لرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ )‌.

پروردگار  تو  بس  آمرزنده  و  صاحب  رحم  است‌.  اگر  آنان  را  (‌فوراً‌)  در  برابر  اعمالشان  مجازات  می‌نمود  (‌می‌توانست  و)  هرچه  زودتر  عذاب  را  (‌همچون  ملتهای  گذشته‌)  گریبانگیرشان  می‌کرد.

امّا  خدا  به  سبب  مهر  و  عطوفتی‌که  بدیشان  دارد،  بدانان  مهلت  و  فرصت  می‌دهد،  و  نابودی  و  هلاکی  راکه  با  شتاب  درخواست  می‌کنند  به  تاخیر  می‌اندازد،  ولی  در  هر  صورت  ایشان  را  به  حال  خود  رها  نمی‌کند  و  بدون  مجازات  نمی‌گذارد:

« بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلا »‌.

ولی  موعدی  دارند  که  با  فرارسیدن  آن  راه  نجاتی  و  پناهی  در  مقابلش  نمی‌یابند.

موعدی  در  دنیا  دارند،  و  در  آن  چیزی  از  عذاب  گریبانگیرشان  ميشود.  موعدی  نیز  در  آخرت  دارند  و  در  آنجا  حساب  وکتابشان  به  تمام  وکمال  داده  می‌شود.  آنان  ستم‌کرده‌اند  و  مستحق  عذاب  یا  هلاک  همچون  پیشینیان  شده‌اند.  اگر  خدا  مقدر  و  مقرر  فرموده  است‌که  تا  موعدشان  بدیشان  مهلت  و  فرصت  داده  شود،  بنا  به  حکمتی  است‌که  اراده  و  مشیت  یزدان  در  حق  ایشان  مقتضی  دیده  است  و  چنین  پسندیده  است‌.  این  است‌که  همچون  ساکنان  شهرها  و  آبادیهای  پیشین  ایشان  را  به  گناه  نمی‌گیرد  و  هلاک  و  نابودشان  نمی‌کند.  بلکه  موعد  دیگری  را  برایشان  ترتیب  داده  است  و  از  آن  درنمی‌گذرند  و  به  دام  آن  می‌افتند:

(وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا )‌.

و  اینها  شهرها  و  آبادیهائی  است  (‌از  عاد  و  ثمود  و  قوم  لوط  و  امثال  ایشان‌)  که  ما  (‌در  رساندن  عذابشان  شتاب  ننموده‌ایم  و  بلکه‌)  موعدی  برای  هلاکشان  تعیین  کرده‌ایم  و  زمانی  آنها  را  نابود  ساخته‌ایم  که  ایشان  ظلم  و  ستم  پیشه  کرده‌اند.

این  که  خدا  بدیشان  مهلت  و  فرصت  می‌دهد،  ایشان  را  گول  نزند،  چه  پس  از  این  موعد  آنان  درمی‌رسد،  و  قانون  و  سنت  خدا  تخلف‌ناپذیر  است‌،  و  خدا  خلاف  وعده  نمی‌فرماید.سوره‌ي كهف آيه‌ي 78-60

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا (٦٠) فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا (٦١) فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا (٦٢) قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسَانِيهُ إِلا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا (٦٣) قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا (٦٤) فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا (٦٥) قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا (٦٦) قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا (٦٧) وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا (٦٨) قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا (٦٩) قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا (٧٠) فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا (٧١) قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا (٧٢) قَالَ لا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا (٧٣) فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا (٧٤) قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا (٧٥) قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا (٧٦) فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا (٧٧) قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا (٧٨)

این  حلقه  از  زنجیره  تاریخ  زندگی  موسی  عليه السلام  در  تمام  قرآن  جز  در  این  مکان  از  سوره ‌کهف  نیامده  است‌.  قران  مکان  روی  دادن  این  حلقه  از  زنجیره  داستان  را  معین  نکرده  است  و  چیزی  جز  این  نمی‌گوید که  «مجمع  البحرین‌:  محل  تلاقی  دو  دریا»  است‌.  همچنین  قرآن  تاریخی  را  مشخص  نفرموده  است ‌که  این  حلقه  از  زندگانی  موسی  عليه السلام در  آن  زمان  روی  داده  است‌.  آیا  ا‌ین  واقعه  زمانی  روی  داده  است‌که  موسی  در  مصر  بوده  است  و  هنوز  بنی‌اسرائیل  را  بیرون  نبرده  است  یا  پس ازکوچ  ایشان  از  مصر  پیش  آمده  است‌؟  پس  از  خروج  از  مصرکی  روی  داده  است‌:  ایا  پیش  از  این‌که  آ‌نان  را  به  سرزمین  مقدس  برساند،  یا  پس  از  این‌که  آنان  را  بدانجا  رسانده  است  و  ایشان  در  برابر  سرزمین  مقدس  ایستاده‌اند  و  بدانجا  وارد  نمی‌شوند  چون  د‌ر  انجا  مردمان  مقتدر  و  قدرتمندی  هستند؟  یا  این  واقعه  پس  از  رفتن  به  بیابان  برهوت  و  پخش  و  پراکنده  شدن  ایشان  بوده  است‌!

همچنین  قران  چیزی  از  عبد  صالح  و  بنده  شایسته  نمی‌گوید،  ان‌کسی‌که  با  موسی  ملاقات  داشته  است‌.  او  چه  کسی  است‌؟  نام  او  چیست‌؟  آیا  او  پیغمبری  بوده  است‌؟  یا  فرزانه  و  دانشمندی  بوده  است‌؟  یا  ولی  بوده  است:

روایتهای  زیادی  از  ابن‌عباس  و  از  دیگران  درباره  این  داستان  ذکر  شده  است‌.  ما  به  ایات  قرانی  در  زمینه  این  داستان  بسنده  می‌کنیم  و  چیزی  بیش  از  مطالب  صریح  ان  نمی‌گوئیم‌،  تا  «‌در  سایه  قران‌»  بمانیم  و  به  شیوه  معمول‌کتاب  ‌فی  ظلال  القران‌»  ادامه  دهیم‌.  ما  معتقدیم  که  عرضه  داستان  بدین  نحو  در  قران‌،  بدون  کم  و  زیاد  کردن  از  ان‌،  و  بدون  معین  و  معلوم‌کردن  مکان  و  زمان  و  نامها،  حکمت  خاص  و  فلسفه  ویژه  خود  را  دارد.  پس  با  نصوص  قران  می‌مانیم  و  نصوص  قران  را  ورانداز  ميكنيم.[1]

(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا).

 (‌یادآور  شو)  زمانی  را  که  موسی  (‌پسر  عمران‌،  هم