:

(وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا) ٠

و  از  فضل  خود،  بدو  مهر  و  محبت  فراوان  دادیم  (‌و  بر  رحمت  و  عطوفت  عظیمش  سرشتیم‌)  و  برکت  و  پاکی  نصیبش  کردیم‌،  و  او  پرهیزگار  (‌به  بار  آمد)  و  متقی  بود.  (‌مریم‌/13)  

و  از  نعمت  و  لطفی  سخن  می‌رودکه  خدا  بهره عیسی  فرموده  است  و  او  را  نيکو  و  دلسوز  و  مهربان  در  حق  مادرش  کرده  است‌:

(  وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا ).

و  (‌مرا  سفارش  می‌فرماید)  به  نیکی  و  نیکرفتاری  در  حق  مادرم‌.  و  مرا  (‌نسبت  به  مردم‌)  زورگو  و  بدرفتار  نمی  سازد  .  (‌مریم‌/32) 

 تو  پسوده‌های  رحمت  ظریف  و  لغزیدن  لطف  آن  را  در  واژه‌ها  و  عبارتها  و  سایه‌روشنها  احساس  می‌کنی‌.  همچنین  تکانها  و  لرزشهای  جهان  را  احساس  می‌کنی  و  می‌بینی‌که  چگونه  جهان  هستی  به  خاطر  واژه  شرک  جنبان  و  لرزان  می‌شود،  چون  فطرت  جهان  تاب  شنیدن  آن  را  ندارد  ...  همچنین  احساس  می‌کنی‌که  سوره  دارای  نواها  و  آواهای  موسیقی  ویژه‌ای  است‌.  حتی  طنین  واژه‌های  سوره  و  فواصل  موجود  در  آن  دارای  زیر  و  بم  خوشایند  و  تاثیر  ژرفی  است‌.  از  قبیل‌:  رضیّآ،  سریّاً،  حفیّاً‌،  نجیّاً‌،  و  ...  جاهائی  هم‌که  مقتضی  شدّت  و  حدّت  است‌،  فاصله‌ها  و  بندها  اغلب  با  حرف  دال  و  مشدّد  می‌آیند.  از  قبیل‌:  مدّاً،  ضدّاً،  ادّآً،  هدّاً،  و  ...  یا  با  زاء  مشدّد  می‌آیند.  از  قبیل‌:  عزّآً،  ازّاً،  و  ...

تنوع  نواها  و  آواهای  موسیقی  و  فاصله‌ها  و  قافیه‌ها،  همراه  با  تنوع  فضا  و  موضوع‌،  آشکارا  در  این  سوره  جلوه‌گر  می‌آید.[1]  این  نیز  با  شروع  داستان  زکریا  و  یحیی  آغاز  می‌شود،  و  فاصله‌ها  و  قافیه‌ها  این  چنین  به  پیش  می‌رود:

« ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا ... »  

(‌این‌)  یادی  است  از  مرحمت  پروردگارت  نسبت  به  بنده  خود  زکریا  (‌که  ای  محمّد!  آن  را  بر  تو  می‌خوانم‌)‌.  در  آن  هنگام  که  پروردگارش  را  (‌در  خلوتگاه  عبادت‌)  پنهانی  ندا  داد.  و  ...  (‌مريم/2-3) 

 به  دنبال  داستان  زکریا  و  یحیی‌،  داستان  مریم  و  عیسی  می‌آید و  فاصله‌ها  و  قافیه‌ها  با  همان  نظم  و  نظام  به  پیش  می‌روند:

«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا ...  »  ٠  و  ...

(‌ای  پیغمبر!)  در  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌،  اندکی‌)  از  مریم  سخن  بگو:  آن  هنگام  که  در  ناحیه  شرقی  (‌بیت‌المقدس  برای  فراغت  عبادت‌)  از  خانواده‌اش  کناره  گرفت.  و  پرده‌ای  میان  خود  و  ایشان  افکند  (‌تا  خلوتکده‌اش  از  هر  نظر  برای  عبادت  آماده  باشد،  در  این  هنگام‌)  ما  جبرئیل  (‌فرشته‌)  خویش  را  به  سوی  او  فرستادیم  و  جبرئیل  در  شکل  انسان  کامل  خوش  قیافه‌ای  بر  مریم  ظاهر  شد  .. ‌. و... (‌مریم‌١٦و  ١٧)  

تا  آنجا  که  داستان  به  پایان  می‌آید،  و  پیرو  به  میان  می‌آید  تا  حقیقت  عیسی  پسر  مریم  را  بيان  دارد،  و  مساله  فرزند  خدا  بودن  او  را  خاتمه  بخشد.  در  اینجا  نظم  و  نظام  فاصله‌ها  و  قافیه‌ها  دگرگون  می‌شود  ...  فاصله‌ها  طول  می‏‎کشند  و  دور  از  همدیگر  می‌گردند،  و  قافیه‌ها  با  حرف  میم  یا  نون  آرام  ساکنی  به  هنگام  وقف‌،  نه  با  یاء  ممدود  نرم‌،  پایان  می‌پذیرند.  از  قبیل‌:

«ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ... » .  و  ...

