گیری  را  به  تصویر  می‌کشد،  وتاثیراین  قرآن  را  در  دلهائی  ترسیم  می‌کندکه  برای  پذیره  رفتن  فیض  و  برکت  قرآن  دریچه‌های  خویش  را  بازکرده اند  وگشوده‌اند،  و  در  پرتو  علمی‌که  پیش  از  این  بدانها  داده  شده  است  از  سرشت  و  ارزش  قرآن  مطلعند.  علمی‌که  دراینجا  مراد  است  آگاهی  ازکتابهانی  است‌که  خدا  پيش  از  قرآن  آنها  رانازل  فرموده  است‌.  چه  علم  حق  وآگاهی  راستین  آن  علم  و  آگاهی  است‌که  از  سوی  خدا  آمده  باشد.

*
این  صحنه  الهامگرانه‌ای  است‌که  روند  قرآنی  پس  از  مختارکر‌دن  مردمان  در  ایمان  آوردن  یا  ایمان  نیاوردن  به  قرآن  آن  را  به  جلودیدگان  می‌دارد،  وپس  ازآن  پیروی  برآن  می‌زند  مبنی  بر  این‌که  خدا  را  با  هر  نامی  از  نامهای  الهی‌که  خواستند  به‌کمک  بخواهند.  مردمان  به  سبب  اوهام  و  انگاره‌های  دوره  جاهلیت  خود  نمی‌خواستند  خدا  را  رحمان  بنامند،  و  این  اسم  را  از  اسماء  خدا  نمی‌شمر‌دند  و  به  عنوان  نامي  از  نامهای  خدا  بعید  می‌دانستند.  نامهای  خدا  همه  نام  خدایند.  به  هر  نامی  از  آن  نامهاکه  میخواهند  خدا  رافریاد  دارند: 

 «‌قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى »  .

بگو:  (‌خدا  را)  با  «‌الله»  یا  «‌رحمان‌«  به  کمک  بطلبید  (‌فرقی  نمی‌کند،  و  خدا  را  به  نامها  و  صفات  متعدد  به  فریاد  خواندن‌،  مخالف  توحید  نیست‌)  خدا  را  به  هرکدام  (‌از  اسماء  حسنی‌)  بخوانید  (‌مانعی  ندارد  و  تعداد  اسماء  نشانه  تعدد  مسمی  نیست‌)  او  دارای  نامهای  زیبا  است  (‌كه  هریک  معرف  کاری  از  کارها  و  بیانگر  زاویه‌ای  از  کمالات  یزدان  جهان  است‌)‌.

این  اوهام  و  انگاره‌ها  جز  بیخردیهای  جاهلیت  و  خیالبافیهای  بت‌پرستانه‌ای  نیست‌که  در  برابر  تحقيق  و  پژوهش  تاب  ایستادن  و  پایداری  را  نمی‌آورد.

همچنین  به  پیغمبر  (ص)‌دستور  داده  می‌شودکه  در  نماز  خود  حد  وسط  میان  صدای  بلند  و  صدای  ضعف  را  درپیش گيرد.  زيرا  مشرکان  نماز  او  را  به  تمسخر  می‌گرفتند  و  به  اذیت  و  آزار  می‌پرداختند،  یا  می‌گريختند  و  بیزاری  می‌جستند.  شاید  چنین  باشد،  چرا  که  حد  وسط  صدای  بلند  و  صدای  ضعف  برای  ایستادن  در  آستانه  یزدان  سزاوارتر  می‌نماید:

(وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلا ).   

  نمازت  را  بلند  یاآهسته  مخوان‌،  وبلکه  میان‌آن  دوراهی پیش  گیر(‌که  میانه‌روی  و  اعتدال  است‌)‌.

*
سوره  با  حمد  وستایش  خدا  وبیان  وحدانیت  او و  بدون  فرزند  و  انباز  بودن  او،  و  پاک  داشتن  و  زدودن  یزدان  متعال  از  دوست  و یاور،  آغازمی‌گردد  و  با  همین  چیز  خاتمه  می‌پذیرد.  لذا  این  خاتمه،  محور  سوره‌ای  را  خلاصه  می‌کندکه  بر  آن  دور  زده  است  و  چرخیده  است‌،  محوری‌که  سوره  با  آن  آغازگردیده  است  و  سپس  بدان  پایان  پذیرفته  است‌:

«وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا»‌.

بگو:  حمد  و  سپاس  خداوندی  را  سزا  است  که  برای  خود  فرزندی  برنگزیده  است  و  در  فرمانروائی  و  مالکيت  (‌جهان‌)  انبازی  انتخاب  ننموده  است  و  یاوری  به  خاطر  ناتوانی  نداشته  است‌.  بنابراین  او  را  منان  که  باید  به  عظمت  بستا  (‌و  زبان  به  بزرگواریش  بگشا)‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] باتوجه  بدین‌تفسیر،  «فتهجدبه‌»  چنین  معنی  می‌شود:  نماز  تهجد  را  با  تلاوت‌قرآن  بجای  آور... (‌مترجم‌)‌. 
[2] ‌در  روایتهائی  آمده  است‌:  مقام  محمود  مقام  شفاعت  در  روز  قیامت است. 
[3] ارجح  این  است‌که  همچون  پرسشی  توسط  اهل‌کـتاب  مطرح  شده  است‌،‌و  این  آیه‌و  هفت  آیه  بعد  ازآن‌مدنی  است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:48.xml">سوره‌ي كهف آيه‌ي 27-1</a><a class="folder" href="w:html:53.xml">سوره‌ي كهف آيه‌ي 46-28</a><a class="text" href="w:text:56.txt">سوره‌ي كهف آيه‌ي 59-47</a><a class="text" href="w:text:57.txt">سوره‌ي كهف آيه‌ي 78-60</a><a class="folder" href="w:html:58.xml">سوره‌ي كهف آيه‌ي 110-79</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:49.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:50.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:51.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:52.txt">قسمت چهارم</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم
سوره‌ي كهف مكي و 110 آيه است
سوره‌ي كهف آيه‌ي 27-1

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (١) قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (٢) مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا (٣) وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (٤) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلا كَذِبًا (٥) فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا (٦) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (٧) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا (٨) أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا (٩) إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا (١٠) فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا (١١) ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا (١٢) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى (١٣) وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا (١٤) هَؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا (١٥) وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقًا (١٦) وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَال