 طاقت‌فرسا  و  مالیات  سنگین  بر  دوششان  نمی‏‎گذاریم  )‌.  

مغرب  خورشید  جائی  است‌که  بیننده  خورشید  را  می‌بیند  در  آنجا  پشت  افق  نهان  می‌گردد.  مغرب  هم  با  توجه  به  مکانها  مختلف  می‌شود.  برخی  از  جاها  بیننده  چنین  می‌بیندکه  خورشید  پشت‌کوه  غروب  می‌کند.  در  جای  دیگری  چنين  می‌بیند  که  در  آب  غروب  می‌کند،  همان‌گونه  که  در  اقیانوسهای  فراخ  و-  در  دریاها  وضع  بدین  شکل  است‌.  گاهی  نیز  بیننده  چنین  می‌بیندکه  خورشید  در  میان  شنها  غروب  می‌کند،  همان‌گونه‌که  در  بیابانهای  لخت  و  برهوتی‌که  تا  چشم‌کار  می‌کند  سینه  کشیده  است  و  گسترش  یافته  است  وضع  بدین  منوال است.

ظاهراً  از  نص  پیدا  است‌که  ذوالقرنین  به  سمت  غرب  بار  سفر  بربسته  است  تا  به  نقطه‌ای  در  ساحل  اقیانوس  اطلس  رسیده  است  و  چنین  دیده  است  که  خورشید  در  آب  غروب  می‌کند.  آنجا  را  دریای  تاریکیها  نیز  نامیده‌اند  وگمان  برده‌اند  خشکی  در  آنجا  به  پایان  ميرسد.بسم الرحمن الرحيم
سوره‌ء‌ نحل  مکي  و  ١٢٨  آیه  است
سوره‌ي نحل آيه‌ي 21-1

أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (١) يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاتَّقُونِ (٢) خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (٣) خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (٤) وَالأنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ (٥) وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ (٦)  وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلا بِشِقِّ الأنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (٧) وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ (٨) وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ (٩) هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ (١٠) يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (١١) وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (١٢) وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (١٣) وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (١٤) وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٥) وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ (١٦) أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ (١٧) وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (١٨) وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ (١٩) وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (٢٠) أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (٢١)

این  سوره  دارای  آهنگ  آرام  و  طنین  معمولی  است‌،  ولی  لبریز  و  سرشار  است‌.  موضوعهای  بنیادین  آن  فراوان  و گوناگون  است‌.  چهارچوبی‌که  در  آن  عرضه  می‌شود  فراخ  و  فراگیر  است‌.  تارهائی‌که  بر  آن  نواخته  می‌شوند  متعدد  و  موثر  هستند.  سایه‌روشنهائی‌که  این  سوره  را  رنگ‌آمیزی  می‌کنند  و  می‌آرایند،  خط  و  خطوط  درازآهنگ  و  ژرف  می‏‎باشند.

این  سوره  بسان  سائر  سوره‌های  مکی  دیگر  به  موضوعهای  بزرگ  عقیده  می‌پردازد:  الوهیّت‌،  و  وحي،  و  رستاخیز  و  زندگی  دوباره.  امّا  به  موضوعهای  جانبی  دیگری  نیز  می‌پردازد،  موضوعهائی  که  بدان  موضوعهای  بنیادین  مربوط  بوده  و  آویزه  آنها  هستند.  این  سوره  به  حقیقت  بزرگ  وحدانیتی  می‌پردازدکه  دین  ابراهیم عليه السلام   را  با  دین  محمّد صلي الله عليه و سلم   پیوند  می‌دهد.  به  حقیقت  اراده  الهی  و  اراده  بشری  می‌پردازد،  در  آن  چیزی‌که  به  ایمان  وکفر  و  هدایت  و  ضلالت  اختصاص  پیدا  می‌کند.  به  وظیفه  پیغمبران،  و  به  سنت  و  قانون  خدا  درباره  تکذیب‌کنندگان  ایشان  می‌پردازد.  به  موضوع  حلال‌کردن  و  حرام  نمودن‌،  و  به  اوهام  و  انگاره‌های  بت‌پرستانه  پیرامون  این  موضوع  می‌پردازد.  به  مهاجرت  در  راه  خدا،  اذیت  و  آزار  مسلمانان‌،  برگرداندن  ایشان  از  آئینشان‌،‌کفر  بعد  از  ایمان‌،  و  به  جزا  و  سزای  همه  اینها  در  پیشگاه  خدا  می‌پردازد  ...  آن‌گاه  به  موضوعهای  عقیده‌،  و  موضوعهای  معامله‌:  عدالت  و  احسان  و  انفاق  و  وفای  به  عهد،  و  چیزهائی  جز  اینها  از  موضوعهای  رفتار  استوار  بر  عقیده  می‌پردازد  ...  بدین  منوال  این  سوره  لبریز  و  سرشار  از  موضوعهائی  است  که  به  چاره‌جوئی  آنها  می‌پردازد.

و  امّا  چهارچوبی  که  این  موضوعها  در  آن  عرضه  می‌گردد،  و  جولانگاهی‌که  رخدادها  در  آن  رخ  می‌دهند،  چهارچوب  فراخ  و  فراگیری  است  ...  آسمانها  و  زمین‌،  آب  بارنده  و  ریزنده‌،  درختان  روئیده  و  بالنده‌،  شب  و  روز،  خورشید  و  ماه‌،  ستارگان  و  سیارگان‌،  دریاها  و  کوه‌ها،  نشانه‌ها  و  علامتها  و  راه‌ها  و  رودها،‌که  دنیا  است  با  همه  واقعه‌ها  و  حادثه‌ها  و  فرجامها  و  سرنوشتهای  آن‌، و  اخرت  است  با  قضا  و  قدرها  و  صحنه‌های  آن‌که  جهان  غیب  است  با  انواع  آن  و  با  ژرفاهای  آن  در  انفس  و  آفاق‌،  یا  درونهای  مردمان  و  اقطار  و  نواحي  کیهان‌.

در  این  جولانگاه  فراخ‌،  روند  سوره  پدیدار  می‌گردد.  انگار  یورش  بزرگی  برای  رهنمود  کردن  و  تاثیر  بخشیدن  و  به  جوش  و  خروش  انداختن  خرد  و  دل  است‌.  یورشی  با  آهنگ  آرام  ا‌ست‌.  ولی  تارهای  متعددی  آن  را  ساز  می‌کنند  و  می‌نوازند.  امّا  غرش  سوره‌های  انعام  و  رعد  را  ندارد،  ولیکن  در  سایه  آرام  خود  هریک  از  حواس  و  اعضاء  وجود  بشری  را  مخاطب  می‌سازد،  و  متوجه  خرد  آگاه  و  هوشیار  می‌گردد،  همان‌گونه  که  متوجه  وجدان  حساس  و  بیدار  می‌شود.  این  سوره  مخاطب  قرار  می‌دهد  چشم  را  تا  ببیند،  گوش  را  تا  بشنود،  حس  لامسه  را  تا  احساس  کند،  وجدان  را  تا  متاثرگردد،  و  خرد  را  