 . 

وای  بر  هرکس  که  دروغپرداز  و  بزهکار  باشد!.

(ویل)  به  معنی  هلاک  است‌.  (افاک)  به  معنی  بسیار  دروغگو‌ئی  است‌که  به  دروغگوئی  خوی‌گرفته  باشد.  (اثیم‌)  به  معنی‌گناهکاری  است‌که  بسیار  مرتکب‌گناه  می‌شود  .  .  .  تهدیدی‌که  در  میان  است  شامل  هریک  از  این  صفتها  می‏‎گردد.  این  تهدید  از  سوی  خدائی  صادر  می‌گرددکه  نیرومند  و  توانا  و  چیره  است‌.  خدائی‌که  می‌تواند  هلاک  سازد  و  دمار  از  روزگار  هر  دروغپرداز  بزهکاری  برآورد.  خدا  دارای  وعده‌ي  راست  و  درست  است‌،  و  او  تهدیدکردن  و  بیم  دادن  خود  را  پیاده  می‌کند  و  تحقق  می‏بخشد.  لذا  تهدید  و  بیم  هراس‌انگیز  و خوفناکی  است‌.  

این  دروغپرداز  بزهکار،  نشانه‌ي  دروغپردازیش  و  علامت  بزهکاریش  این  است‌که  بر  باطل  اصرار  و  پافشاری  می‌کند،  و  در  برابر  حق  عظمت  می‌فروشد،  و  خویشتن  را  بزرگتر  از  آن  می‌داندکه  در  مقابل  آیات  خدا کرنش  ببرد  و  فروتنی‌کند،  و  با  خدا  ادب  لازم  را  مراعات  بدارد:

 (يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا).

آن  کسی  که  پیوسته  آیات  خـدا  را  می‌شنود  که  بر  او  خوانده  می‌شود  (‌و  از  وعد  و  وعید،  بیم  دادن  و  مژده  دادن‌،  امر  و  نهی‌،  و  پند  و  اندرز،  صحبت  می‌دارد،  امّا  او)  پس  از  آن  از  روی  تکبر  (‌بر  کفر  و  مخالفت  با  حق  و  انجام  گناه‌)  اصرار  می‌ورزد؛  انگار  آیه‌های  خدا  را  نشنیده  است!.

این  تصویر  مبغوض  و  زشت‌،  هرچندکه  تصویر  دسته‌ای  از  مشرکان  مکه  است‌،  ولی  در  هر  جاهلیتی  تکرار  می‏‎گردد،  و  امروز  و  فردا  مکرر  می‌شود.  در  میان‌کسانی  که‌گفته  می‌شود  مسلمان  هستندکسی  یافته  می‌شود  آیات  خدا  را  می‌شنودکه  بر  او  تلاوت  مـی‌گردد،  مستکرانه  بر  بزهکاری  و  فسق  و  فجور  پافشاری  می‌کند!  انگار  آیات  خدا  را  نشنیده  است‌.  چراکه  آیات  خدا  با  هواها  و  هوسهایش  نمی‌سازد،  و  با  چیزهائی‌که  بدانها  خوی‌گرفته  است  همسو  و  همراه  نمی‌باشد،  و  آیات  خدا  با  او  در  ماندگاری  بر  باطل  و  پوچی‌،  همیاری  و  همکاری  نمی‌کند،  و  او  را  بر  شر  و  بدی  خود  مستقر  و  ماندگار  نمـی‌گرداند،  و  با  او  در  هیچ  راهی  همراه  نمی‌گردد،  و  در  جهت  او  حرکت  نمی‌کند!

 (فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (8).

او  را  به  عذاب  بس  دردناکی  مژده  بده‌.

بشارت  و  مژده  دادن‌،  برای  خیر  و  خوبی  به‌کار  می‌رود.  ولی  در  اینجا  برای  تمسخر  و  استهزاء  آمده  است‌.  وقتی  که  چنین  کسی  سخنان  بیم‌ دهنده‌ي  آسمانی  را  نمی‌شنود،  بگذار  واویلای  مورد  نظر  در  صدای  مژده‌رسان  به گوش  او  برسد!  تا  تمسخر  و  استهزاء  و  تحقیر  و  خوار داشتن  افزایش  یابد.

 ( وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئاً اتَّخَذَهَا هُزُواً). 

هنگامی  که  چیزی  از  آیات  ما  را  فرامـی‌گیرد،  آن  را  بـه  تمسخر  می‏‎گیرد  و  مایه‌ي  استهزاء  می‌گرداند!.

