‌٢٧‌) 

 همچنین  است  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار:

 (وأنذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا : ربنا أخرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك ونتبع الرسل . أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زوال؟).

و  مردمان  را  بترسان  از  روزی  که  عذاب  به  سراغشان  می‌آید  و  ستمکاران  (‌و  ظالمانی  که  با  کفر  و  معصیت‌،  به  خود  و  دیگران  ظلم  نموده‌اند)  می‌گویید:  پروردگارا!  (‌ما  را  به  جهان  برگردان  و  اندک‌)  روزگاری  به  ما  مهلت  ده  تا  دعوت  (‌به  یکتاپرستی‌)  تو  را  پاسخ  گفته  و  از  پیغمبرانت  پیروی  نمائیم  (‌و  جبران  مافات  بنمائیم‌.  اما  کار  از  کار  گذشته  و  دیگر  برگشتی  به  جـهان  نیست  و  پاسخ  می‌شنوند  که‌)  مگر  شما  قبلا  (‌در  جهان  روشن‌)  سوگند  نخوردید  که  (‌دنیا  را  پایانی  و)  شما  را  زوالی  نیست‌؟!.‌ (ابراهیم/44)

 همچنین  یزدان  بزرگوار  و  والامقام  در  اینجا  فرموده است‌:

(أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ (14).

کی  بیداری  برای  آنان  فائده‌ای  دارد؟  قبلا  که  پیغمبری  (‌با  رسالتی  روشن  و  معجزاتی  دال  بر  صداقتش‌،  و  زبان  گویا  و)  بیانگر  (‌قوانین  سرنوشت‌ساز  و  سعادت‌بخش‌)  به  پیش  آنان  آمده  بوده  است‌.  سپس  از  او  رویگردان  شدند  و  گفتند:  او  دیوانه‌ای  (‌است  که  این  مطالب  توسط  دیگران  بدو)  آموخته  شده  است‌..  (‌دخان/13و14)  

چگونه  آنان  پند  می‌گیرند  و  سخن  می‌پذیرند؟  ماکه  پیغمبری  را  به  سوی  ایشان  روانه‌ کرده‌ایم  با  رسالت  روشن  و  بیم  دادن  آشکار.  با  وجود  این  آنان  از  او  روی  برگردانده‌اند  و  با  او  موافقت  ننموده‌اند،  و  بلکه  او  را  تکذیب  کرده‌اند  و  دروغگویش  نامیده‌اند،  و  گفته‌اند:  او  دیوانه‌ای  است‌که  این  مطالب  توسط  دیگران  بدو  آموخته  شده  است‌!..  این  سخن  بسان  این  فرموده‌ي  خداوند  عظیم  و  جلیل  است‌:

(يومئذ يتذكر الإنسان وأنى له الذكرى).   

در  آن  روز  انسان  به  خود  می‌آید،  ولی  چنین  به  خود  آمدنی  کی  سودی  به  حال  او  دارد؟‌!. (‌فجر/23) 

این  فرموده‌ي  یزدان  سبحان  نیز  بیانگر  همین  امر  است‌:

(ولو ترى إذ فزعوا ، فلا فوت ، وأخذوا من مكان قريب . وقالوا : آمنا به . وأنى لهم التناوش من مكان بعيد؟).

اگر  برایت  ممکن  بود  ببینی  (‌حال  ستمگران  را)  در  آن  دم  که  به  وحشت  می‌افتند  و  راه  گریزی  ندارند  و  اصلا  مهلتی  بدیشان  داده  نمی‌شود،  و  از  مکان  نزدیکی  گرفتار  (‌و  روانه‌ي  آتش‌)  می‌گردند.  (‌صحنه‌ي  هراس‌انگیزی  را  خواهی  دید  که  انسان  از  آن  بر  خود  می‌لرزد  و  بیتاب  می‌شود)‌.  و  (‌به  هنگام  گرفتار  شدن  در  چنگال  مجازات  الهی‌)  خواهند  گفت‌:  به  «‌حق‌»  ایمان  داریم‌.  آنان  چگونه  می‌توانند  از  فاصله‌ي  دور  (‌از  جهان  که  جای  پذیرش  ایمان  و  مزرعه‌ي  آخرت  بود)  سهل  و  ساده  حق  را  فراچنگ  آورند  (‌و  از  مزایای  ایمان  بدان  برخوردار  شوند؟‌)‌.  (سبا/51و52)  .  .  .  تا  آخر  سوره  سبا.

این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگو‌ار:

(إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15) .  

اگر  مدت  اندکی  عذاب  را  از  شما  به  دور  داریم  (‌و  به  دنیا  برگردانیم‌)  قطعاً  شما  (‌به  کفر  و  شرک  و  فسق  و  فجور  خود  برمی‌گردید.

برداشت  دو  معنی  را  دارد:  یکم  این‌که  اگر  عذاب  را  از  شما  به  دور  داریم  و  شما  را  به  سرای  دنیا  برگردانیم  دوباره  به  کفر  و  تکذیبی  برمی‌گردیدکه  قبلا  در  دنیا  گرفتار  آنها  بودید.  این  معنی  با  معانی  آیات  زیر  متفق  است‌:

(ولو رحمناهم وكشفنا ما بهم من ضر للجوا في طغيانهم يعمهون).

