َوِيًّا (١٧) قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا (١٨) قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأهَبَ لَكِ غُلامًا زَكِيًّا (١٩) قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا (٢٠) قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا (٢١) فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا (٢٢) فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا (٢٣) فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا (٢٤) وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا (٢٥) فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا (٢٦) فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا (٢٧) يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا (٢٨) فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا (٢٩) قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا (٣٠) وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا (٣١) وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا (٣٢) وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا (٣٣) ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ (٣٤) مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٣٥) وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ (٣٦) فَاخْتَلَفَ الأحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ (٣٧) أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٣٨) وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (٣٩) إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ (٤٠)

روند  این  سوره  بر  محور  توحید  و  یکتاپرستی‌،  و  نفی  فرزند  و  انباز  از  خدا  می‌چرخد،  و  به  مساله  زنده  شدن  دوباره  و  رستاخیزی  می‌پردازد  که  استوار  بر  مساله  توحید  و  یکتاپرستی  است  ...  این  موضوع  اساسی  و  بنیادینی  است  که  این  سوره  همچون  اغلب  سوره‌های  مکی  بدان  ميپرداز‌د.

داستان‌،  ماده  این  سوره  است‌.  این  سوره  می‌اغازد  با  داستان  زکریا  و  یحیی‌.  آن‌گاه  داستان  مریم  و  تولد  عیسی  شروع  می‌گردد.  پس  از  ان  داستان  ابراهیم  با  پدرش  به  میان  می‌اید  ...  به  دنبال  ان  اشاره‌هائی  به  پيغمبران  می‌شود:  اسحاق‌،  یعقو‌ب‌،  موسی‌،  هارون‌،  اسماعیل‌،  ادریس‌،  ادم  و  نوح  ...  این  داستانها  در  حدود  دوسوم  سوره  را  به  خود  اختصاص  می‌دهند،  و  هدف  انها  اثبات  وحدانیت  و  یگانگی‌،  و  زنده  شدن  و  رستاخیز،  و  نفي  فرزند  و  انباز  از  یزدان  سبحان‌،  و  بیان  راه  و  روش  راه  یافتگان‌،  و  راه  و  روش  گمراهان  از  میان  پیروان  پیغمبران  است‌.

از  اینجا  به  بعد  بعضی  از  صحنه‌های  قیامت‌،  و  بعضی  از  جدال  با  منکران  زنده  شدن  و  رستاخیز،  به  میان  می‌اید.  از  زشت  شمردن  شرک  و  انباز  و  ادعای  فرزند  برای  خدا،  و  از  هلاک  و  نابودی  مشرکان  و  تکذیب‌کنندگان  در  دنیا  و  آخرت،  سخن  می‌رود  ...  همه  اینها  نز  با  رویکرد  داستانها  در  سوره  هماوا  و  همنوا  می‌شود،  و  بر  محور  اصلی  سوره  گرد  می‌آید.

سوره  دارای  فضای  ویژه‌ای  است‌که  بر  ان  سایه  می‌اندازد  و  در  ان  پخش  می‌گردد  و  می‌گسترد،  و  با  موضوعهای  ان  همگام  و  همراه  می‌شود.

روند  این  سوره  نمایشگاه  فعل  و  انفعالات  و  احساسات  قوی  است  ...  فعل  و  انفعالات  در  نفس  بشری‌،  و  در  «‌نفس‌«  جهان  پیرامون  انسان‌.  چه  این  جهانی‌که  ما  ان  را  جماد  می‌انگاریم  و  بدون  حس  و  شعورش  به  تصور  درمی‌اوریم‌،  در  روند  سوره  دارای  نفس  و  حس  و  شعور  و  احساسات  و  انفعالات  است  و  در  ترسیم  فضای  همگانی  سوره  شرکت  می‌کند.  چه  اسمانها  و  زمین  و  کوه‌ها  را  می‏‎بینیم  که  خشمگین  می‌گردند  و  منفعل  می‌شوند،  تا  بدانجا  که  نزدیک  است  از  دیدن  کارهائی  که  نمی‌پسندند  و  زشت  می‌شمرند  بیاماسند  و  بشکافند  و  بترکند:

(أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا )

از  این  که  به  خداوند  مهربان‌،  فرزندی  نسبت  می‌دهند.  برای  خداوند  مهربان  سزاوار  نیست  که  فرزندی  برگیرد.  (‌مریم‌/ 91-92)  

و  امّا  فعل  و  انفعالات  نفس  بشری‌،  با  دیباچه  سوره  آغاز  می‌گردد  و  با  خاتمه  آن  پایان  می‌پذیرد.  داستانهای  اصلی  سوره  لبریز  از  این  فعل  و  انفعالات  در  موقعیتها  و  موضعگیریهای  سخت  و  ناگوار  و  عمیق  و  ژرف  آن  داستانها  است‌،  و  در  داستان  مریم  و  تولد  عیسی  مخصوصاً  چشمگیر  است‌.

سایه  چیره  در  فضای  سوره‌،  سایه  رحمت  و  رضا  و  ارتباط  با  خدا  است‌.  سوره  با  ذکر  رحم  و  لطلف  خدا  در  حق  بنده  خود  زکریا  می‌آغازد:

(ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ).

(‌این‌)  یادی  است  از  مرحمت  پروردگارت  نسبت  به  بنده  خود  زکریا  (‌که  ای  محمّد!  آن  را  بر  تو  می‌خوانم‌)‌.  (‌مریم/‌٢)  

زکریا  با  پروردگار  خود  به  راز  و  نیاز  می‌پردازد  و  مناجات  سوزناک  را  زمزمه  عاشقانه  می‌سازد:

(إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا)  .

در  آن  هنگام  که  پروردگارش  را  (‌در  خلوتگاه  عبادت‌)  پنهانی  ندا  داد.  (‌مریم/‌٣) 

 واژه  رحمت  و  معنی  و  سایه آن  در  لابلای  سوره  بسی  تکرار  می‌شود.  در  سوره  نام  «‌رحمن‌«  نیز  زیاد  به  میان  می‌آید،  و  نعمتهائی  را  به  تصویر  می‌کشدکه  مومنان  به  خداوند  مهربان  به  گونه  مهربانانه‌ای  بدان  می‌رسند: 

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا )

بیگمان  کسانی  که  ایمان  می‌آورند  و  کارهای  شایسته  و  پسندیده  انجام  می‌دهند،  خداوند  مهربان  آنان  را  دوست  می‌دارد  و  محبت  ایشان  را  به  دلها  می‌افکند.  (‌مر‌یم‌/96)  

از  نعمت  دادن  خدا  به  یحیی  سخنی  می‌رود  وگفته  می‌شودکه  یزدان  بدو  مهر  و  محبت  داده  بو