  به‌ دور  دارد.  کفار  مکه  با  نقشه‌ها  و  توطئه‌های  گوناگون  خواستند  در  تو  نفوذ  کنند)  و  نزدیک  بود  آنان  تو  را  از  سرزمین  (‌مکه‌)  برکنند  (‌و  محیط  آن  را  برایت  غیرقابل  تحمّل  کرده‌)  تا  تو  را  از  آنجا  بیرون  کنند.  (‌اگر  آنان  چنین  می‌کردند)  در  این  صورت  بعد  از  تو  جز  مدت  کوتاهی  نمی‌ماندند.  (‌تنها  در  دفاع  از  تو  چنین  نبوده  است‌.  بلکه  این‌)  شیوه ما  در  (‌دفاع  از  همه‌)  پيغمبرانی  بوده  است  که  پیش  از  تو  فرستاده‌ایم  (‌و  اقوام  ایشان‌،  آنان  را  کشته  یا  از  میان  خود  رانده‌اند  و  بدین  وسیله  در  سعادت  را  بر  روی  خود  بسته‌اند  و  از  رحمت  الهی  محروم  گشته‌اند)  و  تغییر  و  تبدیلی  در  شیوه  ما  نخواهی  دید  (‌و  کسی  را  نخواهی  یافت  که  بتواند  سنت  ما  را  دگرگون  سازد)‌.

روند  قرآنی  تلاشهای  مشرکان  با  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  را  برمی‌شمرد.  نخستین  تلاشی ‌که  داشتند  این  بودکه  او  را  از  چیزهائی  برگردانندکه  یزدان  بدو  وحي  فرموده  بود.  تا  بدین‌وسیله  چیزهای  دیگر  او  را  دروغ  و  تهمت  بشمارند.  در  حالی  که  او  صادق  امین  و  راستگوی  راستین  بود.

این  تلاش  را  به  شكلها  و  شیوه‌های ‌گوناگونی ‌کردند  ...  از  جمله  معامله  و  سازش  ایشان  با  او  بر سر  این  بو‌دکه  آنان  خدای  او  را  بپرستند،  در  برابر  این‌که  او  درباره  خدایان  ایشان  بدی  نگوید  و  نادرستشان  قلمداد  نکند،  خدایانی‌که  ایشان  و  پدرانشان  آنها  را  پرستش  کرده‌اند.  دیگری  این  بودکه  بعضی  از  ایشان  درخواست  می‌کردند  که  زمین  آنان  را  حرام  اعلام‌کند  بسان  خانه خدا کعبه‌ای  که  خدا  آن  را  حرام  اعلام  فر‌موده  است  و  بدان  حرمت  داده  است‌.  معامله  دیگری  که  حاضر  به  انجام  آن  بودند  این  بودکه  بعضی  از  بزرگانشان  درخواست‌کردندکه  پيغمبر(ص)مجلسی  با ایشان‌داشته  باشد که  جدای  از فقرا باشد .

نص  قرآنی  بدین  تلاشها  اشاره  می‌کند  و  آنها  را  شرح  و  بسط  نمی‌دهد،  تا  بدین  وسیله  لطف  و  فضل  خود  را  در  حق  پیغمبر  (ص)‌بیان  دارد،  و  از  محفوظ  داشتن  و  مصون  نمودن  او  از  بر‌گرداندن  از  دین  صحبت  نماید.  اگر  خدا  او  را  به  حا ل  خود  وامی‌گذاشت  و  استوار  و  پایدار  نمی‌داشت  و  محفوظ  و  مصون  نمی‌کرد،  بدیشان  می‌گر‌ائید  و  ایشان  او  را  به  دوستی  می‌گرفتند،  و  او  به  فرجام‌کار  این‌گرایش‌،  به  از  دین  برگرداندن  مشرکان  گرفتار  می‌آمد.  این  فرجام‌کار،  چندین  برابر  شدن  عذاب  در  دنیا  و  آخرت  بود،  و  از  سوی  ایشان  یاری  و  مددکاری  پیدا  نمی‌کردکه  او  را  از  دست  انتقام  خدا  درامان  بدارد.

این  تلاشهائی ‌که  خدا  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم خود  ‌را  از  آنها  محفوظ  و  مصون  فرمود،  تلاشهای  همیشگی  صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زور  با  صاحبان  دعوتهای  آسمانی  است‌.  پیوسته  کو‌شیده‌اند  آنان  را  گو‌ل  بزنند  تا  منحرف  شوند،  -‌هرچند  هم  اندک  منحرف‌گردند  از  راستای  دعوت  و  درستی  آن‌،  و  به  میانه کار  درآیند  و  به  وسط  دعوت  آسمانی  و  خواست  ایشان  خشنود گردند،  میانه  و  وسطی ‌که  آنان  را  بدان  تشویق  می‌کردند  وگول  می‌زدند  در  برابر  غنیمتهای  بیشماری  که  پیشنهاد  می‌کردند.گاهی  در  میان  حاملان  دعوتها  کسی  یافته  می‌شودکه  بدین  وسیله  از  دعوت  خود  برمی‏گردد  وگول  ایشان  را  می‌خورد،  چون‌کار  را  ساده  و  آسان  می‏‎بیند.  چراکه  صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زور  از  او  نمی‌خواهندکه  یکپارچه  و  یکباره  به  ترک  جملگی  دعوت  خو‌د  بگوید.  بلکه  از  او  درخو‌است  می‌کنندکه  تعدیلات  اندک  و  ناچیزی  روا  دارد  تا  دو  طرف  معامله  در  نیمه راه  به  همدیگر  برسند.گاهی  اهریمن  از  این  راه  نفوذ  به  سوی  حامل  دعوت  می‌خزد  و  درکار  او  رخنه  می‌کند.  برای  او  به  تصویر  می‌کشدکه  خیر  و  خوبی  دعوت  در  به  دست  آوردن  یاران  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زور،  وکشاندن  آنان  به  سوی  دعوت  است  هرچندکه  این  کار  با  دست  برداشتن  ازگوشه‌ای  و  بخشی  از  دعوت  باشد!

