رشت  فرشتگان  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  و  نمی‌دانندکه  فرشتگان  آمادگی  ماندن  در  زمین  را  به  صورت  فرشتگی  خود  ندارند.  زیرا  وقتی  که  فرشته‌اند  چگونه  انسانها  می‌توانند  ایشان  را  بشناسند  و  یقین  پیداکنندکه  آنان  فرشته‌اند:

(قُلْ لَوْ كَانَ فِي الأرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولا ). 

  بگو:  اگر  در  زمین  (‌بجای  انسانها)  فرشتگانی  مستقر  و  در  آن  راه  می‌رفتند،  ما  از  آسمان  (‌از  جنس  خودشان‌)  فرشته‌ای  را  به  عنوان  پیغمبر  به  سویشان  می‌فرستادیم  (‌چرا  که  رهبر  باید  از  جنس  پيروان  خود  باشد)‌.

اگر  خدا  مقرّر  و  مقدّر  می‌فرمودکه  فرشتگان  در  زمین  زندگی‌کنند،  آنان  را  به  شکل  آدمی‌زادگان  درمی‌آورد.  زیرا  شكل  آدمیزادگان  شکلی  است‌که  با  قوانیق  آفرینش  و  سرشت  زمین  متفق  و  سازگار  است‌،  همان‌گونه‌که  در  آیه دیگری  فرموده  است‌:

«  ولو‌ جعلناه‌  ملکاً  لجعلناه‌ رجلاً  »‌.  (انعام/9)

اگرهم  فرشته‌ای‌را  (‌موید  پیغمبر)  می‌کردیم‌،  اورا  به  شکل  انسان  درمی‌آوردیم‌.   

 خدا  بر  انجام هركاری  و  هر  چیزی  توانا  است‌.  ولیکن  خد‌ا  قوانینی  را  پدید  آورده  است  وآفریدگان  خود  را  طبق  این  قوانین  با  قدرت  و  با  اختیار  خود  آفریده  است‌،  و  مقدر  فرموده  است‌که  قوانین‌راه  خود  را  بسپرند  و  تبدیل  وتغییر  پیدا  نکنند،  تا  حکمت  خدا  را  در  پیدایش  وآفرینش  تحقق  بخشند  و  پیاده‌کنند.  امّا  مردمان  این  را  درک  و  فهم  نمی‌نمایند.

مادام‌که  این  قانون  و  سنت  یزدان  درباره  آفریدگان  خودش  است‌،  او  به  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  دستور  می‌دهدکه  جلال  و  ستیز  با  ایشان  را  به  پایان  بیاورد،  وكار  و  بار  خود  و  ایشان  را  به  خدا  واگذارد  و  بدو  حواله  دارد  تا  درباره‌کار  و  بارشان  بر  ضد  آنان‌گواهی  دهد،  و  خودش  نسبت  بدیشان  به‌کار  پردازد  وكار  ایشان  را  بسازد.  او  بسی  آگاه  ازکار  جملگی بند گان  وکاملا  بیننده  حالشان است:

«  قُلْ :كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا »‌.  

بگو:  کافی  است‌که  خدا  میان  من  ومیان‌شما  گواه  باشد.  بیگمان‌اواز(‌حال‌)  بندگانش  بسیارآگاه‌،  (‌ونسبت  به  کارشان‌)  بس  بینا  است  (‌ولذا  می‌داند  كه  من  فرمان  اورا  به  شما  رسانده‌ام  و  این‌شما  هستید  که  از  پذیرش  حق  لجوجانه سرباز  می‌زنید.

این  سخنی  است‌که  از  آن  بوی  تهدید  به  مشام  می‌رسد.  و  امّا  سرانجام  این‌کار،  قرآن  آن  را  در  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  هراسناک  قیامت  به  تصویر  می‌کشد:

(وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا وَقَالُوا أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلا لا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلا كُفُورًا ).

