عون  و  قوم  او  در  آخراین  مثال  زده  می‌شود‌،  ه  مناسبت  صحنه  نزدیک  قیامت  در  روند  سوره‌،  و  سرنوشت  تکذیب كنندکان  رستاخیزی‌که  این  صحنه  آن  را  به  تصویرکشیده  است‌.

خوارق  عادات  و  معجزات  نهگانه‌ای‌که  در  اینجا  بدانها  اشاره  می‌شود،  عبارتند:  ید  بیضاء‌،  عصای  موسی‌،  خشکسالیهائی‌که  خداوندگریبانگیر  فرعون  و  قوم  او  کرده  است‌،‌کم  وکاستی  ثمرات  و  غلات‌،  طوفان،  ملخها،  شپشکها،  غورباغه‌،  و  خون  ...

«  فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءَهُمْ »  ٠

از  بنی‌اسرائيل  (‌همعصر  خود  که  اسلام  را  پذیرفته‌اند)  بپرس‌،  بدانگاه  که  موسی  به  سویشان  آمد  (‌میان  او  و  فرعون‌چه  گذشت‌)‌.

چه  بنی‌اسرائیل‌گواه  بر  چیزهائی  بوده‌اندکه  میان  موسی  و  فرعون‌گذشته  است‌:

«فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لأظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا »‌.   

فرعون  به  موسی  گفت‌:  ای  موسی‌!  من  معتقدم  که  تو  دیوانه‌ای‌.

سخن  حق‌،  و  خدا  را  یکی  دانستن  و  به  یگانگی  پرستیدن،  و  دعوت  به  ترک  ظلم  و  طغیان  و  اذیت  و  آزار،  در  عرف  طاغوتها  جز  از  ديوانه‌ای  صادر  نمی‌شود  ر  روی  نمی‌دهدکه  نمی‌داند  چه  ميگوید!  طاغوتهای  امثال‌فرعون  نمی‌تواننداین  معانی  ومفاهیم  راتصور  کنند،  وگمان  نمی‌برندکسی‌که  خرد  و  شعو‌ر  داشته  باشد  سر  بلندکند  و  از  این  معا‌نی  و  مفاهیم  دم  بزند!

ولی  موسی‌که  در  پرتو  حقی‌که  همراه  با  آن  فرستاده  شده  است  و  روشن  و  روشنگر  است‌، خود  را  نیرومند  می‏‎بیند،  و  به‌کمک  خدا  به  خود  امیدوار  است‌،  و  مطمئن است كه خدا طاغيان وطاغوتها را به كيفرشان می‌رساند:

« قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلاءِ إِلا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لأظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا »‌.

(‌موسی  به  فرعون‌)  گفت‌:  توکه  (‌خوب‌)  می‌دانی  که  این  معجزه‌های  روشنی‌بخش  (‌و  دلائل  واضح‌)  را  جز  صاحب  آسمانها  و  زمین  نفرستاده  است  (‌وتوکاملاً  آگاهانه  حقائق  را  انکار  می‌کنی‌)  و  من  معتقدم  که  تو  ای  فرعون‌!  (‌از  حق  روگردانی  وسرانجام  اگر  ازسرکشی  خود  برنگردی‌)  هلاک  می‌گردی‌.

تو  هلاک  می‌شوی  و  درهم  کوبیده  می‌گردی‌.  این  هم  سزا  و  جزای  تکذیب  آیه‌ها  و  معجزه‌های  یزدان  از  سوی  تو  است‌.  تو  آیه‌ها  و  معجزه‌ها  را  تکذیب  می‌کنی  د‌ر  حالی‌که  می‌دانی‌که  کسی  جز  خدا  نمی‌تواند  همچون  آیه‌ها  و  معجزه‌هائی  را  بیاورد  و  بنماید.  اینها  آن  اندازه  برای  بینشها  پیدا  و  روشن  هستند  تا  بدانجاکه  انگار  خودشان  بینش  بوده  و  پرده  از  حقائق برمي‌دارند  و  حقائق  را  جلوه‌گر  می‌نمایند.

بدین  هنگام  فرعون  طاغی  و  یاغی  به  نیروی  مادی  خویش  متوسل  می‌شود،  و  میخواهدکه  موسی  و  پیروان  او  را  از  روی  زمین  بردارد  و  نابودشان  نباید:

(فَأَرَادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الأرْضِ). 

(‌فرعون  بر  سرکشی  خود  افزود  و)  خواست  که  (‌موسی  و  پیروانش‌)  جملگی  را  از  سرزمین  (‌مصر)  بردارد  (‌و  ایشان  را  ریشه‌کن  سازد)‌.

طاغیان  و  یاغیان  در  پاسخ  به  سخنان  حق  این  چنین  مياندیشند  و  این  چنین  تصمیم  می‏‎گیرند.

