشتن  همه  که  به  وارث  یگانه‌!‌:

« إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ »  .

ما  وارث  (‌اصلی‌)  زمین  و  همه  کسانی  هستیم  که  بر  روی  آن  زندگی  می‌کنند،  و  (‌همگان‌)  به  سوی  ما  برگردانده  می‌شوند.  

*
--------------------------------------------------------------------------------
[1] برای  اطلاع  بیشتر  از  این  موضوع‌،  مراجـعه  شود  بـه  کـتاب‌٠  «‌التـصویر  الفنی  فی‌القرآن‌«  فصل‌:  «‌هماهنگی  هنری  در  قرآن‌». 
[2]در  سوره  تحریم  آمده  است‌:
(وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا)
همچنین  خداوند  (‌از  میان  مومنان‌،  دومبن  الگو)  مـریم  دختر  عمران  را  مثل  زده  است ‌که  دامن‌ به گناه  نیالود و  خود  را  پاک  نگاه  داشت‌،  و  ما  از  روح  متعلق  به  خود  در  آن  دمیدیم‌.  (‌تحریم/‌١٢)
آیا  واژه  ‌«‌روحنا»  در  سوره  مریم‌،  همان  «‌روحنا»  در  سوره  تحریم  است‌؟  و  آیا  مدلول ‌و  مفهوم  آنها  یکی  است‌؟...  ما  معتقدیم‌ که‌ دو  چیز  مختلف ‌و  جدای  از  یکدیگرند:  در  سوره  مریم  مراد  جبرئیل  است‌ که  روح‌الامین  است  و  قاصدی  از  سوی  خدا  است‌ و  به  پیش  مریم  فرستاده  شده  است‌.  امّا  در  سوره  تحریم