دود  بشری  انها  را  ا‌حاطه  كند  و  به  درك  انها  نائل  آید.  انسان  این  جهان  را  اداره  نمی‌كند  و نميچرخاند،  پس  نیروهای  انسان  شامل  و  فراگير  نیست‌.  بلکه  از  نيروها  ان  اندازه  بدو  عطاء  شده  است  که  محيط  بران  است‌،  و  ان  اندازه  ازنيروها  بهره‌مند  است‌که  در  سایه  انها  بتواند  خلیفه‌گر‌ی  درزمین  را  انجام  دهد،  و  در  زمین  تحقق  بخشد  آن  چیزهائي  را  كه  یزدان  خواسته  است  كه  انسان  آن  چیزها  را  در  محدوده  علم  اندك  خويش  تحقق  بخشد  و پياده كند . 

انسان  در  این  کره  به  نوآوریهائی  دست  زده  است  و  نوآوریهائی  را  پدید  آورده  است‌،  ولیکن  در  برابر  این  راز  دقیق  -  یعني  روح  -  حیران  ایستاده  است  و  درمانده  گردیده  است  و  نمی‌داند  روح  چیست‌،  و  چگونه  آمده  است و  در  بدن  جای ‌گرفته  است‌،  و  چگونه  می‌رود  و  به  ترک  تن  می‌گوید،  و  روح ‌کجا  بوده  است  و کجا  خواهد  بود.  انسان  درباره‌ي  روح  جز  چیزی  را  نمی‌داند  که  خداوند  آگاه  و  مطلع  در  قرآن  بدان  خبر  داده  است‌.  آنچه  در  قرآن  آمده  است  علم  یقینی  و  آگاهی  راستین  است‌،  چون  از  جانب  خداوند  دانای  آگاه  است‌.  اگر  خدا  می‌خواست  انسان  را  از  آن  محروم  می‌کرد،  و  آنچه  را  که  به  پیغمبر  صلي الله عليه و سلم   خود  وحی  نموده  است  و  پیام ‌کرده  است  از  میان  می‌برد،  و لیکن  این  رحمت  یزدان  به  مردمان‌  و  فضل  و کرم  او  بدیشان  است‌.

«  وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلا إِلا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا »  .

اگر  ما  بخواهیم  آنچه  را  که  (‌از  قرآن‌)  به  تو  وحی  کرده‌ایم‌،  از  تو  باز پس  میگیریم  (‌و  از  درون  دلها  و  لابلای  کتاب‌ها  محو  میگردانیم‌)  آنگاه  کسی  را  نخواهی  یافت  که  در  این  رابطه  علیه  ما  از  تو  دفاع  کند  (‌و  در  حفظ  قرآن  یا  برگشت  آن  بکوشد)‌.  ولیکن  به  خاطر  رحمت  پروردگارت  (‌که  شامل  حال  تو  است‌،  آن  را  برجای  می‌داریم  و  این  ارمغان  را  بازپس  نمی‌گیریم‌)‌.  واقعاً  کرم  بزرگی  خدا  در  حق  تو  داشته  است  (‌که  قرآن  را  برای  تو  ارسال  و  تو  را  خاتم‌ الانبیاء  نموده  است‌،  و  با  حفاظت  از  قرآن  آئین  تورا  جاویدان  کرده  است‌)‌.

خدا  بر پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم خود  با  این  لطف  و  فضل  منّت  مينهد  و  افتخارش  می‏بخشد،  لطف  و  فضل  نازل‌کردن  وحي،  و  برجای  داشتن  و  ماندگار  ساختن  آنچه  برای  او  نازل  نموده  است‌.  لطف  و  فضل  یزدان  در  حق  مردمان  بسی  فراوان  است‌.  چه  آنان  نسلها  و  نسلهای  پیاپی  با  این  قرآن  غرطه ور در  رحمت  و  هدایت  و  نعمت  بو‌ده  و  هستند  و  خواهند  بود.

*
همان‌گونه‌که  روح  از  اسرار  و  رموزی  است‌که  خدا  آن  را  به  خود  اختصاص  داده  است‌،  قرآن  نیز  ساختار  خدا  است  و  آفریدگان  نمی‌توانند  از  ساختار  خدا  تقلیدکنند،  و  انسان  و  پری‌ که  نماینده  آفر‌یده‌های  آشکار  و  نهانند  نمی‌توانند  همسان  اين  قرآن  را  بياورند،  هرچند  هم  در  این  تلاش  وکرشش  یکدیگر  را  پشتیبانی‌کنند  و  همدیگر  را  یاری  دهند:

(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا).

