مرگی‌که  پس  از  این‌کوچ‌کو‌تاه  بر  این  ستاره  دست  می‌دهد.  بلکه‌کار  و  بار  آخر،  وکار  و  بار  سزا  و  جزای  آن  قطعی  و  حتمی  است  و  بدون  شک  و  تردید  روزی  درمی‌رسد.  منطق  خالصانه‌ي  طرح  و  نقشه‌ي  مقصـود  و  منظور  موجود  در  ساختار  این  زندگی  و  این  جهان  بیانگر  همین  امر  است  و  همین  امر  را  می‏طلبد.  این  کار  بایدکه  صورت  بگیرد  تا  هدف  سرشتی  خوبـی  و  بدی  و  صلاح  و  فسادی‌که  در  زندگی  دنیا  انجام‌گرفته  است  تحقق  پیدا  کند  و  پیاده  شود.  انسان  به  گونه‌ای  ساخته  شده  است‌که  ترکیب‌بند  وجودش  آمادگی  خوبی  و  بدی  و  صلاح  و  فساد  را  دارد.  این  تلاش  و  اراده‌ي  انسان  است‌که  خوبی  و  صلاح  را  برمی‏گزیند،  یا  بدی  و  فساد  را  انتخاب  می‌کند  و  درپیش  می‌گیرد.  به  سزا  و  جزای  همچون‌گزینش  و  انتخابی  رسیدن  در  پایان  چرخش  وگردش  این  چند  روزه‌ي  زندگی  بر  این‌کره‌ي  خاکی  است‌.

آفریدن  انسان  با  همچون  آمادگی  دوگانه‌ای  و  استعداد  مزدوجی‌،  و  نفی  عبث  و  بیهودگی  ازکار  یزدان  سبحان،  این  را  می‏طلبد  و  مقتضی  این  است‌که  این  انسان  سرنوشت  معینی  در  پایان‌گشت  وگذار  این  کره‌ي  خاکی  داشته  باشد،  و  در  پایان  این‌کوچ  زمینی  بدان  برسد.  این  هم  اصل  مساله  آخرت  است  و  طرح  و  نقشه‌ي  آخرت  بر  آن  استوار  است‌.  بدین  لحاظ  پس  از  رهنمود  به  حکمت  و  فلسفه  و  قصد  و  هد‌ف  موجود  درآفرینش  آسمانها  و  زمین‌،  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار به  میان  مـی‌آید:

  (إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ (40) يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئاً وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ (41) إِلَّا مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (42).

روز  داوری‌(‌و  قضاوت  بین  افراد  برحق  وافراد  ناحق  که  قیامت  است‌)  وعده گاه  همه‌ي  آنان  است‌.  آن  روزی  که هیچ  خویشی  و  دوستی  کم‌ترین  کمکی  به  خویش  و  دوست  خود  نمی‌کند.  و  به  هیچ  وجه  (‌مردمان  از  سوی  همدیگر  همکاری  و)  یاری  نمی‌کردند.

این  سخن  در  جای‌کاملا  مناسب  خود  مـی‌آید  و  با  ما قبل  خـود  ارتباط ‌کلی  دارد.  چه  حکمت  خدا  می‏طلبد  و  مقتــضی  این  است‌که  روزگاری  باشدکه  در  آن  میان  آفریدگان  داوری  شود،  و  میان  هدایت  و  ضلالت  قضاوت‌گردد،  و  خیر و  خوبی  بزرگ  داشته  شود  و  شرو  بدی  خـوار  و  حقیر گردد،  و  انسانها  از  هر گو‌نه  پشتیبان  و  تکیه‌گاه  دنیوی خو‌د  دستشان  قطع  شود،  و  هرگونه  نزدیکی  و  خویشاوندی  از  میان  رود.  تک  و  تنها  به  پیشگاه  آفریدگارشان  برگردند،  همان‌گونه ‌که  تک  و  تنها  آفریدگارشان  ایشان  را  آفریده  بـود  و  از  پیشگاه  او  آمده  بودند.  سزا  و  جزای  ساخته‌ي  دستهای  خود  را  دریافت  دارند.کسی  بدیشان‌کمک  و  یاری  نکند،  و کسی  بدیشان  رحم  ننمــاید.  تنهاکسی  رستگار  و  سرافراز گردد  که  رحمت  پروردگار  قادر  و  توانا  و  رحیم  و  مهربان  خو‌د  را  به  دست  آورد،  آن  پروردگاری ‌که  ساختار  دست  او  بودند  و  از  زیر  دست  او  بیرون  آمده  بودند  تاکار  بکنند،  و  سپس  به  زیردست  او  برگردند  تا  سزا  و  جزای  خو‌د  را  از  او  دریافت  دارند.  روزگار  موجود  میان  خروج  ایشان  از  پیشگاه  یزدان  و  رجـو‌ع  آنان  به  پیشگاه  ایزد  سبحان،  فرصت  و  مهلت‌کارکردن  و  جولانگاه  امتحان  دادن  است  و  بس.  

