ود  این  حقیقت‌،  بدان  آیات‌کفـر  ورزد  سزاوار  دردناک‌ترین  عذاب  می‏‎گردد،  عذابی‌که‌تاکید  معنی  شدت  و  دردآوری  آن  را  به  تـصویر  می‌کشد  و  مجسم  می‌نماید.  ‌(‌رجز)  عذاب  شدید  است‌.  عذابی‌که  بدان  تـهدید  می گردند  و  بیم  داده  می‌شوند  عذابی  است  از  نوع  سخت‌‌ترین ‌و بدترین ‌عذاب  .  .  .تکراری  بعداز  تکراری  است‌،  و  تاکیدی  بعد  از  تاکیدی  است‌.  ایـن  سخت‌ترین  و  بدترین  عذاب  با  این  تکرار  و  تاکید  بسیار،  سزاوارکسی  است‌که  هدایت  صاف  و  خالص  و  محض  و  صریح  و  آشکار  را  نپذیرد  و  راه‌کفـر  در  پیش  گیرد.

*
بعد  از  این  تـهدیدکردن  هراس‌انگیز،  و  بیم  دادن  وحشت‌انگیز  برمی گردد،  و  دلهایشان  را  نرمک  نرمک  مـی‌پساید  و  لمس  می‌نماید،  با  یادآوری‌کردن  نعمتهائی  که  در  این  جـهان  بزرگ  و  سترگ  خدا  آنها  را  در  دسترسشان  قرار  داده  است  و  در  اختیارشان‌گذاشته  است‌:

(اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (13)‏.

خداوند  همان  کسی  است  که  دریا  را  رام ‌شما  کرده  است‌،  تا  کشتیها  برابر  فرمان  و  اجازه‌ي  او  (‌که  بـه  ماده‌ي  کشتیها  و  خود  آبها  و  دیگر  عوامل  طبیعی  داده  است‌)  در  دریا  روان  شوند،  و  شما  انسانها  بتوانید  از  فضل  خدا  بهره  گیرید،  و  شاید  سپاسگزار  گردید  (‌و  شکر  نعمتهای  بیکران  یزدان  را  بجای  آورید)‌.  وآنچه  که  درآسمانها  و  آنچه  که  در  زمین‌است  همه  رااز  ناحیه  خود،  مسـخر  شما  سـاخته  است‌.  قطعاً  دراین  (‌تسخیر  موجودات  مختلف  و  به  گردش  و  چرخش  درآوردن  چرخه‌ي  حیات  به  نفع  انسانها)  نشانه‌های  مهمی  (‌بر  قدرت  و  مهربانی خدا در حق‌ آدمیزادگان‌)  است‌،  برای ‌کسانی  که  می‌اندیشند  (‌و  اندیشمندانه  به  اشیاء  دور  و  بر،  و  به  خود  زندگی  می‌نگرند).

این  آفریده ‌کوچک  انسان  نام‌،  از  رعایت  و  عنایت  فراوان  خدا  بهره‌مند  می‏‎گردد،  آن  اندازه ‌که  بدو  اجازه  می‌دهد  آفریده‌های  بزرگ  و  هراس‌انگیز  را  مسخر  سازد  و  به  زیر  فرمان  خـود  بکشد،  و  به  شیوه‌ها  و  از  راه‌های  گو‌ناگو‌ن  ازآنها  سود  ببرد  و استفاده‌کند.  این  امر  در  پرتو  راهیابی  به‌گو‌شه‌ای  از  راز  و  رمز  قانون  الهی  حاکم  بر  آفریده‌ها  نصیب  انسان  می‏‎گردد،  قانونی  که  پدیده‌ها  برابر  آن  راه  می‌سپرند  و  از  آن  سرکشی  و  تمرد  نمـی‌کنند.  اگر  این  راهیابی  به‌گوشه‌ای  از  آن  راز  و  رمز  نبود،  انسان  با  نیروی  ناچیز  و  محدود  خـود  نمی‌توانست  از  چیزی  از  آن  پدیده‌های  سترگ  و  هراس‌انگیز  جهان  هستی  سود  ببرد،  بلکه  نه  تنها  سود  نمی‏برد  نــمی‌توانست  با  آن  پدیده‌ها  زندگی  را  ادامه  بدهد.  آخـر  انسان  موجـود  کوچک  ناچیزی  است‌،  ولی  پـدیده‌ها دیوها  و  عفریتهای  قدرتمندی  هستندکه  از  نیرو  و  انرژیها  و  حجمها  و  جرمها  ساخته  و  پرداخته  گردیده‌اند.

دریا  یکی  از  این  موجـودات  قدرتمند  و  بزرگی  است‌که  یزدان  آن‌را  به  زیرفرمان  انسان ‌در آورده  است  و آن  را  مسخرش  نموده  است‌.  یزدان  انسان  را  به  چيزی  از  راز  و  رمز  پدیده‌های  هستی  راهیاب  فرموده  است‌.  انسان  در  پرتو  این  راهیان‌کشتیها  را  شناخته  است  و  بدانها  پی  برده  است‌،‌کشتیهائی‌که  سینه  این  آفریده‌ي  بزرگ  و  هراس‌انگیز  را  می‌شکافند،  و  بر  دوش  امواج  بزرگ  آن  قرار  می‏‎گیرند  و  از  امواج ‌کو‌ه پیکرش  هراسی  به  خود  راه  نمی‌دهند!