بگو:  اگر  همه  مردمان  و  جملگی  پریان  گرد  آیند  و  متفق  شوند  بر  این  که  همچون  این  قرآن  را  (‌با  این  شیوه‌های  دلربا  ومعانی  زیبا  بسازند  و)  بیاورند،  نمی‌توانند  مانند  آن  را  بیاورند  و  ارائه  دهند،  هرچند  هم  برخی  از  ایشان  پشتیبان  و  مددکار  برخی  دیگر  شوند  (‌چرا  که  قرآن  کلام  یزدان  و  معجزه جاویدان  آفریدگار  است  وهرگز  از  معلومات  محدود  آفریدگان  چنین  چیزی  ساخته  نیست‌)‌.

این  قرآن  فقط  الفاظ  و  عباراتی  نیست‌که  انسانها  و  پریها  تلاش  وکو‌شش‌کنندکه  آن  الفاظ  و  عبارات  را  تقلیدکنند  و  همسان  آنها  را  بسازند  و  ارائه  دهند.  بلکه  قرآن  مانند  همه  چیزهانی  است‌که  یزدان  جهان  آنها  را  از  نیستی  به  هستی  آورده  است  و  آفریدگان  از  ساختن  و  ارائه  دادن  انها  درمانده  و  ناتوانند.  قرآن  همچون  روح  به  خدا  واگذار  است  و  آفریدگان  سر  و  راز  شامل  وکامل  آن  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  هرچندکه  برخی  از  اوصاف  و  خصائص  و  آثار  آن  را  درک  و  فهم‌ کنند.

قرآن  گذشته  از  این‌،  برنامه  کامل  زندگی  است‌.  برنامه‌ای  است‌که  در  آن  قوانین  فطرت  مورد  نظر  است‌. قوانینی‌که  در  همه  اوضاع  و  احوال  نفس  بشریت  دخل  و  تصرف  می‌کند،  و  در  مجموعه‌های  بشری  در  تمام  شرائط  و  ظروف  و  حالاتی‌که  دارند  دخل  و  تصرف  می‌کند.  از  اینجا  است‌که  قرآن  هم  به  چاره‌سازی‌کار  و  بار  نفس  فرد،  و  هم  به  چاره‌سازی‌کار  و  بار  مجموعه  گروه‌های  پیچیده  انسانها  می‌پردازد  با  قوانینی‌که  سازگار  با  فطرت  است  و  به  ژرفاهای  پیوندها  و  راه‌ها  و  پیچ  و  خمهای  فراوان  فطر‌ت  فرو  می‌خزد  و  دمساز  و  همساز  می‌گردد.  قرآن  به‌کار  و  بار  جامعه  به‌گونه ‌کامل  و  با گامهای  هماهنگ‌،  همزمان  در  همه  جوانب  می‌پردازد،  و  احتمالی  ا‌ز  احتمالات  فراوان‌،  و  شرايط  و  اوضاعی  در  میان  همه  شرائط  و  اوضاع  ضد  و  نقیض  در  زندگی  فرد  و  در  زندگی  جمع،  از  حساب  او  به  در  نمی‌رود  و  نهان  نمی‌شود.  زیرا  قانونگذار  این  قوانین  خدای  بس  آگاه  از  فطرت در  همه  اوضاع  و  احوال  پيچاپیچ  و  درهم  تنیده  است‌.

امّا  قوانین  و  مقررات  انسانها  متاثر  از  قصور  انسان  و  شرائط  و  اوضاع  زندگی  انسان  است‌.  از  اینجا  است‌که  قوانین  و  مقررات  انسانها  نمی‌تواند  در  آن  واحد  محیط  بر  همه  احتمالات  باشد.  اغلب  هم  یک  پدیده  ظاهری  فردی  یا  اجتماعی  را  با  درمانی  مداوا  می‌کندکه  آن  پدیده  منتهی  به  بروز  پدیده دیگری  می‌شودکه  در  جای  خو‌د  نیاز  به  مدارای  تازه‌ای  پیدا  می‌کند.

اعجاز  قرآن  فراتر  از  اعجاز  نظم  و  نظام  و  مفاهیم  و  معانی  آن  است‌.  عاجز  و  ناتوان  ماندن  انسانها  و  پریها  گذشته  از  آوردن  و  ارائه  کردن  همسان  قرآن‌،  عاجز  و  ناتوان  ماندن  ایشان  از  آوردن  و  ارائه‌کردن  برنامه‌ای  بسان  برنامه  قرآن  است‌،  یعنی‌:  برنامه‌ای‌که  دربرگيرنده  چیزهايی  باشد که  قرآن  دربرگیرنده  آن  است‌.

(وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلا كُفُورًا وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأرْضِ يَنْبُوعًا أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