این  است  عیسی  پسر  مریم‌،  (‌با  این  صفات  و  خصالی  که  گذشت‌)‌.  این‌،  سخن  راستین  درباره  او  است‌،  سخن  راستینی  که  در  آن  تردید  می‌کنند.  سزاوار  خداوند  نیست  که  فرزندی  داشته  باشد.  او  منزه  (‌از  اتخاذ  و انتخاب  فرزند،  و  به  دور  از  اینگونه  عیبها  و  نقصها) است‌.  هرگاه  اراده  پدید  آوردن  چیزی  و  انجام  کاری  کند،  تنها  کافی  است  راجع  بدان  بگوید:  بشو!  و  می‌شود.  (‌پس  چنین  قادر  متعالی  هرگز  نیازی  به  فرزند  ندارد)‌.و...  (‌مریم /34-35 )  

تا  آنجاکه  بیان‌کردن  و  داوری  نمودن  به  پایان  می‌آید،  و  روند  قرآنی  به  داستانها  برمی‌گردد،  آن  وقت  است  که  قافیه نرم  و  دراز  آهنگ  ممدود  از  نو  تکرار  می‌شود:

 « وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا إِذْ قَالَ لأبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا...  »‌.  و  ...

در  کتاب  (‌قرآن‌،  برای  مردمان‌،  گوشه‌ای  از  سرکذشت‌)  ابراهیم  را  بیان  کن‌.  او  بسیار  راست‌کردار  و  راست‌گفتار  و  پیغمبر  (‌یزدان  دادار)  بود.  هنگامی  (‌را  بیان  دار)  که  (‌محترمانه‌)  به  پدرش  گفت‌:  ای  پدر!  چرا  چیزی  را  پرستش  می‌کنی  که  نمی‌شنود  و  نمی‌بیند  و  اصلا  شر  و  بلائی  از  تو  به  دور  نمی‌دارد؟‌.  و  ...(‌مریم‌/  ٤١  و  ٤٢)  

تا  آنجاکه  به  یاد  تکذیب‌کنندگان  و  عذاب  و  انتقامی  می‌رسد  که  در  انتظار  آنان  است‌.  همين  که  بدینجا  می‌رسد،  نوا  و  آوای  موسیقی  و  طنین  قافیه  تغییر  می‌کند:

(  قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا...)  .  

(‌ای  پیغمبر!)  بگو:  کسانی  که  در  گمراهی  هستند  (‌و  اصرار  بر  ادامه  این  راه  دارند)  خداوند  مهربان  بدیشان  مهلت  می‌دهد  (‌تا  بر  کفر  و  طغیان  خود  بیفزایند  و  بیشتر  در  گناه  فرو  بروند)  تا  آنگاه  که  می‌بینند  آنچه  را  بدان  وعده  داده  شده‌اند،  چه  عذاب  (‌کافران  توسط  جهادگران  مسلمان‌)  را،  و  چه  (‌خواری  و  رسوائی‌)  آخرت  را، بالاخره  ایشان  خواهند  دانست  که  چه  کسی  مسکن  و  منزلش  بدتر  و  سپاه  و  لشگرش  ضعیف‌تر  و  ناتوانتراست. (‌مریم‌/75)  

  در  جائی‌که  محل  زشت  شمردن  و  بد  دانستن  است‌،  طنین  و  نواها  و  آواها  با  تشدید  دال‌،  بلندتر  و  سخت‌تر  می‌گردد:

« وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الأرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا  ...  »  .  و  ...

و  (‌یهودیان  و  مسیحیان  و  مشرکان‌)  میگویند:  خداوند  مهربان  فرزندی  برای  خود  برگرفته  است‌!  واقعآ  چیز  بسیار  زشت  و  زننده‌ای  را  میگوئید.  نزدیک  است  آسمانها  به  خاطر  این  سخن  از  هم  متلاشی  گردد،  و  زمین  بشکافد،  و  کوه‌ها  به  شدت  درهم  فروریزد!...  (‌مريم/88-90)  

بدین