در  اداره‌کردن  و  چرخاندن  آسمانها  و  زمین  و  هرچه  در  آسمانها  و  زمين  است‌.  از  همه  چیز  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  ميان  آنها  است  چیزی  یافته  نمی‌شودکه  بیهوده  و  ناسنجیده  و  سرسری  باشد.  بلکه  هر  چیزی  بر  حق  استوار  است  و  آمیزه  به  حق  و  همراه  با  حق  است  و  درنهایت  به  حق  منتهی  می‌شود  و  به  سوی  حق  برمی‌گردد.

(  تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ)‌.

(‌خداوند  جهان‌)  منزه  (‌از  اوصافی  است  که  مشرکان  درباره  او  بر  زبان  می‌رانند،  و  دور)  و  برتر  از  چیزهائی  است  که  (‌آنان‌)  انباز  (‌خداوند  تبارک  و  تعالی‌)  می‌سازند.

خدا  دور  از  شرک  ایشان  است‌،  و  برتر  از  چیزهائی  است  که  انباز  او  می‌سازند  از  میان  آفریدگان  خدائی  که  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  و  آن‌که  را  و  آنچه  را  که  در  آسمانها  و  زمین  است  آفریده  است‌.  هیچ‌کسی  و  هیچ  چیزی  انباز  یزدان  نمی‌باشد.  یزدان  افریدگار  یگانه  بی‌انباز  و  شریکی  است‌.

(خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ).

انسان  را  (‌که  یکی  از  مظاهر  قدرت  خدا  است  و  عالم  صغیرنام  دارد)  از  نطفه‌ای  (‌ناچیز  و  ضعیف  به  نام  منی‌)  آفریده  است‌،  و  او  (‌پس  از  پا  به  رشد  گذاشتن‌)  به  ناگاه  دشمن  آشکاری  می‏‎گردد  (‌و  در  برابر  پروردگار  خود  علم  طغیان  برمی‌افرازد  و  رستاخیر  و  زندگی  دوباره  را  انکار  می‌کند،  و  فراموش  می‌نماید  که  آن  که  او  را  قبلا  زندگی  بخشیده  است  بعدا  نیز  می‌تواند  رندگی  ببخشد  و  به  حال  اولیه  برگشت  دهد)‌.

وای  چه  کوچ  دور  و  درازی  میان  آغاز  و  انجام‌،  و  میان  نطفه  ساده‌ای  و  انسان  رزمنده  و  ستیزه‌گری  است  که  با  آفریدگار  خود  می‌رزمد  و  ستیزه‌گری  می‌نماید  و  درباره  بودن  خدایا  درباره  یگانگی  او  به  جدال  می‌پردازد.  میان  آغاز  زندگی  انسان  و  نطفه  بودن  او،  و  میان  به  جدال  و  دشمنانگی  پرداختن  او،  فاصله  و  مهلتی  نیست‌.  تعبیر  قرآنی  انسان  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  مسافت  میان  آغاز  و  انجام  راکوتاه  و  مختصر  می‌کند،  تا  فرق‌کامل  به  نظر  آید،  وکوچ  دور  و  دراز  جلوه‌گر  شود،  و  انسان  میان  هر  دو  صحنه  و  هر  دو  روزگار  رو  در  رو  بایستد  و  بنگرد:  صحنه  نطفه  ناچیز  ساده‌ای‌،  و  صحنه  انسان  ستیزنده  و  ستیزه‌گر  آشکاری  ...  این  هم  اختصاری  است  که  درکار  تصویرگری‌،  مراد  و  مقصود  است‌.

در  این  جولانگاه  فراخ  -  جولانگاه  هستی‌:  آسمانها  و  زمین  -‌که  انسان  در  آن  می‌ایستد،  روند  قرآنی  به  نشان  دادن  آفریدگان  خدا  می‌پردازد،  آفریدگانی‌که  یزدان  آنها  را  مسخر  انسان  کرده  است‌.  در  این  راستا  از  چهارپایان  می‌آغازد:

(وَالأنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلا بِشِقِّ الأنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ).

