  فناپذیر  و  زوال‌پذیر  هستند.  بلکه  برتری  و  والاتری  به  وسیلة  مرتبت  و  منزلت  در  پيشگاه  یزدان  است‌،  مرتبت  و  منزلتی ‌که  ارج  و  ارزش  پید‌ا  می‌كنـد  بدان  اندازه ‌که  شخص  رو  به  خدا  می‌رود  و  محب  رضای  او کارهایش  انجام  می‌پذیرد  و  خلوص  و  یکرنگی  می‌شود.  بجز اینها  هرچه  شود،  هوا  و  هوس  و  سفاهت  و  جهالت  و  بطالت  و  پوچی  و  هیچی  است  .

« وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا »‌.

واز  کسی  فرمان  مبر  که  (‌به  خاطر  دنیادوستی  و  آرزوپرستی‌)  دل  او  را  از  یاد  خود  غافل  ساخته‌ایم‌. 

 دل  او  را  غافل‌کر‌ده‌ایم‌،  وقتی  که  به  خویشتن  گرائیده  است  و  پرداخته  است‌،  و  به  سوی  اموال  و  دارائی  خود  میل  نموده  است‌،  و  به  اولاد  خویش  دل  داده  است‌،  و  شیفته ‌کالا  و  متاع  و  لذائذ  و  شهوات خویشتن‌گرد‌یده  است‌.  دیگر  در  دلش  جائی  برای  خدا  نمانده  است‌.  دلی  که  به  این  سرگرمیها  بپردازد  و  آنها  را  هدف  زندگی  خود  سازد  قطعاً  از  یاد  خدا  غافل  مي‌شود،  و  خدا  نیز  بر  غفلت  او  می‌افزاید،  و  بدو  مهلت  و  فرصت  زیستن  در  همچون  چيزهای  بیفائده  می‌دهد  تا  در  لابلای  آنا  بغنود  و  روزگار  از  دست  او  به  در  رود  و  سرمايه  عمرش  بیهوده  تمام  شود،  و  به‌کیفر  و  عذابی  برسد  و  بیفتد که  خدا  برای  امثال  او  آماده‌کرده  است‌،  برای  آن  کسانی  که  به  خویشتن  و  به  دیگران  ستم  می‌کنند:

(  وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ)‌.

بگو:  حق  (‌همان  چیزی  است  که‌)  از  سوی  پروردگارتان  (‌آمده‌)  است  (‌و  من  آن  را  با  خود  آورده‌ام  و  برنامه  من  و  همه  مومنان  است‌)  پس  هرکس  که  می‌خواهد  (‌بدان‌)  ایمان  بیاورد  و  هرکس  که  می‌خواهد  (‌بدان‌)  کافر  شود.

  با  این  عزت‌،  و  با  اين  صراحت‌،  و  با  این  قاطعیت  ...  هرکس‌ که  می‌خواهد  ایمان  بیاورد  و  هرکس‌ که  ميخواهد  ایمان  نیاورد،  چه  باک  ...  حق‌که  از  راه  خود  برنمی‌گردد  وکج  و  منحرف  نمی‌شود  و  این  سو  و  آن  سو  نمی‌رود.  بلکه  به  راه  خود  ادامه  مي‌دهد  راست‌قامت  و  استوار،  و  نیرومند  و  توانمند  بدون  هرگو‌نه  ضعف  و  سستی‌،  وصریح  و  آشکاربد‌ون  هرگو‌نه  ساخت  و  پاخت  و  چرخش  و  سازشی‌.  پس  هرکس‌که  می‌خواهد  ایمان  بیاورد  و  هرکس‌که  می‌خواهدکافر  شود.  کسی‌که  از  حق  خوشش  نیاید  برود،  وکسی‌که  هوا  و  هوس  و  آرزوها  و  خواستهای  خود  را  پیرو  چیزی  نکندکه  از  سوی  خدا  آمده  است‌،  با  ایشان  ساخت  و  پاختی  و  چرخشی  و  سازشی  به  حساب  عقيده  نمی‌شود،  وکسی  که  سر  خود  را  در  برابر  فرمان  قرآن  پائین  نیاورد  و  از  بزرگی  و  عظمت  خو‌د  در  پیشگاه  جلال  و  جبروت  خدا  نکاهد،  هیچ‌گونه  نیازی  عقيده  بدو  ندارد.

