  قیامت  داده  است  صادرگردیده  است  وكار  ازکارگذشته  است  و جائی  برای  خواست  و  امیدی  برجای  نگذاشته  است‌.  وقوع  عذاب  و  اجرای  عقاب  در  وقت  مقدّر  و  مقرّر  خود  فرامی‌رسد.  نه  مدتی  جلو  می‌افتد  و  نه  مدتی  عقب  می‌افتد.

اين  ساختار  قاطعانه‌،  گذشته  از  مطابقت  با  حقیقت  واقعیّت‌،  دارای  تاثیر  ویژه  خود  در  نفس  آدمی  است‌،  هرچند  که  نفس  آدمی  خویشتندار  و  سنگین  و ‌باوقار  باشد.  چه  فرمان  خدا  بایدکه  رخ  دهد،  و  همین‌که  مقرّر  و  مقدّر  شود  در  حکم  تنفیذ  و  اجراء  است  و  با  همان  مقرر  و  مقدر  شدن  تحقق  حاصل  کرده  است  و  پیاده  گردیده  است‌.  دیگر  مبالغه‌ای  و  دوری  از  حقیقتی  در  این  ساختار  واژگانی  در  میان  نیست‌،  بدان‌گاه  که  معنی  خود  را  می‌بخشدکه  تاثیر  ژرف  در  احساس  و  شعور  است‌.  و  امّا  شرکی  که  برای  یزدان  یگانه  می‌ورزند،  و  جهان‌بینیهائی‌که  از  این  شرک  سرچشمه  می‌گیرد  و  برمی‌تراود،  خدا  از  آن  پاک  است  و  بسي  فراتر  از  آن ا ست  .

(سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ).

(‌خد‌اوند جهان‌)  منزه  (‌از  اوصافی  است  که  مشركان  درباره  او  بر  زبان  می‌رانند،  و  دور)  و  برتر  از  چیزهائی  است  که  (‌آنان‌)  انباز  (‌خداوند  تبارک  و  تعالی‌)  می‌سازند.

خداوند  فراتر  و  برتر  از  هر آن  چیزی  است‌که  به  هر  شکلی  از  اشکال  و  به  هر  نحوی  از  انحاء‌،  شریک  و  انباز  یزدان  می‌نمایند،  اشکال  و  انحائی  که  از  سقوط  جهان‌بینی  و  پستی  اندیشه  ایشان  سرچشمه  می‌گیرد.

فر‌مان  یزدان  منزّه  ا‌ز  شرک‌،  و  فراتر  و  برتر  از  چیزهائی  که  انباز  او  می‌کنند  دررسیده  است  و  صادر  گردیده  است‌.  یزدانی‌که  مردمان  را  به  گمراهی  خودشان  و  به  اوهام  و  انگاره‌های  خودشان  تسلیم  نمی‌نماید.  بلکه  از  آسمان  چیزی  را  برای  ایشان  نازل  می‌گرداندکه  آنان  را  زنده  و  رستگار  می‌گرداند:

«يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ »‌.

خداوند  به  دستور  خود،  فرشتگان  را  همراه  با  وحی  (‌آسمانی  که  حیات‌بخش  انسانها  است‌)  بر  هرکس  از  بندگانش  (‌به  نام  انبیاء‌)  که  خود  بخواهد  نازل  می‌کند.

این  مقدم‌ترین  و  بزرگ‌ترین  نعمتها  است‌.  خدا  تنها  اب  را  از  آسمان  نازل  نمی‌کند،  آبی  که  زمین  را  زنده  می‌گرداند  و  بدنها  را  حیات  می‌بخشد  -  همان‌گونه‌که  خواهد  آمد  -‌بلکه  فرشتگان  را  نیز  برابر  دستور  خود  همراه  با  وحی  از  آسمان  نازل  می‌گرداند.  تعبیر  از  وحی  با  وا‌ژه  روح  دارای  سایه‌روشن  و  معنی  خود  است‌.  وحي  زندگی  و  سرچشمه  زندگی  است‌:  زندگی  جانها  و  دلها  و  درونها  و  خردها  و  شعورها  است‌.  زندگی  جامعه  است‌.  چه  جامعه  را  از  تباهی  و  فروپاشی  و  سقوط  حفظ  می‌کند.  وی  نخستین  چیزی  است‌که  یزدان  آن  را  از  اسمان  برای  انسان  نازل  می‌فرماید،  و  نخستین  و  بهترین  نعمت  از  نعمتهائی  است‌که  خدا  با  آنها  بر  بندگان  تفضل  و  بزرگواری  می‌نماید.  فرشتگان  که  پاک‌ترین  آفریدگان  یزدان  هستند  آن  را  برگزیدگان  مردمان  -  یعنی  پیغمبران  -  نازل  می‌کنند.  چکیده  و  محتوای  وحي  این است  .

(أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاتَّقُونِ) ‌.

(‌تا  به  مردم  بیاموزند)  که  جز  من  (‌که  آفریینده جهان  و  جهانیانم‌)  خدائی  نیست‌؛  پس  (‌با  انجام  حسنات  و  دوری  از  سیئات‌)‌،  از  (‌غصب  و  عذاب‌)  من  بپرهیزید.

