  مجید  نظائر  زیادی  در  همچون  مناسبتی  ذکر  گردیده  است‌.  معنی  آن  چنین  است‌:  آنان  شک  و  تردید  می‌ورزند  و  به  بازیچه  می‌نشینند.  پس  به  ترک  ایشان  بگوی،  و  منتظر  آن  روز  هراس‌انگیز  باش،  روزی‌که  آسمان  دود  آشکاری  را  پدیدار  مـی‌کند  و  آن  دود  مردمان  را  فرامی‌گیرد.  این  دود  را  عذاب  دردناکی  نامیده  است‌،  و  واویلا  و  درخواست  کمکشان  را  این  گونه  به  تصویرکشیده است‌:   

(رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12).

 (‌مردم  رو  به  درگاه  خدا  می‏‎کنند  و  می‌گویند:‌)  پروردگارا!  عذاب  را  از  ما  برطرف  گردان،  ما  ایمان  آورده‌ایم  (‌و  به  اشتباهات  خود  پی  برده‌ایم)‌.

پاسخ  ایشان‌،  نپذیرفتن  درخواستشان  است‌.  چراکه  زمان  پذیرش  درخواست  سپری  گردیده  است‌:

 (أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ (14).

کی  بیداری  برای  آنان  فائده‌ای  دارد؟  قبلا  که  پیغمبری  (‌با  رسالتی  روشن  و  معجزاتی  دال  بر  صداقتش‌،  و  زبان  گویا  و)  بیانگر  (‌قوانین  سرنوشت‌ساز  و  سعادت‌بخش‌)  بـه  پیش  آنان  آمده  بـوده  است‌.  سپس  از  او  رویگردان  شدند  و  گفتند:  او  دیوانه‌ای  (‌است  که  این  مطالب  توسط  دیگران  بدو)  آموخته  شده  است‌.  یک  غلام  غیر عرب  -‌آن‌گونه‌که‌گمان  برده‌اند  -‌آن  را  بدو  آموخته  است‌،  و  او  دیوانه‌ای  است‌!

در  سایه‌ي  این  صحنه‌ای‌که  در  آن  تقاضای  برطرف  شدن  عذاب  را  می‌کنند  ولی  بدیشان  پاسخ  مثبت  داده  نمی شـود،  بدانان  می‌گوید:  هنوزفرصت  دارید  و  زمان  آن  به  پایان  نرسیده  است‌،  و  این  عذاب  از  شما  اندکی  دور گردیده  است  وکمی  به  تاخیرانداخته  شده  است  و  هنوز  شما  در  دنیا  هستید.  هم  اینک‌که  این  عذاب  گریبانگیرتان  نگردیده  است‌،  ایمان  بیاورید  همان‌گو‌نه  که  وعده  می‌دهید  در  آخرت  ایمان  می‌آورید،  و  به  شما  پـاسخ  داده  نمی‌شود  و درخـواستتان  پذیرفته  نـمـی‌گردد.  شماکه  حالا  به  بلا  و  مصیبت‌ گرفتار نیستید  خـویشتن  را  بپائید  و از فرصت  استفاده ‌نمائید،  چراکه  این  سلامت  از  عذاب  و  فرصت  عمر  ادامه  نخواهد  داشت  و  بر  دوام  نخواهد  ماند.  شما  هرچه زودتر  به  سوی  ما  برمـی‌گردید: 

(يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى). 

روزی  سخت  برآنان‌می‌تازیم‌.

آن  روزی‌که  دودی  فرامی‌رسد،  دودی‌که  صحنه‌ي  آن  را  در  تصویر  قرآن  از  آن  دیده‌اید.

(إِنَّا مُنتَقِمُونَ).  

 (‌با  چنین  یورش  تندی ‌آنان  را)  به  مجازات‌می‌رسانیم‌.  سزای  این  شوخی  و  بازی  با  حق  شما  را  خواهیم  داد.  کیفر  مات  و  مبهوت‌ کردنی  را  به  شما  خواهیم  داد،  مات  و  مبهو‌ت ‌کردنی‌که  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  را گرفتار  آن  می‌کنید،  وقتـی‌که  در  باره  او  می‌گوئید:

 (مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ).

او  دیوانه‌ای  (‌است  که  این  مطالب  توسط  دیگران  بدو)  آموخته‌شده‌است‌.

در  صورتی‌که  او  صادق  امین  و  پیغمبر  رب‌العـالمین  است‌.

