ِ لَا يَعْلَمُونَ (26) .  

ولیکن  بیشتر  مردم  (‌به  علت  نیندیشیدن  و  تامّل  نکردن‌،  قدرت  خدا  را  بر  ایجاد  رستاخیز  نمی‌دانند.

بر  این  حقیقت‌که  حاضر  و  آماده  است  و  اصل‌کلی  را  مجسم  می‏‎گرداند  و  بدان  برمی‏گردد،  این  چنین  پیرو  می‌زند:

(وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ)

مالکیت  و  حاکمیت  آسمانها  و  زمین  ازآن  خدا  است‌.

  خدا  نگاهدار  و  محافظ  همه‌ي  چیزهائی  است‌که  در  ملک  و  مملکت‌کائنات  است‌.  او  آفریدگار  همه‌ي  چیزهائی  است  که  در  ملک  و  مملکت ‌کائنات  است‌.  او  توانا  بر  پد‌ید  آوردن  و  برگشت  دادن  هر  آن  چيزی  و  هر  آن‌کسی  است‌که  در  ملک  و  مملکت‌کائنات  است‌.

*
(وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (27) وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (28) هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (29) .  

آن  روز  که  قیامت  برپا  می‌شود،  باطلگرایان  زیان  می‌بینند.  (‌ای  مخاطب‌!  در  آن  روز)  هر  ملتی  را  می‌بینی که  (‌خاشعانه  و  خاضعانه‌،  چشم  بـه  انتظار  فرمان  یزدان‌!  در  محضر  دادگاه  خداوند  دادگر  مهربان‌)  بر  سر  زانوها  نشسته  است‌.  هر  ملتی  به  سوی  نامه‌ي  اعمالش  فراخوانده  می‌شود  (‌و  بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  امروز  جزا  و  سزای  کارهائی  که  می‌کرده‌ایـد  به  شما  داده  می‌شود.  این  (‌نامه‌ي  اعمال  که  دریافت  می‌دارید)  كتاب  ما  است  و  اعمال  شما  را  صادقانه  بازگو  مـی‌کند.  ما  (‌از  فرشتگان  خود)  خواسته  بودیم  که  تمام  کارهائی  را  یادداشت  کنند  و  بنویسند  که  شما  در  دنیا  انجام  می‌دادید.

در  آیه‌ي  نخستین  تند  و  سریع  فرجام  باطلگرایان  را  بدیشان  اعلام  می‌دارد.  آنان  زیانباران  و  زیان‌کنندگانند  در  آن  روزی‌که  در  باره‌اش  شک  و  تردید  می‌ورزیده‌اند.  از  لابلای  کلمات  می‌نگریم‌،  ناگهان  میدان  هراس‌انگیز  سان  دیدن  را  می‏‎بینیم،  در  حالی  که  نسلهای  زیادی‌که  این  ستاره  را  در  عمر  دور  و  دراز  خـودشان  آباد  کرده‌اند،  عمری  که  هرچند  دور  و  دراز  بوده  است‌،  ولی  اندک  وکوتاه  بوده  است‌،  همه‌ گرد  آمده‌اند،  و  بر  روی  زانوها  نشسته‌اند  و  ملت  ملت  گردیده‌اند  و  جدای  از  یکدیگر  آرام‌ گرفته‌اند،  در  انتظار  حساب  وکتاب  هراس‌انگیزند  .  .  .  این  صحنه‌،  صحنه‌ي  هراس‌انگیزی  است‌.  هراس‌انگیز  است  چون  همه‌ي  نسلها  در  یک  سرزمین  گرد  آمده‌اند  و  همایش  کرده‌اند.  هراس‌انگیز  است  چون  هیئت  شگفتی  و  سیمای  شگرفی  دارد.  همه  بر  زانوها  نشسته‌اند.  هراس‌انگیز  است  به  سبب  حساب  وکتابی‌که  به  دنبال  دارد.  هراس‌انگیز  است  چون‌گذشته  از  همه  چیز  مردمان  همگان  در  پیشگاه  خداوند  توانا  و  چیره  ایستاده‌اند،  خداوند  نعمت‌دهنده  و  بخشاینده‌ای  که  شکر  نعمتهای  اوگفته  نشده  است  و  فضلها  و کرمهایش  از  سوی  اکثر  این  ایستادگان  ناسپاس  مانده  است!

آن  گاه  بدین  گروه‌ها  و  دسته‌های  گرد  آمد‌ه‌ای  که  بر  زانوها  نشسته‌اند،  و  آب  در  دهانشان  خشکیده  است  و  صدا  درگلویشان  شکسته  است  و  جان  به  لبشان  رسیده  

است‌،  گفته  می‌شود:

(الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (28) هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (29).