خدا  یگانه  است‌،  یگانه  در  الوهیت  که  روح  عقیده‌،  و  حیات  نفس‌،  و  دو  راهه  جدائی  رویکردی‌که  آباد  و  زنده  می‌گرداند،  و  رویکردی  که  ویران  و  نابود  می‌نماید.  چه  نفسی  که  معبود  را  یکی  نمی‌داند،  سرگردان  و  نابود  است  و  راه‌ها  او  را  به  سوی  خود  می‌کشند،  و  خیالات  او  را  به  گمان  می‌افکنند،  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  متناقض  و  ناهمگو‌ن  او  را  پاره‌پاره  می‌نمایند،  و  وسوسه‌ها  لاشه  او  را  تكه‌تكه  می‌کنند  و  می‌خورند،  و  هرگز  با  فکر  اسوده  و  خاطر  جمع  به  سوی  هدفی  از  اهداف  حر‌کت  نميکند!

تعبیر  با  روح‌،  شامل  همه  این  معانی  و  مفاهیم  می‏‎گردد،  و  بدانها  اشاره  می‌کند  در  سرآغاز  سوره‌ای‌که  مشتمل  بر  نعمتهای‌گوناگون  است‌.  نعمتهای  خود  را  حمل  با  ان  می آغازد،  چون  روحیه  وحی  است  نعمت  بزرگ  و  سترگ  است‌که  نعمتهای  دیگر  بدون  بودن  ان  ارم  و  ارزشی  ندارند،  و  نفس  انسان  از  همگی  نعمتهای  زمین  چنان  که  باید  نمی‌تواند  استفاده  کند  اگر  بدو  عقیده‌ای  بخشیده  نشده  باشدکه  او  را  زنده  می‌کند.

تعبیر  قرانی  در  اينجا  فقط  بیم  دادن  و  ترساندن  را  ذکر  می‌کند،  و  آن  را  محتوای  وحی  و  رسالت  میگر‌داند،  زیرا  بیشترین  قسمتهای  روند  سوره  پیرامون  تکذیب‌کنندگان‌،  مشرکان‌،  منکران  نعمت  یزدان‌،  حرام‌کنندگان  چیزهائی  که  خدا  حلال  فرموده  است‌،  پیمان‌شکنان  عهد  و  پیمان  يردان،  و  برگردندگان  از  ایمان‌،  دور  می‌زند.  بدین  جهت  است‌که  اظهار  بیم  دادن  و  ترساندن  در  این  روند  قرانی  سزاوارتر  از  هر  چیز  دیگری  است‌،  و  دعوت  به  پرهیزکاری  و  برحذر  بودن  و  هراسیدن  در  این  مقام‌،  بهتر  و  پسندیده‌تر  می‌نماید.

آن‌گاه  روند  قرآنی  به  عرضه  نشانه‌ها  و  آیه‌های  جهان  می‌پردازد،  و  نشانه‌ها  و  آیه‌هائی  را  برمی‌شمارد  و  عرضه  می‌دارد  که  در  آفرینش  است  و  دال  بر  یکتايی  آفریدگار  است‌،  و  نشانه‌ها  و  آیه‌هائی  را  برمی‌شمارد  و  عرضه  می‌داردکه  در  نعمتها  است  و  دال  بر  یکتائی‌دهنده  نعمتها  است‌،  و  آنها  را  دسته  دسته  وگروه‌گروه  عرضه  می‌دارد،  و  نشان  دادن  آنها  را  با  آفرینش  آسمان  و  زمین  و  انسان  مي آغازد:

(خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ).

آسمانها  و  زمین  را  به  مقتضای  حق  (‌و  حکمت‌)  آفریده  است  (‌نه  بیهوده  و  به  گزاف خداوند)  بالاتر  از  چیزهائی  است  که  (‌آنان  در  تصرف  امور  یا  پرستش‌)  انباز  (‌خدا)  می‌سازند.  انسان  را  (‌که  یکی  از  مظاهر  قدرت  خدا  است  و  عالم  صغیر  نام  دارد)  از  نطفه‌ای  (‌ناچیز  و  ضعیف  به  نام  منی‌)  آفریده  است‌،  و  او  (‌پس  از  پا  به  رشد  گذاشتن‌)  به  ناگاه  دشمن  آشکاری  می‏‎گردد  (‌و  در  برابر  پروردگار  خود  علم  طغیان  برمی‌افرازد  و  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  را  انکار  می‏‎کند،  و  فراموش  می‌نماید  که  آن  که  او  را  قبلاً  زندگی  بخشیده  است  بعدا  نیز  می‌تواند  زندگی  ببخشد  و  به  حال  اوليه  برگشت  دهد)‌.

«‌‌اسمانها  و  زمین  را  به  مقتضای  حق  و  حکمت  آفریده  است‌«  ...  حق  محور  آفرینش  آسمانها  و  زمین  است‌.  حق  محور  اداره‌کردن  و  چرخاندن  آسمانها  و  زمين  است‌.  حق  عنصر  اصلی  