  را  درنیابد.  چه  او  در  دل  خود  جائی  برای  هدایت  باقی  نگذاشته  است‌.  آخر  او  هوا  و هو‌س  بیمار  خود  را  پرستش  و  بندگی  می‌کند!

(وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ).
و  با  وجود آگاهی  (‌از  حق  و  باطل‌،  آرزو پرستـی  کرده  است  و)  خدا  او  را  گمراه  ساخته  است‌.

خدا  با  علم  به  این‌که  طرف (‌استحقاق  هدایت  ندارد  و  در  فسق  و  فجور  غرق  است  و)  سزاوار گمراهی  است‌.  یا  با  وجود  علم  طرف  به  حق  (و  باطل  و  شناخت  راه  درست  و  نادرست‌)  او  در  برابر  هو‌ا  و  هو‌سش  استقامت  و  پایداری  نشان  نمی‌دهد،  و  این  آگاهــی  او  را  از  ایـن ‌که  هوا  و  هوسش  را  معبودی  بگیرد که  از  او  اطاعت‌گردد  بازنمی‌دارد.  لذا  این  امر  باعث  می‌گردد که  خدا  او  را  ویلان  و  سرگردان  سازد،  و  بدو  مهلت  و  فرصت  دهدکه  درکو‌ری  وکوردلی  خود  بسر  برد  و  جلو  برود:

(وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً).

و  بر  گوش  و  دل  او  مهر  گذاشته  است  و  بر  چشمش  پرده‌ای  انداخته  است‌.

درنتیجه  پنجره‌هائی‌که  نور  از  آنها  وارد  میگرديده  است  بسته  شده  است‌،  و  جایگاه‌های  درک  و  فهمی‌ که  هدایت  از  آنجاها  به  داخل  می‌خزیده  است  محو گردیده  است‌،  و  وسائل  و  ادوات  خرد  و  شعو‌ر  به  علت  اطاعت از هو‌ا  و  هو‌س  درهم  شکسته  است  وبیفائده  و بیکاره  گشته  است‌،  اطاعتی‌که  بسان  اطاعت  عبادت  و  تسلیم  است‌.

 (فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ؟).
چه  کسی  جز  خدا  (‌و  خدا  هم  از  او  رویگردان  است‌)  می‌تواند  او  را  راهنمائی  کند؟‌.

هدایت‌،  هدایت  خدا  است  و  بس.  هیچ  فردی  هدایت  یا  ضلالت  در  دست  او  نیست‌.  بلکه  هدایت  دادن  وگمراه  کردن ‌کار  خدا  و  در  دست  خدا  است‌،‌کاری‌که  هیچ‌کس  در  آن  با  خدا  شرکت  ندارد،  حتی  پیغـمـبران  برگزیده‌اش‌.

(أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (23) . 
آیا  پند  نمی‌گیرید  و  بیدار  نمی‌شوید؟‌.
هرکس‌که  متذکر  شود  بیدار  وهوشیار می‌گردد،  و  از  رشته‌ي  هوا  و  هو‌س  رهانی  می‏‎یابد،  و  به  سوی  راه  راست  و  درست  و  صاف  و  روشنی  برمی‌گردد که  روندگان  آن  گمراه  نـمی‌شوند.
-----------------------------------------------------
[1] -‌مراجعه  شود  به  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار:‌«‌و  خلق‌کل  شی‌ء  فقدره  تقدیرا»  جزء  نوزدهم‌،  صفحه‌٢٧تا 13.
[2] -‌پژوهشی  است ‌که‌ مولف  امیدوار  است ‌-‌ان‌شاء‌الله- آن  را  تقدیم  بدارد.سوره‌ي جاثيه آيه‌ي 37-24

(وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (24) وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (25) قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (26) وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ (27) وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (28) هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (29) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ (30) وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْماً مُّجْرِمِينَ (31) وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّاً وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ (32)‏ وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (33) وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ (34) ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ (35) فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (36) وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (37). 

این  بند  واپسین  سوره‌،  سخن  مشرکان  در  باره  آخرت  و  رستاخیز  و  حساب  و کتاب  را  بازگو  می‌کند،  و  پاسخ  این  سخنشان  را  می‌دهد  با  واقعیت  پیدایش  ایشان‌،  پیدایشی  که  جای  انکار  آن  نیست‌.  واقعیتی  است‌که  بدیشان  بسی  نزدیک  است‌.  گاه  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  را  نشان  می‌دهد،  صحنه‌ای  که  انگار  ایشان  را  فراگرفته  است  -‌هرچند که  هنوز  موعد  آن  فرا  نرسیده  است  -‌اما  تصویر  قرآنی  آن  را  زنده  و  برجسته  پیش  چشم  ایشان  می‌دارد،  انگار  آنان  آن  را  عیناً  از  لابلای  واژه‌ها  مشاهده  می‌کنند.

آنگاه  سوره  پـایان  می‌پذیرد  با  حمد  و  سپاس  خدا،  خدای  یگانه‌ای ‌که  در  آسمانها  و  در  زمین  خداوندگار  است‌،  و  خداوندگار  جهانیان  در  آسمانها  و  زمین  است‌،  و  با  تمجید  و  تـعظیم  بزرگواری  منحصر  به  فـرد  خدا  در  آسمانها  و  زمین‌،  بزرگواری‌ای ‌که  در  برابرش  سری  بلند  نمی‏گردد،  و گردن‌کشی  در  مقابل  آن‌ گردن  نمی‌افرازد  ...  او  عزیز  و  مقتدر  و  حکیم  و کاربجا  است...
*
(وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (24) وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (25) قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (26).

منکران  رستاخیز  می‌گویند:  حیاتی  جز  همین  زندگی  دنیائی  که  درآن  به  سرمی‌بریم  درکار  نیست‌.گروهی از  ما  می‌میرند  و  گروهی  جای  ایشان  را  می‏‎گیرند،  و  جز  طبیعت‌ و  روزگار،‌ما  را  هلاک  نمی‌سازد! آنان  چنین  سخنی  را  از  روی  یقین  و آگاهی  نمی‌گویند،  وبلکه  تنها  گمان  می‌برند  و  تخمین  می‌زنند.  هنگامی  که  آیات  روشن  ما  (‌که  دال  بر  توانائی  ما  برای  ایجاد  رستاخیز  و  زندگی  دوباره‌اند)  برآنان  خوانده  می‌شود،  در  برابرآنها  دلیلی  جز  این  ندارند  که  می‌گوین