بدین  هنگام  است‌که  فرمان  یزدان  مبنی  بر  نابو‌دی  فرعون  طاغی  و  یاغی  صادر  می‏‎گردد  و  سنت  و  قانون  خدا  برای  هلاک  و  ریشه‌کن‌كردن  ستمگران‌،  و  سپردن  حکمت  و  قدرت  به  مستضعفان  شکیبا  جاری  و  ساری  ميشود.

«فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ جَمِيعًا وَقُلْنَا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُوا الأرْضَ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا »‌

پس  ما  فرعون  وهمه  فرعونیان  را  غرق  کردیم‌(‌و  تیر  نیرنگشان  را  به  سوی  خودشان  برگرداندیم  وزمین  را  ازلوث  وجودشان  پاک‌کردیم‌)‌.  پس  ازآن‌(‌که  فرعون  و  فرعونیان  را  غرق  کردیم‌)  به  بنی‌اسرائيل  گفتیم‌:  در  زمين‌(‌شام‌،  درارض  مقدسی‌كه  به  شما  وعده  داده  شده  است‌)  سکونت  جوئيد.  هنگامی  که  زمان  زندگی  اخروی  فرارسید،  همه شمارا  با  همدیگر(‌اعم‌ازبزرگ  و  کوچک‌،  فرمانبردار  و  سرکش‌،  نیرومند  و  ناتوان‌،  مومن  و  کافر،  و  پرهیزگار  وناپرهیزگار،  درپای  حساب  و  کتاب‌)  حاضر  می‌گردانیم‌.

سرانجام  تکذیب  آیه‌ها  و  معجزه‌ها  این  چنین  شد.  و  خدا  این‌چنین  زمین  را  میراث ‌کسانی‌کرد  و  به  کسانی  سپرد  که  مستضعف  وناتوانشان  می‌کردند.  هردوگروه  بیدین  و  بادین  در  زمین  به‌کردار  و  رفتارشان  واگذ‌ارگردیدند.  دراول  سوره  دیدیم‌که  سرنوشت  ایشان  چه  شد  و  کارشان  به‌کجا  انجامید.  و  امّا  در  اینجا  خدا  هر  دوگروه  را  به  پاداش  و  پادافره  آخرت  وامیگذارد  و  ایشان  را  به  سرای  دیگر  حو‌اله  مي‌دارد:

(فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا ).

هنگامی  که  زمان  زندگی  اخروی  فرارسید،  همه  شما  را  با  همدیگر  حاضر  می‌گردانیم‌.

*
این  مثالی  از  خوارق  عادات  و  معجزات  است‌،  و  بیان  می‌شدکه  تکذیب‌کنندگان  چگونه  با  آنها  رویاروی  شدند  و  پذیره  آنهاگردیدند،  و  سنت  و  قانون  خدا  چگونه  در  حق  تکذیب‌کنندگان  جاری  و  ساری  شد  ...  امّا  این  قرآن  آمده  است  تا  یک  خارق‌العاده  و  معجزه  جاویدان  بماند.  به  صورت  بخش  بخش  و  به‌گونه  پراکنده  نازل‌گریده  است  تا  در  زمان  طولانی  خو‌انده  شود:

«وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلا »‌. 

ما  قرآن  را  با  (‌ماده  و  محتوای‌)  حق  نازل  کرده‌ایم‌،  و نازل  شده  است  تا  حق  را  (‌در  زمین‌)  پابرجا  کند.  و  تو  را جز  به  عنوان  نویدرسان  و  بیم‌دهنده  نفرستاده‌ایم‌.  قرآنی  است  كه  آن  را  (‌در  مدت  بیست‌وسه  سال  به  گونه  آیه‌ها  و  بخشهای‌)  جداگانه  فرستاده‌ایم  تا  آن  را  آرام  بر  مردم  بخوانی  (‌و  بدین  وسیله  جذب  دلها  و  اندیشه‌ها  شود  و  در  عمل  پیاده  گردد)  و  قطعاً  ما  آن  را  کم‌کم  و  بهره‌ بهره  فرستاده‌ایم  (‌نه  یکجا  و  سر  هم‌)‌٠

 این  قرآن  آمده  است  تا  ملتی  را  پرورده‌کند،  و  برای  آن  ملت  نظام  و  سیستمی  را  برجا  و  پاجا  دارد،  و  این  ملت  این  نظام  وسیستم  را  با  خود  به خاور  و  باختر  و  همه  جای  زمین  ببرند  و  برسانند،  و  به  انسانها  این  نظام  و  سیستم  را  برابر  برنامه کامل  الهی  بیاموزند.  بدین  خاطر  است ‌که  این  قرآن  جداجدا  و  بهره‌بهره  و  در  زمانهای  مختلف‌، برابر  نیازمندیهای  واقعیت  زندگی  این  ملت‌،  و  مطابق  با  شرائط  و  ظروفی‌که  همراه  و  ه‌مگام  با  این  دوره  نخستین  تر‌بیت  بو‌ده  است‌،  نازل‌گردیده  است‌.  پیدا  است‌که  تربیت  در  زمان  طولانی‌،  و 