حکمت  و  فلسفه‌ي  پیدا  و  هو‌یدا  در  طرح  و  نقشه‌ي  این  جهان‌،  و  پدیدار  و  نمودار  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  آن  دو  است‌،  و  عیان  و  نمایان  در  تقدیر  و  تدبیر  واضح  و  در  قصد  و  هدف  ناطق  در  هر  چیزی  از  چیزهای  این  جهان‌،  همین‌گونه  می‏طلبد  و  مقتضی  همین  امر  است‌.  

*
بعد  از  بیان  این  اصل‌،  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  روز  داوری‌،  و  عذاب  و  نعمــتی‌ که‌ کار  نافرمایان  و  فرمانبرداران  بدان  می‌انجامد  را  بدیشان  نشان  می‌دهد،  صحنه‌ای‌که  سخت  و  شدید  است  و  با  سایه‌های  این  سوره  همچنین  با  فضای  تند  و  خشن  آن  همــاهنگی  دارد  و  سازگار  است‌:

 ( إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ (43) طَعَامُ الْأَثِيمِ (44) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ (45) كَغَلْيِ الْحَمِيمِ (46) خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِيمِ (47) ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ (48) ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ (49) إِنَّ هَذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ (50) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ (51) فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (52) يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِينَ (53) كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (54) يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ (55) لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (56) فَضْلاً مِّن رَّبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (57).

قطعاً  درخت  زقوم‌،  خوراک  گناهکاران  است‌.  همچون  فلز  گداخته  در  شکمها  می‌جوشد.  جوششی  همچون  آب  گرم  و  داغ‌.  (‌به  ماموران  دوزخ  فرمان  داده  می‌شود:‌)  این  کافر  فاجر  را  بگیرید  و  به  میان  دوزخ  پرتابش  کنید.  سپس  بر  سر  او  آب  جوشان  بریزید  (‌تا  بر  عذاب  و  دردش  افزوده  گردد)‌.  بچش  که  تو  زوردار  و  بزرگواری!  این  (‌عذابی  که  هم  اینک  می‌بینید  و  لمسش  می‌کنید)  همان  چیزی  است  که  پیوسته  در  باره‌ي  آن  شک  و  تردید  می‌کردید.

پرهیزگاران  در  جایگاه  امن  و  امانی  هستند.  در  میان  باغها  و  چشمه‌سارها.  آنان  لباسهائی  از  حریر  نازک  و  ضخیم  می‌پوشند،  و  در  مقابل  یکدیگر  می‌نشینند  (‌و  به  شادی  می‌پردازند)‌.  بهشتیان  این  چنین  هستند  و  زنان  بهشتی  سیاه‌چشم  با  چشمان  درشت  را  نیز  به  همسری  آنان  درمی‌آوریم‌.آنان  درآنجا  هر  میوه‌ای‌ را  که  بخواهند  (‌با  کمال  راحت‌)  می‌طلبند  (‌و  مشکلاتی  که  در  بهره‌گیری  از  میوه‌های  دنیا  وجود  دارد  برای  آنان  وجود  نخواهد  داشت‌،  و  از  بیماریها  و  ناراحتیهائی  که  گاه  بر  اثر  خوردن  میوه‌ها  در  این  دنیا  پیدا  می‌شود  در  آنجا  وجود  ندارد،  و  همچنین  بیمی  از  فساد  و  کمبود  و  فنای  آنها  نیست‌)  و  از  هر  نظر  درامانند.  آنان  هرگز  در  آنجا  مرگی  جزهمان  مرگ  نخستین  (‌که  در  دنیا  چشیده‌اند  و  بعد  از  آن  زنده  شده‌اند)  نخواهند  چشید،  و  خداوند  آنان  را  از  عذاب  دوزخ  بدور  و  محفوظ  داشته  است‌.  همه‌ي  اینها  فضل  و  بخششی  از  سوی  پروردگار  تو  است‌.  این  رستگاری  و  خوشبـختی  بزرگی  است  (‌که  شامل  حال  پرهیزگاران  می‌شود).

صحنه  شروع  می‏‎گردد  با  عرضه‌کردن  درخت  زقوم،  بعد  از  این ‌که  بیان  می‌شود  زقوم  خوراک  بزهکار  است‌.  عرضه‌کردن  هراس‌انگیز  و  ترس‌آور  و  خوفناکی  است‌.  این  خوراک  بسان  ته‌مانده  و  خلط  روغن  جوشیده  و  داغ  شده  است  -‌بدا