  حَدَبٍ  یَنسلُونَ‌.  واُقترب  الوعدُ  الحقُّ  ...  »  ٠

(‌این  نابودسازی  بزهکاران  و  عدم  بازگشت  ایشان  به  دنیا)  تا  زمانی  ادامه  خواهد  داشت  که  یاجوج  و  ماجوج  رها  می‌کردند،  و  ایشان  شتابان  از  هر  بلندی  و  ارتفاعی  می‏‎گذرند  (‌و  موجب  پریشانی  و  هرج  و  مرج  در  زمین  می‌شوند،  و  این  یکی  از نشانه‌های  فرارسیدن  قیامت  است‌.  در  این  هنگام‌)  وعده  راستین  (‌خدا  که  روز  قیامت  است‌)  نزدیک  می‌شود  ....   (انبياء/96-97‌)  

این  نص  نیز  زمان  مشخصی  را  برای  خروج  و  شورش  یاجوج  و  ماجوج  معین  نمی‌کند.  چه  نزدیک  شدن  وعده  راستین  به  معنی  نزدیک  شدن  قیامت  است‌.  قیامت  هم  از  همان  زمانی‌که  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  مبعوث  گردیده  است  نزدیک  شده  است‌.  در  قرآن  آمده  است‌:

( إقتربت  آلساعة واُنشق القمر)  .

قیامت  هرچه  زودتر  فرامی‌رسد،  و  (‌در  آن‌)  ماه  به  دو  نیم  می‏‎گردد. (‌قمر‌/  ا) 

 زمان  در  حساب  الهی  جدای  از  زمان  در  حساب  انسانها  است‌.  میان  نزدیک  شدن  قیامت  و  میان  رخ  دادن  قیامت  میلیونها  سال  یا  قرن  فاصله  است‌.  انسانها  آن  را  طولانی  و  دور  می‌بینند،  ولی  برای  خدا  لحظه  کوتاهی  بیش  نیست‌.

در  این  صورت  جائز  خواهد  بودکه‌گفته  شود  سد  در  دوره‌ای  میان‌:

«  إقتربت  آلساعة »  ٠

قیامت  هرچه  زودتر  فرامی‌رسد.

و  میان  زمان  ما  فتح‌گردیده  است‌،  و  در  روزگار  ایلغارها  و  غارتهای  مغولها  و  تاتارها  صورت  پذیرفته  است‌،  مغو‌لها  و  تاتارهائی‌که  سرزمین  شرق  را  زیر  پاگذاشتند  و  به  تاراج  بردند.  چه‌بسا  یاجوج  و  ماجوج  همین  مغولها و تاتارها  بوده‌اند.

حدیث  صحیحی  در  دست  است‌که  امام  احمد  آن  را  از  سفیان  ثوری‌،  و  او  از  عروه‌،  و  وی  از  زینب  دختر  ابوسلمه‌،  و  او  از  حبيبه  دختر  ام  حبیبه  دختر  ابوسفیان،  و  او  از  مادرش  حبیبه‌،  و  وی  ا‌ز  زینب  دختر  جحش‌،  همسر  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  روایت  کرده  است‌که‌گفته  است‌:  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  از  خواب  بیدار  شد  در  حالی‌که  چهره‌اش  سرخ  و  برافروخته  بود  و  می‌فرمود:

(‌‌ویل للعرب من‌ شر قد افتر‌ب ‌. فتح ا‌لیوم من‌ رد‌م یاجوج و ماجوج مثل هذا)‌.

وای  به حال عرب از دست  شر  و بلائی که  نزدیک  گردیده  است‌.  امروز  از  سد  یاجوج  و  ماجوج  مثل  این  گشوده  شد  ....

آن‌گاه  انگشت  سبابه  یا  انگشت  شهادت  را  به  سر  انگشت  ابهام‌که  انگشت  ستبر  وکوتاه  دست  است  چسباند  و  با  آن  دو  حلقه‌ای  تشکیل  داد  ...گفتم‌:  ای  فرستاده  خدا  آ‌یا  در  حالی‌که  افراد  صالحی  در  میان  هستند  هلاک  مي‌گردیم‌؟  فرمود:

(‌نعم  اذاکثر  الخبیث‌)‌.

بلی  وقتی  که  ناپاک  فراوان  گردد.

این  خواب  پس  از  سیزده  قرن  و  نیم  تحقق  پیداکرد.  از  آن  پس‌،  یورشها  و  ایلغارها  و  غارتها  و  تاراجهای  تاتارها  درگرفت‌،  و  حکومت  عرب  را  با  از  میان  برداشتن  خلافت  عباسیان  توسط  هلاکو  در  زمان  خلافت  معتصم  آخرین  شاهان  عباسی‌،  درهم  پیچید.

چه‌بسا  این‌،  تعبیر  خواب  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  باشد.  این  را  نیز  تنها  خدا  می‌داند.  آنچه  ما  می‌گوئیم  ترجیح  است  نه  یقین‌.