 (لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ).

تا  کشتیها  برابر  فرمان  و  اجازه‌ي  او  (‌که  به  ماده‌ي  کشتیها  و  خود  آبها  و  دیگر  عوامل  طبیعی  داده  است‌)  در  دریا  روان  شوند.

یزدان  سبحان  است‌که  دریا  را  با  این  خصـائص  و  ویژگیها  آفریده  است‌،  و  ماده ‌کشتیها  را  با  این  خصائص  و  ویژگیها  پدید  آورده  است‌،  و  خصائص  و  ویژگیهای  فشار  هوا  را  پدیدار  نموده  است‌،  و به  بادها  سرعت‌،  و  به  زمین  نیروی  جاذبه  بخشیده  است  .  .  .  و  سائرخصائص  و  ویژگیهای  جهانی  دیگر  را  پدید  آورده  است  تاکمک  کنند  و کشتیها  در  پرتو  همه‌ي  این  عوامل  در  دریا  حرکت  نمایند.  یزدان  انسان  را  به  همه‌ي  اینها  رهنمون  و  رهنمود  کرده  است  تا  بتواند  از  آنها  استفاده‌کند،  و  از  دریا  نیز  در  نواحی  و  زوایای  دیگری  بهره  ببرد:

 (وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ).

و  شما  بتوانید  از  فضل  خدا  بهره  گیرید.

مثل  شکار کردن  برای  خوردن  و  زینت  و  آراستن‌،  و  همچنین  تجارت  و  بازرگانی  نمودن‌،  و  دانش  و  تجربه  آموختن  و  ورزش‌کردن‌،  و  سائر  چیزهای  دیگری‌که  انسان  زنده  در  دریاها  از  فضل  و  فیض  خدا  می‌جوید.  یزدان  دریاها  وکشتیها  را  به  تسخیر  انسان  درآورده  است  تا  فضل  و  لطف  خدای  را  بجوید،  و  با  شکر  بزرگواری  و  نعمت  بخشیدن  یزدان  به  انسان  بدو  رو  کند،  و  سپاس  تسخیر  و  راهیابی  را  بگوید:
(وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12).
و  شاید  سپاسگزار  گردید  (‌و  شکر  نعمتهای  بیکران  یزدان  را  بـجای  آورید) .

خدا  دل  انسان  را  با  این  قرآن  متوجه  وفای  بدین  حق  می کنـد،  و  آن  را  با  آن  افق  ارتباط  می‌دهد،  و  به  درک  و  فهم  وحدتی  فرامی‌خواند  که  میان  انسان  و  میان  جـهان  است‌،  و  آن  وحدت  سرچشمه  و  وحدت  رویکرد  و  جهت  است  .  .  .  وآن  روبه  خداکردن  و رو به  خدا  رفتن  است‌...

قرآن  بعد  از  ذکر  دریا  به ‌گونه‌ي  خاص‌،  به ذکر  پدیده‌های  دیگر  به‌ گونه  عام  می‌پردازد.  یزدان  مسخر  انسان  ساخته  است  هرچه  راکه  در  آسمانها  و  در  زمین  از  نیروها  و  انرژیها  و  نعمتها  و  برکات  و  خیرات  است‌،  آن  قسمت‌که  به  صلاح  انسان  و  داخل  در  دائره  وظیفه‌ي  خلافت  او  است‌:

(وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِّنْهُ).
و  آنچه  که  در  آسمانها  و  آنچه  که  در  زمین  است  همه  را  از  ناحیه‌ي  خود،  مسخر  شما  ساخته  است‌.

هر  چیزی‌که  در  این  جهان  هستی  است  از  او  است  و  بدو  برمی‏گردد  و  حواله  می‌گردد.  خدا  پدید آورنده‌ي  آن‌،  و  گرداننده  و  اداره ‌کننده‌ي  آن‌،  و  تسخیر کننده‌ي  آن  یا  به  زیر  سلطه  و  قدرت  در آورنده‌ي  آن  است  .  .  .  انسان  این  آفریده‌ي  کوچک‌،  از  سوی  یزدان  مجهز  به  استعدادی  گردیده  است‌که  در  سایه‌ي  آن  می‌تواند  با  بخشی  از  قوانین  جهانی  آشنا  شود،  و  نیروها  و  انرژیهائی  را  با  آن  استعداد  به  تسخیر  خود  درآورد که  بالاتر  از  قدرت  و  قوت  و  طاقت  و  توان  او  است  بدان  اندازه‌که  نمی‌توان  سنجید  و  با  معیار  و  مقیاس  بشری  برکشید!  همه‌ي  اینها  هم  از  فضل  و  فیض  یز