کنندگان‌،  ارتباط  پیدا  می‌کند  با  محور  اصلی  سوره  در  تصحیح  عقیده‌،  و  با  بیان  چیزی‌که  در  انتظار  تکذیب‌کنندگان  است‌،  بدان  امید  که  راهیاب  گردند.

*
(وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الأرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِدًا وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا)  .

روزی  ما  (‌نظام  جهان  هستی  را  به  عنوان  مقدمه‌ای  برای  نظام  نوین  درهم  می‌ریزیم  و  از  جمله‌)  کوه‌ها  را  به  حرکت  درمی‌آوریم‌،  و  (‌همه موانع  سطح  زمین  را  از  میان  برمی‌داریم‌،  به  گونه‌ای  که‌)  زمین  را  (‌صاف  و  همه  چیز  را  در  ان‌)  نمایان  می‌بینی‌،  و  همگان  را  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  گرد  می‌آوریم  و  کسی  از  ایشان  را  فرونمیگذاریم‌.  مردمان  (‌پیشین  و  پسین‌،  برای  حساب  و  کتاب‌)  صف  صف  به  پروردگارت  عرضه  می‌شوند  (‌و  همگی  در  برابر  آفریدگارت  ردیف  ردیف  سان  دیده  می‌شوند.  آن  وقت  است  که  ما  ایشان  را  صدا  می‌زنیم‌:  ای  مردمان‌!  شما  لخت  و  عریان  بدون  اموال  و  اولاد)  به  همان  شکل  و  هیئتی  که  نخستین  بار  شما  را  آفریده  بودیم‌،  به  پیش  ما  برگشته‌اید.  شما  گمان  می‌بردید  که  هرگز  موعدی  برای  (‌رستاخیز  و  حساب  و  ثواب  و  عقاب‌)  شما  ترتیب  نمی‌دهیم‌.  و  کتاب  (‌اعمال  هر  کسی‌،  در  دستش‌)  نهاده  می‌شود  (‌و  مومنان  از  دیدن  آنچه  در  آن  است  شادان  و  خندان  می‌گردند)  و  بزهکاران  (‌کفرپیشه‌)  را  می‌بینی  که  از  دیدن  آنچه  در  آن  است‌،  ترسان  و  لرزان  می‌شوند  و  می‏‎گویند  ای  وای  بر  ما!  این  چه  کتابی  است  که  هیچ  عمل  کوچک  و  بزرگی  را  رها  نکرده  است  و  همه  را  برشمرده  است  و  (‌به  ثبت  و  ضبط  آن  مبادرت  ورزیده  است‌.  و  بدین  وسیله‌)  آنچه  را  که  کرده‌اند  حاضر  و  آماده  می‌بینند.  و  پروردگار  تو  به  کسی  ظلم  نمی‌کند.  (‌چرا  که  پاداش  یا  کیفر،  محصول  اعمال  خود  مردمان  است‌)‌.

این  صحنه‌ای  است‌که  طبیعت  در  آن  شرکت  می‌کند،  و  هول  و  هراس  در  آن  بر  صفحات  طبیعت  و  بر  صفحات  دلها  ترسیم  می‌شود.  صحنه‌ای  است  که  در  آن  کوه‌های  استوار  به  حرکت  درمی‌آیند  و  به  پيش می‌روند،  پس  دلها  باید  در  آن  چگونه  شوند؟‌!  در  آن  زمین  لخت  و  عریان  می‌گردد  و  از  هم  فروميپاشد  و  پخش  و  پراکنده  می‌شود،  و  سطح  زمین  برملا  مي‌گردد  و  نه  تپه‌ای  و  نه  دره‌ای  و  نه  کوهی  و  نه  دشتی  در  آن  می‌ماند.  همچنین  نهانیهای  دلها  برملا  می‌شود  و  هیچ‌گونه  راز  و  رمز  نهانی  پنهان  نمی‌ماند.

زمين  صاف  و  مسطح  پیدائی  است‌که  هیچ  چیزی  را  نهان  نمی‌دارد،  و  هیج  کسی  را  مخفي  نمی‌گرداند:

(  وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا).

و  همگان  را  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  گرد  می‌آوریم  و  کسی  از  ایشان  را  فرونمی‌گذ‌اریم‌.

همایش  همگانی  فراگیری  است‌که  کسی  را  پشت  سر  خود  رها  نمی‌کند  و  جملگی  مردمان  را  به  پیش  می‌کشد  و  نشان  می‌دهد.

(  وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا)  .

مردمان  (پیشین  و  پسین‌،  پرای  حساب  و  کتاب‌)  صف  صف  به  پروردگارت  عرضه  می‌شوند  (‌و  همگی  در  برابر  آفریدگارت  ردیف  ردیف  سان  دیده  می‌شوند.