   امروز  جزا  و  سزای  کارهائی  که  می‌کرده‌اید  به  شما  داده  می‌شود.  این  (‌نامه‌ي  اعمال  که  دریافت  می‌داریـد)  کتاب  ما  است  و  اعمال  شما  را  صادقانه  بازگو  می‌کند.  ما  (‌از  فرشتگان  خود)  خواسته  بودیم  ک  تمام  کارهائی  را  یادداشت  کنند  و  بنویسند  که  شما  در  دنیا  انجام می‌دادید.

همگان  خواهند  دانست‌که  چیزی  فراموش  نخواهد  شد  یا  ضائع  و  هدر  نخواهد  گردید!  آخـر  چگونه  فراموش  خـواهد  شد  یا  ضائع  و  هدر  خواهدگردید  در  حالی‌که  هر  چیزی  نوشته  شده  است  و  نگارش  یافته  است‌،  و  چیزی  از  علم  و  دانش  خدا  دور  نمی‌افتد  وکنار  نـمی‌رود  و  غائب  و  پنهان  نمی‌شود؟!

آنگاه  جـمعیتهای  فـراوان  و  ملتهای‌گوناگون  و  جوراجوری‌که  در  فاصله  نسلها  و  آمد  و  شد  نژادها  پای  به  جهان  گذاشته‌اند  و  هم  اینک  در  اینجا  گرد  آمده‌اند،  دو  دسته  می‌گردند.  دو  دسته  می‌شوند،  و  این  دو  دسته  هـمه‌ي  ایـن  جمعیتها  و  مجموعه‌ها  را  در  خود گرد  می‌آورند:  کسانی  که  اینان  آورده‌اند،  و  کسانی  که  کفر  ورزیده‌اند.  این  دو  دسته  مومنان  و  کافران  در  پیشگاه  یزدان  تنها  دو  پرچم  دارند  و  بس،  ترحم  ایـمـان  و  پرچم  کفر.  آنان  دو  حزب  هستند  و  بس‌:  حزب  یزدان‌،  و  حزب  شیطان‌.  هبه  ملتها  و  مذهبها  و  نژادها  و  دسته‌های  دیگر  بدین  دو  حزب  برمی‌گردند  و  در  داخل  یکی  از  این  دو  تا  قرار  می‌گیرند:

(فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (30) . 

و  امّا  کسانی  که  ایـمان  می‌آورند  و  کارهای  شایسته  می‏‎کنند،  پروردگارشان  ایشـان  را  (‌به  بهشت  می‌برد  و)  غرق  نعمت  خویش  می‏‎گرداند.  رستگاری  و  پیروزی  آشکار  همین  است‌.

آنان  از  طول  انتظار  آسوده  شده‌اند،  و  از  پریشانی  و اضطراب  آرمیده‌اند.  نص  قرآنی  کارشان  را  با  سرعت‌،  و  سهل  و  ساده  به  پـایان  می‏‎برد،  تا  این  سایه‌روشن  زیبا  و  خوشایند  پدیدار  و  نمودار  آید.

آنگاه  از  لابلای‌کلمـات  چشمانتان  را  به  دسته‌ي  دیگری  می‌دوزیم‌.  ما  چه  چیز  را  می‌یابیم  و  می‌بینیم‌؟  آنچه  مشاهده  می‌کنیم  تنبیه  و  سرزنش  طولانی‌،  و  شناسائی  شرم‌آور،  و  یادآورکردن  بدترین  اقوال  و  اعـمال  است‌: 

(وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْماً مُّجْرِمِينَ (31) وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّاً وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (32)‏.

   و  امّا  کسانی  که  کافر  می‌گردند  (‌بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  مگر  آیه‌های  من  بر  شما  خوانده  نمی‌شد  و  شما  بزرگی  و  عظمت  می‌فروختید  و  تکبر  می‌کردید،  و  مردمان  بزهکار  و  گناهکاری  بودید؟  و  هنگامی  که  گفته  می‌شد:  وعده‌ي  خدا  راست  است  (‌و  کیفر  هر  کسی  را  در  سرای  دیگر  به  تمام  و  کمال  می‌دهد)  و  قیامت  حتما  فرا  می‌رسد  و  هیچ  گونه  شکی  در  رخ  دادن  آن  نیست‌،  می‌گفتید:  ما  نمی‌دانیم  قیامت  چیست‌!  ما  تنها  گمانی  (‌در  باره  آن‌)  داریم  و  به  هیچ  وجه  یقین  و  باور  نداریم  (‌که  قیامت  فرابرسد)