اگر بدیشان  رحم  کنیم  و  بلاها  و  گرفتاریهای  گریبانگیرشان  را  برطرف  سازیم‌،  در  طغیان  و  سرکشی  خود  مصرانه  و  سرگردان  دست  و  پا  می‌زنند.  (مومنون/75)

و  مانند  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار:

(ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لكاذبون).

  اگر  هم  (‌به  فرض  محال  به  دنیا)  برگردانده  شوند،  به  سراغ  همان  چیزی  می‌روند  که  از  آن  نهی  شـده‌اند.  ایشان  (‌در  وعده‌ي  ایمان‌)  دروغگویند.   (‌انعام/‌٢٨)  

دوم‌:  مراد  این  باشدکه  ما  عذاب  را  از  شما  اندک  زمانی به  دور  می‌گردانیم‌،  بدانگاه  که  اسباب  و  علل  فرارسیدن  آن  مهیا  می‌گردد  و  بایدکه به  شما  برسد  و  دامنگیرتان  گردد،  و  شما  به طغیان  و  سرکشی  و  ضلالت  وگمراهی  خود  ادامه  می‌دهید.  از  واژه‌ي  برطرف‌ کردن  عذاب  از  سر  آنان‌،  چنین  برنمی‏آید  که  آن  عذاب  دامنگیرشان ‌گردیده  است  و  بر  سرشان  آمده  است‌.  مثل  این  فرموده‌ي  یزدان‌:

(إلا قوم يونس لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزي في الحياة الدنيا ومتعناهم إلى حين). 

مگر  قوم  یـونس  که  چون  ایمان  آوردند،  عذاب  خوارکننده  را  در  دنیا  از  آنان  به  دور  داشتیم  و  ایشان  را  تـا  مدت  زمانی  (‌که  خواسته‌ایم  بمانند،  از  زندگی‌)  برخوردار  کردیم‌.     (‌یونس‌/98) 

 عذاب  به  قوم  یونس  دست  نداده  بود  و گریبانگیرشان  نشده  بود.  بلکه  تنها  اسباب  و  علل  آن  فراهم  آمده  بود  ...  قتاده‌گفته  است‌:  شما  به  سوی  عذاب  خدا  برمی‌گردید  ...  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار  راکه  می‌فرماید:

 (يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ (16).

روزی  سخت  بر  آنان  می‌تازیم‌،  (‌و  با  چنین  یـورش  تندی‌)  آنان  را  به  مجازات  می‌رسانیم‌. (‌دخان/16)  ابن  مسعود  رضی الله عنه آن  را  روز  بدر  تفسیرکرده  است‌.  این  گفته ‌گروهی  ازکسانی  هم  می‌باشدکه  با  ابن  مسعود  رضی الله عنه  موافق  بوده‌اند.  دسته‌ای  هم  دود  را  بدان  معنی  که  گذشت  تفسیرکرده‌اند.  از  ابن  عباس  -  رضی  الله  عنهما  -‌به  نقل  از  عفوی  و  ابی  بن‌کعب  رضی الله عنه  همان  معنی  روایت  شده  است‌.  این  احتمال  ممکن  است‌.  ولی  ظاهر  معنی  این  است‌که  دود  مربوط  به  روز  قیامت  است‌.  اگرچه  روز  بدر  نیز  یورش  تند  و  حمله‌ي  سخت  بوده  است‌.  ابن  جریرگفته  است‌:  یعقوب  از  ابن  علیه‌،  و  او  از  خالد  حذاء‌،  و  او  از  عکرمه  نقل‌کرده  است  و گفته  است‌:  ابن  عباس  -  رضـی  الله  عنهما  -‌گفته  است‌،  ابن  مسعود رضی الله عنه   در  باره  (‌البطشه  الکبری‌:  یورش  تند،  حمله‌ي  

شدید )گفته  است‌که  مراد  روز  بدر  است‌.  ولی  من  می‌گویم‌:  مراد  روز  قیامت  است‌.  این  سند  درستی  است  که به  ابن  عباس  نسبت  داده  می‌شود،  و  حسن  بصری  و  عکرمه  در  صحیح‌ترین  دو  روایت‌،  بر  این  اعتقادند  .  .  .  خدا  هم  بهتر  می‌داند  .  .  .  سخن  ابن‌کثیر  در  اینجا  به  پایان  می‌آید.

ماگفتار  ابن  عباس  -‌رضی  الله  عنهما  -‌را  در  باره  تفسیر  دود  برمی‌گزینیم ‌که  معتقد  است  در  هنگام  فرارسیدن  قیامت  چنین  دودی  سرمی‌رسد.گفتار  ابن‌کثیر  در  تفسیر  آن  هم  موید  همین  مفهوم  است‌.  مراد  تهدید  است  و  در  قرآن