خدا  هرکس  را  (‌به  سبب  ایمان  به  پروردگار  و  پیغمبرش  و  کتاب  آسمانی  قرآن‌)  رهنمود  کند،  راهیاب  او  است‌،  و  هرکس  را  (‌به  سبب  سوء  اختیار  و  فرو  رفتن  در  گناهان  و  سرکشی  از  قوانین  آفریدگار)  گمراه  سازد،  جز  خدا  دوستان  و  مددکارانی  برای  چنین  کسانی  نخواهی  یافت  (‌تا  دست  آنان  را  بگیرند  و  به  سوی  حق  برگردانند  و  از  کیفر  و  عذاب  آخرت  رستگارشان  گردانند)  و  ما  در  روز  رستاخیز  ایشان  را  بر  روی  رخساره  (‌کشانده  و)  کور  و  لال  و  کر  (‌از  گورها)  جمع  می‌گردانیم  (‌و  به  صحرای  محشر  گسیل  می‌داریم‌.  به  گونه‌ای  که  براثر  پریشانی  حال  چشمانشان  نمی‌بیند  و  گوشهایشان  نمی‌شنود  و  زبانهایشان  قادر  به  تکلم  نمی‌باشد)‌.  جایگاهشان  دوزخ  خواهد  بود.  هر  زمان  که  زبانه  آتش  (‌به  سبب  سوختن  گوشت  و  استخوان  ایشان‌)  فروکش  کند،  (‌با  تجدید  گوشت  و  استخوانشان‌)  بر  زبانه  آتششان  می‌افزائیم‌.  این  (‌عذاب  مضاعف  و  جاویدان‌)  کیفرشان  بدان  خاطر  است  که  آیه‌های  (‌قرآنی  و  ادله  جهانی‌)  ما  را  انکار  می‌نمایند  و  می‌گویند:  آیا  زمانی  که  استخوانهائی  شدیم  و  فرسودیم‌،  مگر  می‌شود  که  (‌دوباره  زنده  گردیم  و)  آفرینش  تازه‌ای  پيدا  کنيم‌؟‌!  آیا  نمی‌نگرند  که  خدائی  که  (‌بدون  نمونه  و  مدل  قبلی‌)  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  توانا  است  بر  این  که  پس  از  مردن  (‌بار  دیگر)  همچون  ایشان  را  بیافریند  (‌و  به  زندگی  دوباره  عودت  دهد؟  بلی  که  می‌تواند)  ولی  برای  آنان  سرآمدی  تعیین  نموده  است  که  گمانی  در  آن  نیست  و  (‌با  فرارسیدن  آن  زمان  که  قیامت  نام  دارد  و  همگان  را  زنده  می‏‎گرداند  و  به  صحرای  محشر  گسیل  می‌دارد.  این  سرآمد  قطعی  است‌)  امّا  ستمگران  جز  کفر  و  انکار  را  پذیرا  نمی‌باشند. 

 خداوند  بزرگوار  برای  هدایت  و  همچنین  برای  ضلالت  قوانین  و  سنتهائی  را  پدیدارکرده  است‌،  و  مردمان  را  آزادگذاشته  است  که  برابر  این  قوانین  و  سنتها  رهسپار  گردند،  و  با  عواقب  آنها  روبرو  شو‌ند.  از  جمله  این  قوانین  و  سنتها  انسان  آمادگي  هدایت  و  ضلالت  را  دارد،  و  برابر  آنچه  برای  خود  انجام  می‌دهد  می‌تواند  راه  هدایت  یا  راه  ضلالت  را  بسپرد.کسانی‌که  در  پرتو  کو‌شش  و  پویش  ورویکرد  وجهتگيری  خود  سزاوار  هدایت  می‌گردند،  خدا  آنان  را  هدایت  عطاء  می‌کند،  و  ایشان  واقعاً  راهیاب  میشوند،  زیرا  از  هدایت  متابعت  کرده‌اند.  وکسانی‌که  به  سبب  روی‌گردانی  از  دلائل  هدایت  و  آیات  خدا  سزاوار  ضلالت  می‌گردند،  کسی  ایشان  را  از  عذاب  خدا  محفوظ  و  مصون  نمی‌دارد:

  « فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِهِ »‌.

جز  خدا  دوستان  و  مددکارانی  برای  چنین  کسانی  نخواهی  یافت  (‌تا  دست  آنان  را  بگیرند  و  به  سوی  حق  برگردانند  و  از  کیفر  و  عذاب  آخرت  رستگارشان  گر‌دانند)‌.  

خدا  روز  قیامت  ایشان  را  به  شکل  خوارکننده  هولناکی  گرد  می‌آورد:

(  عَلَى وُجُوهِهِمْ). 

 بر  روی  رخسارهایشان‌.  

راست  و  چپ  و  این‌سو  و  آن‌سوکج  می‌شوند  و  خم  می‌گردند:

«  عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا »‌.

کور  و  لال  و  کر  (‌ایشان  را  از  گورها  جمع  می‌گردانیم‌)‌. 

 کورند  و  از  اندامهائی‌که  باید  در  این  ازدحام  از  آنها  استفاده  بکنند  محروم  هستند.  این  هم  جزا  و سزا برای  این  ا‌ست‌که  در  دنیا  آنان  این  ا