  این  انسانهائی‌که  تعداد  آنان  خارج  از  شمار  است‌،  از  آن  زمان‌که  انسان  پای  بر  این  زمین  نهاده  است  تا  آن  زمان  که  زندگی  دنیا  پایان  می‌پذیرد،  همه  این  انسانها  گرد  آورده  شده‌اند  و  نزد  یکدیگر  جمع‌گشته‌اند  و  به  صف  شده‌اند.  فردی  از  ایشان  برجای  نمانده  است  و  عقب  نیفتاده  است‌.  چه  زمین  برملا و  صاف  و  مسطح  است  و  کسی  را  از  دیده‌ها  نهان  نمی‌دارد.

در  اینجا  روند  قرانی  ا‌ز  وصف  جاها  و  انسانها  به  خطاب  می‌گراید.  انگار  صحنه  هم  اینک  جلو  چشمان  آماده  -  است  و  ان  را  می‏‎بینیم  و  می‌شنویم  چه  چیزهائی  در  ان  می‌گذرد.  خواری  و  رسوائی  را  بر  چهره‌های  مردمانی  می‌بینیم‌که  همچون  موضع  و  جایگاهی  را  تکذیب  کرده‌اند  و  ان  را  قبو‌ل  ننموده‌اند  و  نپذیرفته‌اند٠

« لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِدًا »  .

(‌ان  وقت  است  که  ما  ایشان  را  صدا  می‌زنیم‌:  ای  مردمان‌!  شما  لخت  و  عریان  بدون  اموال  و  اولاد)  به  همان  شکل  و  هیئتی  که  نخستین  بار  شما  را  آفریده  بودیم‌،  به  پیش  ما  برگشته‌اید.  شما  گمان  می‌بردید  که  هرگز  موعدی  برای  (‌رستاخیز  و  حساب  و  ثواب  و  عقاب‌)  شما  ترتیب  نمی‌دهیم‌.

این  نگرش  از  وصف  به خطاب‌،  صحنه  را  زنده  می‌کند  و  مجسم  می‌دارد.  انگار  صحنه  هم  اینک  حاضر  است‌،  نه  این‌که  در  اینده  بیاید  و  روی  نماید،  و  تا  روز  قیامت  در  دل  غیب  نهان  و  پنهان  باشد.

انگار  ما  داریم  به  خواری  و  رسوائی  نشسته  بر  چهره‌ها،  و  حقارت  و  ذلت  موجود  در  سیماها،  خیره  می‌شویم  و  می‌نگریم‌.  و  این  صدای  هراس‌انگیز  جلال  و  جبروت  خدا  است‌که  بر  سر  این  بزهکاران  فریاد  داشته  می‌شود  و  برای  تنبیه  ایشان‌گفته  می‌شود:

« لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ »  .

(‌ان  وقت  است  كه  ما  ایشان  را  صدا  می‌زنیم‌:  ای  مردمان‌!  شما  لخت  و  عریان  بدون  اموال  و  اولاد)  به  همان  شکل  و  هیئتی  که  نخستین  بار  شما  را  افریده  بودیم‌،  به  پیش  ما  برگشته‌اید.

شما  گمان  می‌بردیدکه  این  امر  هرگز  روی  نمی‌دهد  ونميشود .

«  بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِدًا »  ٠

شما  گمان  می‌بردید  که  هرگز  موعدی  برای  (‌رستاخیز  و  حساب  و  ثواب  و  عقاب‌)  شما  ترتیب  نمی‌دهیم‌.

پس  از  زنده  گرداندن  صحنه  و  حاضر  آوردن  آن  با  این  نگرش  از  وصف  به  خطاب‌،  روند  قرآنی  به  معرفی  چیزهائی  می‌پردازد  که  در  آنجا  است‌:

(وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ) ٠

و  کتاب  (‌اعمال  هر  کسی‌،  در  دستش‌)  نهاده  می‌شود  (‌و  مومنان  از  دیدن  آنچه  در  آن  است  شادان  و  خندان  می‌گردند)  و  بزهکاران  (‌کفرپيشه‌)  را  می‌بینی  که  از  دیدن  آنچه  در  آن  است‌،  ترسان  و  لرزان  می‌شوند. 

 این  کتاب  اعمالشان  است  که  جلو  ایشان  گذاشته  می‌شود،  و  آنان  بدان  خیره  می‌شوند  و  مينگرند  و  آن  را  بررسی  و  وارسی  می‌کنند،  و  ناگهان  می‌بینندکه  همه  چز  را  درس‌گرفته  است  وکاملا  و  دقیقاً  ض