ها  را  می‏بینند  و  بدانها  پی  می‏‎برند؟  این  آیه‌ها  و  نشانه‌ها  خود  را  به  چه  کسانی  نشان  می‌دهند  و  وجودشان  را  برایشان  اعلام  و  اعلان  می‌دارند؟  به  چه  کسانی‌؟

(ِلْمُؤْمِنِينَ)  به  مومنان‌.

چه  ایمان  است‌که  دلها  را  برای  دریافت  صداها  و  نورها  باز  می‌کند،  و  دلها  را  بر  آن  می‌داردکه  آیه‌ها  و  نشانه‌های  پراکنده  در  زمین  و  آسمان  را  احساس‌کنند.  اینان  است  آن  چیزیکه  دلها  با  خوشی  آن  می‌آمیزند  و  زنده  و  رقیق  و  لطیف  می‌گردند،  و  پیامهائی  را  دریافت  می‌دارندکه  پنهان  و  آشکار،  جهان  هستی  آنـها  را  د‌ر  خود  می‌اندوزد،  پیامهائی‌که  همه‌ي  آنها  به  دست  سازنده  اشاره  می‌نمایند،  و  قالب  جداگانه‌ي  آنها  در  هرآن  چیزی  است‌که  این  دست  آن  را  می‌سازد  و  از  نیستی  به  هستی  می آورد  اعم  از  چیزها  و  از  زنده‌ها.  هر  چیزی‌که  ساخته‌ي  این  دست  قدرت  است  معجزه‌ای  است‌که  هیچ‌کسی  از  آفریدگان  یزدان  نمی‌تواند  آن  را  بیافریند.

آن‌گاه  روند  قرآنی  ایشان  را  ازکرانه‌های  جهان  به  سوی  وجود  خودشان  کوچ  می‌دهد،  وجود  خودشان‌که  از  هر  چیز  دیگری  به  خودشان  نزدیک‌تر  است‌،  و  ایشان  در  حق  خودشان  بیش  از  هر  چیز  دیگری  حساسیت  دارند: 

(وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (4).  

همچنین  در  آفرینش  شما  (‌بدین  صورت  زیبا  و  آراسته‌،  و  دستگاههای  داخلی  پیچیده  و  اسرارانگیزه  رشته‌های  ارتباطی  سلسله  اعصاب‌،  رگ‏ها  و  مویرگها،  مغز،  سلولها،  گردش  خون‌،  خصال  و  صفات  ویژه‌،  و  تنوع  خلقت  و  فطرت  ظاهری  و  باطنی  هریک  از  افراد  بشر)  و  نیز  در  آفرییش  جنبندگانی  که  خداوند  در  سراسر  زمین  پراکنده  می‌سازد  (‌از  موجودات  ذره‌بینی  گرفته  تا  حیوانات  غول‌پیکر،  با  ویژگیهای  گوناگون  و  ساختارهای  جـوراجور  و  الوان  و  اشکال  رنگارنگ‌)  نشانه‌های  بزرگ  و  دلائل  قوی  (‌برای  پی  بردن  به  خدا  و  خالق  یکتا)  است  برای  آنان  که  اهل  یقین  هستند.

آفرینش  انسان  با  این  ترکیب‌بند  شگفتی‌که  دارد،  و  با  این  ویژگیهای  منحصر  به  خود،  و  با  این  وظیفه‌ها  و  کارهای  دقیق  و  ظریف  وگوناگو‌ن  بسیاری‌که  در  آن  است‌،  معجزه‌ای  است‌.  معجزه‌ای‌که  بر  اثر  تکرار  فراوان  آن‌،  و  به  سبب  نزدیکی  آن  به  خودمان،  آن  را  فراموش  کرده‌ایم‌)  ولیکن  ترکیب‌بند  هر  عضوی  از  اعضاء  این  انسان  مساله‌ای  است‌که  از  تعجب  و  دهشت  و  ترس  و  هراس  مشاهده‌ي  آن‌،  سر  به‌گردش  و  چرخش  درمی‌آید!  حیات  در  ساده‌ترین  شکلهایش  معجزه‌ای  است‌.  معجزه‌ای  در  آمیب  تک‌سلولی  و  تک‌یاخته‌ای  است‌.  معجزه‌ای  است  در  چیزی ‌که‌کوچک‌تر  از  آمیب  است‌.  حیات  در  انسان  باید  چگونه  باشد،  انسانی‌که  دارای  ترکیب‌بند  بسیار  پیچیده  است‌؟  پس  انسان  در  ترکیب‌بند  روحانی  بسی  پیچیده‌تر  از  ترکیب‌بند  جسمانی  است‌!  پیرامون  انسان  آفریده‌هائی  است‌که  روی  زمین  حرکت  می‌کنند  و  دارای  انواع  و  اجناس  و  اشکال  و  احجامی  هستند،  تا  آنجاکه  جز  خداکسی  آنـها  را  نمی‌تواند  بشمارد.  کوچک‌ترین  آنها  بسان  بزرگ‌ترین  آنها  در  آفرینش  خود  معجزه  است‌.  درکارهائی‌که  می‌کند  معجزه  است‌.  در  تناسب  حیاتی  خود  روی  این  زمین  معجزه  است‌.  هر  نوع  و  جنسی  به‌گونه‌ای  و  به  اندازه‌ای  است‌که  از  حدود  محدود  و  معین  خود  فراتر  نمی‌رود  و بیشتر  نـمی‌شود.  آن  نوع  و  آن  جنس  بدان  اندازه  موجود  و  بدان  اندازه  می‌زیدکه  هستی  آن  نوع  و  جنس  بماند  و  به حیات  خود  ادامه  دهد،  و  بر  انواع  و  اجناس  دیگر  به  گونه‌ای  طغیان  و  سرکشی  نکندکه  آنها  را  نابود  سازد.  دستی‌که  زمام  انواع  و  اجناس  راگرفته  است‌،  برخی  از  انواع  و  اجناس  را  فراوان  می‌گرداند،  و  برخی  از  انواع  و  اجناس  را کم  می‌نماید،  برابر  حکمت  و  فلسفه  و  تقدیر  و  تدبیری‌که  در  میان  است  و  مشیت  و  اراده‌ي  خدا  بر  آن  است‌.  در  هریک  از  آنها  ویژگیها  و  نیروها  و  وظیفه‌هائی  را  قرار  داده  است‌که  توازن  و  هماهنگی  موجود  در  میان  جملگی  آنها  محافظت  و  نگاهداری  شود  و  برقرار و  بردوام  بماند.