بدین  روال  و  بر  ایـن  منوال  تفسیر  این  آیات  درست  درمی‌آید،  آن‌گونه‌که  به  نظر  ما  می‌رسد.  خدا  هم  بهتر  می‌داندکه  چه  چیز  را  می‌خـواهد.

*
بعد  از  آن‌،  ایشان  را  به  چرخش  وگردش  دیگری  با  داستان  موسی  علیه السلام  می‏‎برد.  این  داستان  را  به  طـور مختصرذکر  می‌کند،  مـختصری‌که  با  تاخت  و  تاز  سخت  و  شدید  دیگری  در این  زمین  پایان  می‏‎گیرد.  این  هم  وقتی  است‌که  بدیشان  تاخت  و  تاز  سخت  و  شدید  روزی  را  نشان  داده  است‌که  آسمان  دود  آشکاری  را  می‌آورد  و  پدیدار  و  نمودارش  می‌گرداند:
 (وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ (17) أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (18)‏ وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ (19) وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ (20) وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ (21) فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ (22) فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ (23) وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ (24) كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (25) وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (26) وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ (27) كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ (28) فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ (29) وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ (30) مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِياً مِّنَ الْمُسْرِفِينَ (31) وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (32) وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ (33)  

  ما  پیش  از  اینان‌،  قوم  فرعون  را  آزموده‌ایم‌.  پیغمبر  بزرگواری  (‌به  نام  موسی‌)  به  نزدشان  آمد.  (‌موسی  بدیشان  گفت‌:  ای  فرعونیان‌!)  بندگان  خدا  را  به  مـن  بسپارید  که  من  پیغمبر  درستگارم‌.  و  بر  خدا  بزرگی  نکنید  و  تکبر  نورزید  (‌و  ادعای  الوهیت  و  ربوبیت  ننمائید  و  کارهائی  انجام  ندهید  که  با  اصول  بندگی  شما  سازگار  نمی‌باشد)‌.  من  دلیل  روشنی  (‌بر  درستی  گفتار  و  راستی  پیغمبری  خود)‌برای‌ شما آورده‌ام‌.من  بـه  پروردگار  خود  و  پروردگار شما  پناه  می‌برم  از  این  که  بتوانید  مرا  سنگسار  کنید.  اگر  بـه  مـن  ایمان  نمی‌آورید،  از  من  کناره‌گیری  کنید  و  مرا  نیازارید.  موسی  (‌وقتی  که  از  ایمان  آوردن  فرعون  و  فرعونیان  و  سائر  کفار  و  مشرکان  مایوس  گردید  رو  به  درگاه  خدا  کرد  و)  

پروردگار  خود  را  به  فریاد  خواند  و  گفت‌:  اینان  مردم  گنهکار  (‌و  کفرپیشه‌)  هستند  (‌و  امیدی  به  هدایتشان  باقی  نمانده  است‌.  تو  خود  دانی  که  در  حق  ایشان  چه  می‌کنی‌.  از  سوی  خدا  بدو  دستور  داده  شد:  حال  که  چنین  است‌)  پس  بندگان  مرا  شبانه  کوچ  بده  (‌تا  فرعون  و  فرعونیان  دستشان  به  شما  نرسد)  چرا  که  تعقیب  می‌گردید  (‌و  فرعون  و  لشکریانش  دنبالتان  می‌نمایند)‌.  و  دریا  را  (‌بعد  از  عبور  از  آن‌)  گشوده  واگذار.  (‌تا  آنان  بدان  وارد  شوند)‌.  ایشان  گروهی  هستند  که  قطعاً  غرق  می‌گردند  (‌و  هلاک  می‌شوند)‌.  چه  باغها  و  چشمه‌سارهای  زیادی  از  خود  به  جای  گذاشتند!  و  کشتزارها  و  اقامتگاه‌های  جالب  و  گرانبهائی  را.  و  نعمتهای  فراوان  (‌دیگری‌)  که  در  آن  شادان  و  با  ناز  و  نعمت  زندگی  می‌کردند.  این  چنین  بود  (‌ماجرای  آنان‌)  و  ما  این  نعمتها  را  به  قوم  دیگری  دادیم  (‌بدون  درد  سر  و  خون  جگر)‌.  نه  آسمان  بر  آنان  گریست  و  نه  زمین‌،  و  نه  بدیشان  مهلتی  داده  شد  (‌تا  چند  صباحی  بمانن