*سپس  به  روند  سوره  برمی‌گردیم  و  می‌بینیم  بر  این‌که  ذوالقرنین  وعده  حق  را  یاد  می‌کند،  با  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  پیرو  می‌زند:

(وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا).

در  آن  روز  (‌که  جهان  پایان  می‏‎گیرد  و  وعده  آخرت  فرامی‌رسد)  ما  آنان  را  رها  می‌سازیم  تا  برخی  در  برخی  (‌فرولولند  و  در  همدیگر)  موج  زنند،  و  (‌آن‌گاه  برای  دومین  بار)  در  صور  دمیده  می‌شود،  و  ما  ایشان  را  به  گونه  شگفتی  (‌برای  حساب  و  کتاب  در  یکجا)  گرد  می‌آوریم‌.  و  در  آن  روز،  دوزخ  را  به‌طور  شگفتی  به  کافران  نشان  می‌دهیم  (‌و  ایشان  را  در  آن  گرد  می‌آوریم‌)‌.  کافرانی  که  چشمانشان  از  (‌دیدن‌)  آیات  (‌خواندنی  و  دیدنی‌)  من  در  پرده  بوده  و  توان  شنیدن  (‌فرمان  یزدان‌)  را  نداشته‌اند  (‌و  از  نیروی  بینائی  و  شنوائی  برای  درک  حقائق  و  رسیدن  به  سعادت  استفاده  نکرده‌اند)‌.  

این  صحنه‌ای  است‌که  حرکت  گروه‌های  بشری  را  نشان  مي‌دهد  از  هر  رنگ  و  نژ‌اد و  زمینی‌که  هستند،  و در  هر  نسلی و زمانی  و  روزگاری‌که  بوده‌اند.  یزدان  همگان  را  زنده  می‌کند  و  برانگیخته  می‌دارد.  به  یکدیگر  می‌آمیزند.  بی‌سر  و  سامان  و  نظم  و  نظام  و  ناخودآگاه  در  همدیگر  غلت  می‌خورند  و  مضطربانه  می‌گردند.  گروه  گروه  و  دسته  دسته  همسان  امواج  آب  موج  می‌زنند  و  داخل  یکدیگر  می‌روند  و  می‌لولند  ...  سپس  ناگهانی  بار  دیگر  در  صور  می‌دمند  تاگرد  آیند  و  نظم  و  نظام  داشته  باشند:

«  وَنُفِخَ فِي الصُّورِ[2]  فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا »  .

(‌برای  بار  دوم‌)  در  صور  دمیده  می‌شود،  و  ما  ایشان  را  به  گونه  شگفتی  (‌برای  حساب  و  کتاب  در  یکجا)  گرد  می‌آوریم‌.  

ناگهان  همگان  صف  می‌کشند  و  نظم  و  نظام  پیدا  می‌کنند!

آن‌گاه‌کافرانی‌که  از  یاد  خدا  غافل  بوده‌اند  وگوئی‌که  بر  چشمانشان  پرده‌ای  است‌،  و  انگار  درگوشهايشان  کری  است‌،  ناگهانی  بدینان  دوزخ  نشان  داده  می‌شود.  دیگر  نمی‌توانند  از  دوزخ  روی  برگردانند  بدان‌گونه‌که  از  یاد  خدا  روی  برمی‌گرداندند.  دیگر  امروز  روی  برگرداندنی  وجود  ندارد.  از  روی  چشمانشان  پرده  برافتاده  است  و  چشمهاکاملا  باز  و  بیناگشته  است‌،  به  شکلی‌که  فرجام  روی‌گردانی  وکوری  را  می‏بینند  و  به  سزا  و  جزای  موافق  با  عمل  خود  می‌رسند!

تعبير  قرآنی  میان  روی  گرداندن  و  نشان  دادن‌،  تقابل  را  در  صحنه  هماهنگ  می‌سازد،  تقابل  آنها  در  حرکت  به  شیوه هماهنگ  هنری  در  قرآن‌.

بر  این  تقابل  با  ریشخندکردن‌گزنده  و  تمسخر  تلخی  پیرو  می‌زند:

(أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِنْ دُونِي أَوْلِيَاءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلا)  .  

آیا  کافران  گمان  می‌برند  که  بجز  من‌،  بندگان  مرا  (‌نیز  اگر)  سرور  و  سرپرست  خود  گیرند  (‌و  معبود  و  مسجود  خویش  دانند،  بدیشان  سود  می‌رسانند؟‌)‌.  ما  دوزخ  را  برای  پذیرائی  از  کافران  آماده  کرده‌ایم‌.

آیا  کافران  گمان  می‌برند  که  می‌توانند  گذشته  از  خدا  آفریده‌های  پرستنده  خدا  را  نیز  یاوران  و  مددرسانان خودگردانند،  و  از  ایشان  انتظار  داشته  باشند  که  در  برابر  خدا  یاری  وکمکشان‌کنند،  و  سلطه  و  قدرت  خدا  را  از  آنان  بازدارند،  پس  فرجام  ا