کرکسها  پرندگان‌گوشتخوار  شکاری  هستند  و  عمر  درازی  دارند.  ولیکن  در  مقابل  این  امر  تعدادشان  کم  است  و  تخمهای  اندکی  می‌گذارند  و  جوجه‌های  کمی  با  مقایسه‌ي  با گنجشکها  و  سارها  دارند  .  .  .  می‌توانیم  تصور  کنیم‌کار  به  کجا  می‌انجامید  اگرکرکسها  بسان‌گنجشکها  جوجه‌های  زیادی  می‌داشتند.  چگونه  کرکسها  در  آن  صــورت  جملگی  پرندگان  را  از  میان  می‏بردند.

شیرها  نیز  در  جهان  حیوانات  گوشتخوار  و  شکاری  هستند.  اگر  شیرها  مانند  آهوها  وگوسفندها  تولید  نسل  می‌کردند،  چه  می‌شد؟  در  آن  صورت  شیرهاگوشتی  و  غذائی  را  دربیشه  برجای  نمی‌گذاشتند  .  .  .  امّا  آن  دستی  که  زمام  امور  راگرفته  است  زاد  و  ولد  شیرها  را  محدود  کرده  است  و به  اندازه‌ي  مطلوب  درآورده  است‌!  و  به  علت  معلومی  آهوها  وگوسفندها  و  حیوانهای  دیگری  را  زیادکرده  است‌که  غذا  وگوشت  بشمارند.

مگس  در  هر  تخمگذاری  صدها  هزار  تخم  می‌گذارد  .  .  .  در  برابر  این‌،  هر  مگسی  بیش  از  حدود  دو  هفته  زنده  نمی‌ماند.  حال  چه  می‌شد  اگر  مگس لجام گسیختگی  می‌کرد  و  هر  مگسی  چند  ماهی  یا  چند  سالی  می‌ماند؟(‌یا  مگسها  جسمها  را  نمی‌پوشاندند  و  چشمها  را  نــمی‌خوردند؟ ولیکن  دستی‌که  جهان  را  اداره  می‌کند  و  چرخ  امور  را  می‌گرداند،‌کار  و  بار  هستی  را  سر  و  سامان  می‏بخشد  و  مرتب  و  منضبط  می‌گرداند  مطابق  با  تقدیر  و  تدبیر  دقیق  و  لطیف‌،  و  حساب  وکتابی‌که  همه‌ي  نیازها  و  احوال  و  اوضاع  و  شرائط  و  ظروف  در  آن  گنجانده  شده  است‌.

به  همین  منوال  و  بر  این  روال  است  هر  چیزی  و  هر  زنده‌ای  از  آفریده‌های  یزدان‌،  چه  خود  و جـودشان‌،  چه  ویژگیهایشان‌،  و  چه  در  تقدیر  و  تدبیر  و  راه  بردن  و  اداره  کردن  امور  زندگانیشان‌،  اعم  از  جهان  انسانها  و  جهان  حیوانها  .  .  .  در  هـمـه  چیزشان  آیه‌ها  و  نشانه‌ها  و  معجزه‌های گویائی  است‌.  امّا  برای  چه  کسانی‌؟ چه  کسانی  آن  آیه‌ها  و  نشانه‌ها  و  معجزه‌ها  را  می‏بینند  و  در  باره  آنها  می‌اندیشند  و  آنها  را  درک  و  فهم  می‌کنند؟

(لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ).  برای‌ آنان‌ که  در پی  رسیدن  به  یقین  باشند.

یقین  حالتی  است‌که  دلها  را  آمادگی  می‏بخشد  تا  احساس‌کند،  و  متاثرگردد،  و  توبه  نماید  و  برگردد  .  .  .  آن  یقینی  مراد  است ‌که  دلها  را  آزاد  و  رها  می‌سازد  تا  بیارامند  و  ثابت  و  استوار  بمانند  و  آرامش  به  هم  رسانند،  و  ساده  و  آسان  و  با  اعتماد  و  اطمینان‌،  و  آسوده  از  هرگونه  پریشانی  و  سرگردانی  و  ویلانی