ولیکن  انحراف  ناچیز  در  اول  راه‌،  به  انحراف‌کامل  در  پایان  راه  تبدیل  می‌گردد.  صاحب  دعوتی‌که  در  جزئی  از  دعوت  هرچند  که‌کم  باشد  تسلیم  را  می‌پذیرد،  و  در  بخشی  از  دعوت  هرچندکه  ناچیز  باشد  اغفال  می‌گردد،  نمی‌تواند  بر  سر  همان  چیزی  بایستد  و  ماندگار  شودکه  نخست  پذیرفته  است‌.  چون  آمادگی  او  برای  تسلیم  شدن  افزون  می‌شود  هر بار که‌ گامی  به  عقب  برمی‏دارد!  مسأ‌له‌،  مساله  ایمان  به  جملگی  دعوت  است‌.  کسی‌که  از  جزئی  از  آن  دست  می‌کشد،  هرچندکه‌کوچک  باشد،  و کسی ‌که  ازگوشه‌ای  از  آن  خاموشی  می‌گزیند  هرچند  که  ناچیز  باشد،  همچون‌کسی  ممکن  نیست  مومن  به  دعوت  خود  چنان‌که  باید  باشد.  چه  هر  جانبی  از  جوانب  دعوت  در  نظر  مومن  حق  است  بسان  جانب  دیگر.  در  دعوت‌گوشه‌ای  نیست‌که  برتر  باشد  وگو‌شه‌ای  نیست  که‌کمتر  باشد.  در  دعوت  ضروری  و  مستحب  وجود  ندارد.  در  دعوت  چیزی  وجود  نداردکه  بشود  از  آن  بی‏نیاز  شد.  دعوت  یک  کلی  متکاملی  است‌که  ویژگي  خود  را  از  دست  می‌دهد  اگر  یکی  از  اجزاء  خود  را  از  دست  بدهد.  به  معجون  مرکبی  می‌ماندکه  خواص  خود  را  از  دست  می‌دهد  اگر  یکی  از  عناصر  خویش  را  از  دست  بدهد.

صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زورگام  به‌گام  و  آهسته  و  آرام  یاران  دعوت  را  به  سوی  خود  می‌کشند.  هنگامی  که  یاران  دعوت  در  جزئی  تسلیم  شدند  و  به  سوی  صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زورگامی  برداشتند،  هیبت  و  وقار  و  حفاظت  و  صیانت  خود  را  از  دست  می‌دهند،  و  قدرتمندان  و  ثروتمندان  می‌دانندکه  استمرار  معامله  و  سازش‌،  و  بر  بها  و  قیمت  افزودن‌،  سر  به  تسلیم و پذیرش  معامله  به‌طورکامل  می‌کشد!

در  بخشی  از  دعوت  سر  فرود  آوردن  و  تسلیم  شدن‌،  هرچندکه‌کوچک  و  ناچیز  هم  باشد،  برای  به  دست  آوردن  و  جذب‌کردن  صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زور  به  سوی  دعوت‌،  شکست  روحی  است‌.  شکست  روحی  این  است‌که  مسلمانان  بر  صاحبان  سلطه  و  قدرت  و  زر  و  زور  در  یاری  دادن  و  پیروزگرداندن  دعوت  تکیه  و  اعتماد  کنند.  تنها  خدای  یکتای  جهان  است‌که  ایمانداران  به  دعوت  خود  باید  بر  او  تکیه  و  اعتمادکنند.  هر  وقت  هم  شکست  روانی  به  ژرفاهای  درون  خزید،  هرگز  شکست  به  پیروزی  تبدیل  نمی‌گردد.  بدین  جهت  است‌که  خدا  بر  پیغمبر  خود  (ص)منت  می‌نهد  به  سبب  این‌که  او  را  ثابت‌قدم  داشته  است  بر  چیزهائی‌که  خدا  وحي  فرموده  است‌،  و  او  را  ازگرایش  به  مشرکان  هر چند  هم‌که  اندک  باشد ‌محفوظ  و  مصون  نموده  است‌،  و  از  عاقبت  این‌گرایش‌که  عذاب  دنیا  و  عذاب  مضاعف  آخرت‌،  و  از  دست  دادن  مددکار  و  یاور  است‌،  معاف  و  مورد  مرحمت  قرار  داده  است‌.

هنگامی‌که  مشرکا