و  چهارپایان  (‌چون  گاو  و  شتر  و  بز  و  گوسفند)  را  آفریده  است  که  در  آنها  برای  شما،  وسیله  گرما  (‌در  برابر  سرما،  از  قبیل  پوشیدنی  و  گستردنی  ساخته  از  پشم  و  مویشان‌)  و  سودهائی  (‌حاصل  از  نسل  و  شیر  و  سواری  و  غیره‌)  موجود  است  و  از  (‌گوشت‌)  آنها  می‌خورید  (‌و  در  حفظ  حیات  خود  می‌کوشید)‌.  و  برایتان  در  آنها  زیبائی  است  بدانگاه  که  آنها  را  (‌شامگاهان  از  چرا)  بازمی‌آورید  و  آن‌گاه  که  آنها  را  (‌بامدادان  به  چرا)  سر  می‌دهید.  آنها  بارهای  سنگین  شما  را  به  سرزمین  و  دیاری  حمل  می‌کنند  که  جز  با  رنج  دادن  فراوان  خود  بدان  نمی‌رسیدید.  بی‏گمان  پروردگارتان  (‌که  اینها  را  برای  آسایشتان  آفریده  است‌)  دارای  رافت  و  رحمت  زیادی  (‌در  حق  شما)  است‌.  و  (‌خدا)  اسبها  و  استرها  و  الاغها  را  (‌افریده  است‌)  تا  بر  آنها  سوار  شوید  و  زینتی  باشند  (‌که  به  دلهاییان  شادی  بخشد،  و  خداوند)  چیزهائی  را  (‌برای  حمل  و  نقل  و  طی  مسافات‌)  می‌آفریند  که  (‌شما  هم  اینک  چیزی  از  آنها)  نمی دانید  .

در  محیطی  همچون  محیطی  که  قرآن  در  آن  برای  نخستین  بار  نازل  می‌گردیده  است‌،  و  امثال  این  محیط  فراوان  است‌،  و  در  هر  محيطی  که  کشاورزی  باشد  -  محیطهای‌کشاورزی  هم  حتی  امروزه  نیز  بیشتر  از  محیطهای  غیرکشاورزی  است  -  در  همچون  محیطی  نعمت  چهارپایان  برجسته  و  چشمگیر  است‌،  نعمتی‌که  زندگی  بدون  آن  برای  آدمیزادگان  ناممکن  است‌.  چهارپایانی  که  در  جزیرة‌العرب  شناخته  شده  بودند  عبارت  بودند  از:  شتر  وگاو  وگوسفند  و  بز  ...  اسبها  و  استرها  و  الاغها  برای سواری  و  زینت  بوده  و  گوشت  آنها  خورده  نمی‌شود.[1] قرآن  وقتی‌که  این  نعمتها  را  در  اینجا  عرضه  می‌دارد،  به  چیزی  توجه  می‌دهدکه  پاسخگوئی  به  نیازمندیهای  انسان‌،  و  نیز  پاسخگوئی  به  علائق  ایشان  است‌:  چه  در  چهارپایان  وسیله  گرم  کردن  است‌که  از  جمله  پوستها  و  پشمها  وکرکها  و  موها  است‌.

و  سودهائی  در  اینها  و  در  شیر  وگو‌شت  و  چیزهائی  از  این  قبیل  است‌.  ازگوشت  و  شیر  وکره  آنها  می‌خورید.  و  در  برداشتن  سنگینیها  به  شهرها  و  مناطق  دوردستی‌که  بدانجا  نمی‌رسید  مگر  با  خسته  و  فرسوده‌کردن  خود  نیز  از  آنها  استفاده  کنید.  در  چهارپایان  زیبائی  است‌،  بدان  هنگام  که  شامگاهان  آنها  را  برميگردانید،  و  بامدادان  آنها  را  به  دشت  و  صحرا  میبرید.  از  منظره  دلربا  و  دل‌انگيز  و  سالم  و  چاق  آنها  استفاده  می‌کنید.  روستانشینان  بیش  از  شهرنشینان  این  زیبائی  و  دل‌انگیزی  را  می‏بینند،  و  با  تمام  وجود  و  از  ژرفای  دلهایشان  بدان  پی  می‌برند.

در  اسبها  و  استرها  و  الاغها  پاسخ  به  نیاز  سواری  است‌،  و  پاسخ  به  احساس  علاقه  زیبائی  در  زینت  است‌:

(  لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً)  ٠

تا  بر  آنها  سوار  شوید  و  زینتی  باشند  (‌که  به  دلهایتان  شادی  بخشد)‌.

این  نگرش  از  دیدگاه  قرآن  و  از  دیدگاه  اسلام  برای  زندگی  دارای  ارج  و  ارزش  خود  است‌.  چه  جمال  و  زیبائی  عنصر  اصیلی  در  این  دیدگاه  است‌.  و  نعمت  تنها  پاسخگوئی  به  نیازهائی  از  قبيل  خوردن  و  نوشیدن  و  سوار  شدن  نیست‌.  بلکه  پاسخگوئی  به  علائق  و  دلبستگیها  نیز  نعمت  است  و  افزون برنیازها  است‌.  پاسخگوئی  به  حس  زیبادوستی  و  احساس  شادی  و  آگاهي  بشری  چیزی  است‌که  در  حیوان  نیست  و ویژه  انسان  است‌.

(  إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ)  .

بی‏گمان  پروردگارتان  (‌که  اینها  را  برای آسایش تان  آفریده  است‌)  دار!ی  رافت  و  رحمت  زیادی  (‌در  حق  شما)  است‌.

این  بند  از  آیه‌،  پیروی  اس