تمسخر  و  استهزاء  آن  هم  بعد  از  این ‌که  آیات  خدا  را  درک  و  فهم  می‌کند  و  سرچشمه‌ي  آیات  را  می‌شناسد.  این  امر  بدتر  و  ناپسندتر  است‌.  این  هم  شکلی  است‌که  در  جاهلیتها‌ی  پیشین  و  پسین  تکرارگردیده  است  و  تکرار  می‏‎گردد.  در  میان  مردمان  کسان  بسیاری  هستند،  و  در  میان  کسانی‌که‌گفته  می‌شودکه  مومن  می‏‎باشند،  کسانی  یافته  می‌شوندکه  آیات  خدا  را  می‌دانند  ولی  آنها  را  به  تمسخر  می‌گیرند،  و  ماده  و  مایه‌ي  استهزاء  می‌سازند!  آیات  خدا  را  به  تمسخر  می‌گیرند  و  مومنان به  آیات  را  مـورد  استهزاء  قر‌ار  می‌دهند،  وکسانی  را  تمسخر  می‌کنندکه  بخواهندکارهای  مردمان  و  زندگی  را  به  آیات  خدا  حواله  دهند  و  برگردانند.
 (أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ (9).

 این  چنین  کسانی  عذاب  بزرگ  و  خوارکننده‌ای  دارند.  خواری  سزای  مناسب  کسی  است‌که  آیات  خدا  را  می‌داند  و  آنها  را  به  تمسخر  می‌گیرد.  این  عذاب‌،  آماده  و  نزدیک  است‌،  هرچندکه  موعد  آن  پس  از  مدتی  فرامی‌رسد،  ولیکن  درحقیقت  این  عذاب  حـاضر  و  موجود  است‌:
(مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ).
رویاروی  آنان  دوزخ  است‌.

واژه‌ي  (‌‌من  ورائهم)‌گذشته  از  معنی  آ‌ن‌،  سایه  روشنهای  آن  هم  مورد  نظر  است  .  .  .  سایه  روشنهایش  این  است  که  عذاب  بر  سر  راه  ایشان  و  پیش  روی  آنان  است‌،  ولی  آن  را  نمی‏بینند،  چون  از  آن  غافل  هستند،  امّا  از  ایشان  درنمی‌گذرد  و  بدان  خواهند  افتاد!

 (وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئاً وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء).

و  آنچه  (‌از  مال  و  جاه  دنیا)  به  دست  آورده‌اند،  و  کسانی که  سوای  خدا  به  عنوان  اولیاء  برگزیده‌اند،  اصلا  به  حالشان  سودی  نمی‌رسانند  (‌و  از  دوزخ  نمی‌رهانند)‌.  هیچ  چـیزی  از  آنچه  کرده‌اند  یا  به  دست  آورده‌اند  و  داشته‌اند  کم‌ترین  سودی  بدیشان  نمی‌رساند  و  به  حالشان  ندارد.  چه  اعمالشان  -‌اگر  هم  خوب  و  پـسندیده  بوده  باشد  -‌ضائع  می‌شود  و  غباری  در  هو‌ا  می‌گردد  و  بر  باد  می‌رود،  و  به  چیزی  از  آن  دسترسی  پیدا  نمی‌کنند.  چرا  که  اعمالشان  بر  پایه‌ي  ایمان  اسـتوار  نبوده  است‌.  املاک  و  دارائیهایشان  راه  زوال  در  پیش  می‏‎گیرد  و  نابود  می‌شود،  و  چیزی  از  آن  املاک  و  اموال‌که  سودی  داشته  باشد  و به  دردشان  بخورد  همراهشان  نمی‌ماند.  اولیائی‌که  بجز  خدا  داشته‌اند  -‌اعم  ازمعبودها،  یا  یاوران  و  سپاهیان‌،  و  یا  دوستان  و  برادران  -  نمی‌توانند  کمکی  بدیشان  بکنند  و  شفاعتی  برایشان  بنمایند.

(وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (10).
و  عذاب  بس  بزرگی  دارند.

گذشته  از  آن‌که  این  عذاب  بس  بزرگ  است  خوارکننده  و  رسواکننده  نیز  می‏‎باشد.  چه  گناهی ‌که  در  استهزاء  و  تمسخر  آیات  خدا  مرتکب  گردیده‌اند  زشت  و  پلشت  است  و  خواری  و  رسوائی  را  می‏طلبد.  همچون  استهزاء  و  تمسخری  چون  بزرگ  است  مقتضی  بزرگی  عذاب  است‌.

این  بند  به  پایان  می‌آید،  بندی‌که  در  آن  به  طور  مختصر  از  استهزاء  و  تمسخر  آیات  یزدان‌،  و  بازداشتن  دیگران  از  آن  آیات‌،  و  خود  را  بزرگتر  و  برتر  دیدن  از  پیروی  کردن  از  آن  آیات‌،  سخن  رفته  است  باگفتاری  از  حقیقت  آن  آیات‌،  و  بیان  جزا  و  سزای‌کسی‌که  به  این  حقیقت باور  نمی‌دارد  و  بدان  کافر  می‌شود:

(هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ (11). 

ایـن  قرآن  راهنما  است‌،  و  کسانی  کـه  آیات  پروردگارشان  را  باور  نمی‌دارند،  عذاب  بزرگی  از  (‌بدترین  و)  دردناک‌ترین  نوع  عذاب  دارند.

درحقیقت  این  قر‌آن  هدایت  است‌.  هدایت  صاف  و خالص  است‌.  هدایت  محض  است‌که  ضلالتی  آمیزه‌ي  آن  نمی‏گردد  و  آن  را  نمی‌آلاید.کسی‌که  با  و