  دنیایند  (‌و  زوال‌پذیر  و  گذ‌رایند)‌،  و  امّا  اعمال  شایسته‌ای  که  نتائج  آنها  جاودانه  است‌،  بهترین  پاداش  را  در  پیشگاه  پروردگارت  دارد،  و  بهترین  امید  و  آرزو  است‌.

دارائی  و  فرزندان  زینت  زندگی  هستند،  و  اسلام  از  استفاده  و  لذت  بردن  از  زینت  نهی  نمی‌کند  بدان  اندازه  که  پاک  و  حلال  می‌باشد.  ولکن  اسلام  به  دارائی  و  فرزندان  ارزش  و  بهائی  را  می‌دهد  که  زینت  در  ترازوی  جاودانگی  استحقاق  ان  را  دارد،  و  بر  این  چیزی  نمی‌ا‌فزاید.

دارائی  و  فرزندان  زینت  هستند،  ولی  خود  ارزش  و  بها  نیستند.  و  لذا  درست  نیست  مردمان  با  دارائی  و  فرزندان  سنجیده  و  براورد  شوند،  و  صحیح  نیست  در  زندگی  در  پرتو  ان  دو  به  مردمان  قدر  و  منزلت  داده  شود.  بلکه  ارج  و  ارزش  حقیقی  به  اعمال  و  اقوال  و  عبادات  شایسته‌ای  که  نتائج  انها  جاودانه  است  داده  می‌شود.

از  آنجا  که  آرزوی  انسان  به  طور  عادی  و  معمولی  به  اموال  و  فرزندان  تعلق  می‌گیرد،  این  است  که‌گفته  می‌شود  که  اعمال  و  اقوال  و  عبادات  شایسته‌ای  که  نتائج  انها  جاودانه  است  بهترین  پاداش  را  دارد،  و  بهترین  امید  و  ارزو  است‌،  بدان  هنگام‌که  در  روز  سزا  و  جزا  دلها  اویزه  انها  می‌شود،  و  بدانها  امید  می‌بندد،  و  مومنان  نتانج  و  ثمرات  ان  را  چشم  می‌دارند.

*
بدین  روال  و  بر  این  منوال  رهنمود  الهی  در  ارشاد  پیغمبر (ص)‌به  این‌که  باکسانی  باشد  و  صبر  و  شکیبائی  ورزد  که  پروردگارشان  را  در  بامدادان  و  شامگاهان  به  فریاد  ميخوانند و  می‌پرستند  و  تنها  او  را  و  خشنودی  او  را  می‌خواهند،  همآوا  و  همنوا  می‌گردد  با   اشاره  داستان  دو  باغ‌،  و  با  پرتو  مثلی‌که  برای  زندگی  دنیا  زده  می‌شود، و  با  وا‌پسین  بیان  درباره  ارزشها  و معيارهاي اين جهان وآن جهان ... همه اينها در تصحيح ارزشها و معيار ها با ترازوي عقيده شركت ميكنند وهمه اينها نيز در سوره برابر قاعده هماوايي و همنوايي هنري و قاعده هماوايي وهمنوايي وجداني در قرآن   مساوی  و  یکسان  می‌شوند.‌[4]  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] حُسْباناً:  سیل  ویرانگـری ‌کــه  درخـتان  بـاغ  را  از  میان  مـی‌برد  و  نـابود  می‌کند. 
[2] زلقاً‌:  سطح  زمین  لختی‌ که  پا  در  آن  می‌لغزد. 
[3] غوراً‌:  فرورفته...  این  هم  ضد  برجوشیده  است‌. 
[4] مر‌اجعه  شود  به  کتاب‌:  «‌التصویر  الفنی  فی‌القـرآن»  فـصل «‌هـماهنگی  هنری»‌.  سوره‌ي كهف آيه‌ي 59-47

وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الأرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا (٤٧) وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِدًا (٤٨) وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا (٤٩) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلا (٥٠) مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا (٥١) وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ مَوْبِقًا (٥٢) وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا (٥٣) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الإنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلا (٥٤) وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلا (٥٥) وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا (٥٦) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا (٥٧) وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلا (٥٨) وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا (٥٩)

درس  پیشین  با  سخن  از  اعمال  و  اقوال  و  عبادات  شایسته‌ای  که  نتائج  آنها  جاودانه  می‌ماند  و  باقیات  صالحات  نام  دارد  به  پایان  آمد.  در  اینجا  این  باقیات  صالحات  مربوط  می‌گردد  به  روزی  که  در  آن  این  باقیات  صالحات  ارزش  و  بهائی  پیدا  می‌کند  و  حساب  و  کتابی  از  آن  می‌رود،  و  در  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  نمایش  داده  می‌شود.  در  روند  قرآنی  به  دنبال  آن  اشاره  به  چیزهائی  می‌گرددکه  ابلیس  چه‌کرد  وقتی‌که  به  سجده  بردن  برای  آدم  بدو  دستور  داده  شد  و  او  از  فرمان  پروردگارش  سرپیچی  کرد.  ذکر  این‌کار  هم  برای  اظهار  شگفت  از  فرزندان  آدم  است‌،  آن  کسانی‌که  شیاطین  را  به  دوستی  می‌گیرند،  در  حالی  که  می‌دانند  که  شیاطین  دشمنان  ایشانند،  و  به  وسیله این  دوستی  خود  را  به  عذاب  در  روزگار  حساب  وکتاب  قیامت  می‌رسانند.  روند  قرآن  توجه  بیشتری  به  انبازهائی  می‌نماید  که  در  آن  روز  موعود  به  پرستشگران  خود  پاسخ  نمی‌دهند  و  کاری  برایشان  نمی‌کنند.

گذشته  از  این‌،  یزدان  در  قرآن  مثالهائی  برای  مردمان  آورده  است  تا  خود  را  از  شر  و  بلای  آن  روز  بپایند  و  به  دور  نمایند.  ولی  آنان  ایمان  نیاورده‌اند  و  درخواست  کرده‌اندکه  خدا  عذاب  را  بر  سر  ایشان  بیاورد  یا  به  نابودی  و  هلاکی‌گرفتارشان  سازد  که  آن  راگریبانگیر  ملتهای  پیش  از  ایشان  نموده  است‌.

این  چنین  مردمانی  به  ناحق  ستیز  ورزیده‌اند  تا  حق  را  با  آن  مغلوب‌کنند،  و  آیات  خدا  و  پیغمبران  او  را  به  تمسخرگرفته‌اند‌.  اگر  رحمت  خفا  نبود  عذاب  را  گریبانگیرشان  می‌نمود.

این  مرحله  از  صحنه‌های  قیامت‌،  و  از  نابودیهای  تکذیب