عقیده  متعلق  به‌کسی  نيست  تا  برسر  آن  معامله  و  سازش‌کند.  بلکه  عقیده  ملک  خدا  است‌،  و  خدا  بی‏نیاز  از  جهانیان  است‌.  و  عقیده  عزت  نمی‌یابد  و  پیروز  نمی‏گردد  باکسانی‌که  عقیده  را  خالصانه  برای  عقیده  نمیخواهند،  و  به  عقیده  آن‌گونه‌که  هست  بی‌روی  و  ریا  و  بدون  هرگونه  رنگ‌آمیزی‌گردن  نمی‌نهند.کسی‌که  خویشتن  را  از  مومنانی  بالاتر  می‌گیرد  و  دوری  می‌گزیند  که  آنان  پروردگارشان  را  بامدادان  و  شامگاهان  به  فریاد  مي‌خوانند  و  به  کمک  می‏‎طلبند  و ذات  او  را  می‌جویند  و  خشنودی  او  را  می‌خواهند،  هیچ‌گونه  خیر  و  خو‌بی  اسلام  و  مسلمانان  در  او  انتظار  نمی‌رود  و  امیدی  بدو  بسته  نمی‌شود.

*

آن‌گاه  خدا  چیزی  راکه  برای‌کافران‌،  و  چیزی  راکه  برای  مومنان  تهيه  دیده  است  و  آماده  کرده  است‌،  در  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  نشان  می‌دهد:

 ( إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلا أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الأنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا)

ما  برای  ستمگران  آتشی  را  آماده  کرده‌ایم  که  (‌از  هر  طرف  ایشان  را  احاطه  می‌کند  و)  سراپرده  آن  آنان  را  دربر  می‏‎گیرد،  و  اگر  (‌در  آن  آتش  سوزان‌)  فریاد  برآورند  (‌که  آب‌)‌،  با  آبی  همچون  فلز  گداخته  به  فریادشان  رسند  که  چهره‌ها  را  بریان  می‌کند!  چه  بد  نوشابه‌ای‌!  و  چه  زشت  منزلی‌!  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  (‌به  خدا  و  دین  حقی  که  به  تو  وحی  شده  است‌)  و  کارهای  شایسته  کرده‌اند  (‌پاداششان  در  پیشگاه  آفریدگارشان  محفوظ  است‌)‌.  ما  پاداش  کسی  را  هدر  نمی‌دهیم  که  کار  نیکو  کرده  باشد.  آنان  کسانیند  که  بهشت  جاویدان  ازآن  ایشان  است‌؛  بهشتی  که  در  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  جویبارها  روان  است‌.  آنان  در  آنجا  با  دستبندهای  طلا  آراسته  می‌شوند،  و  جامه‌های  سبز  (‌فاخری  از  انواع  مختلف‌)  حریر  نازک  و  ضخیم  می‌پوشند،  در  حالی  که  بر  تختها  و  مبلمانها  تکیه  زده‌اند  (‌وه  که  این  چیز  موعود)  چه  پاداش  خوبی  است‌!  و  (‌به  به  این  باغها  و  تختها)  چه  منزل  و  مقر  زیبائی  است‌!. 

 (  إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا)  ٠

ما  برای  ستمگران  آتشی  را  آماده  کرده‌ایم‌.

آتشی  را  آماده‌کرده‌ایم  و  آن  را  تهیه  دیده‌ایم‌.  هيچ  نیاز  به  برافروختن  آن  نیست‌.  و  برای  آماده  کردن  آن  نیازی  به  زمان  نیست!  هرچندکه  آفرینش  هر  چیزی  مقتضی  جز  اراده  واژه  «‌کن‌:  بشو  ...  فیکون‌:  پس  می‌شود)  نمی‌باشد.  امّا  با  این  وجود  در  اینجا  تعبیر  با  واژه  «‌اعتدنا:  آماده  کرده‌ایم‌»  بیانگر  سرعت  و  آمادگی  و  توانائی  است‌،  و  می‌رساندکه  آتش  آماده  و  مهیای  پذیرش  مستقیم  و  بلافاصله  است‌!

این  آتش‌،  آتشی  است‌که  سراپرده‌های  آن  ستمکاران  را  دربر  می‌گیرد.  دیگر  نه  راهی  برای‌گریختن  است‌،  و  نه  امیدی  به  نجات  یافتن  و  دررفتن  است‌،  و  نه  چشم  طمع  دوختنی  به  سوراخی  است‌که  نسیمی  از  ان  وزد  یا  آسایشی  در  آن  شود!

اگر  فریاد  برآورند  وکمک  بخواهندکه  ازگرما  و  تشنگی  سوختیم‌!  به  فریادشان  می‌رسند  و  کمکشان  می‌کنند!  با  آبی  -‌ برابر  روایتی  - ‌که  همسان  دُرد  ته‌نشین  شده  روغن  جوشان  است‌،  و  با  فلزگداخته‌ای  -  برابر  روایتی  -  ‌که  چهره‌ها  را  بریان  می‌کند  اگر  به  چهره‌ها  نزدیک  شود  چه  رسد  به‌گلوها  و  شکمهائی‌که  ان  را  بنوشد  و  سر  بکشد!

«  بِئْسَ الشّ