د  خـود  ذکرکرده  است‌.  ترمذی  و  نسائی  در  بخش  تفسیرآن  را  بیان  داشته‌اند.  ابن  جریر،  و  ابن  ابی  حاتم‌،  به  شیوه‌های‌گوناگون  آن  را  از  اعمش  نقل  نمو‌ده‌اند.  ابن  مسعود  رضی الله عنه  تفسیر  آیه  را  بدین‌گونه  بیان‌کرده  است‌.گروهی  از  پیشینیان  مثل  مجاهد،  ابوالعالیه‌،  ابراهیم  نخعی‌،  ضحاک‌،  و  عطیه‌ي  عوفی،  معتقد  بوده‌اندکه  مساله  دود  دنیوی  بوده  است  و  گذشته  است‌.  ابن  جریر  نیز  همین  نظریه  را  پسندیده  است‌.

دیگران  گفته‌اند:  دود  هنوز  پدیدار  نگردیده  است‌.  بلکه  دود  از  نشانه‌های  قیامت  است‌،  همان‌گونه ‌که  در  حدیث  ابوسریحه  حذیفه  پسر  اسید  غفاری رضی الله عنه آمده  است  و  گفته  است‌:  از  سوی  عرفه  پیغـمـبرخـدا   صلی الله علیه و سلم  ‌بر  ما  پدیدارگردید،  در  حالی‌که  ما  در  باره  قیامت  داشتیم  صحبت  می‌کردیم‌.  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  ‌فرمود:

(لا تقوم الساعة حتى تروا عشر آيات : طلوع الشمس من مغربها ، والدخان ، والدابة ، وخروج يأجوج ومأجوج ، وخروج عيسى ابن مريم ، والدجال ، وثلاثة خسوف ، خسف بالمشرق ، وخسف بالمغرف ، وخسف بجزيرة العرب ، ونار تخرج من قعر عدن تسوق الناس أو تحشر الناس تبيت معهم حيث باتوا ، وتقيل معهم حيث قالوا).

قیامت  فرانمی‌رسد  تا  ده  نشانه  را  نبینید:  طلوع  خورشید  ازمغرب  خود،  دود،  دابه‌الارض‌،  ظهور  یاجوج  و  ماجوج‌،  ظهور  عیسی  پسر  مریم‌، پیدایش  دجال‌،  سه  ماه  گرفتگی‌:  یکی  در  خاور  و  یکی  در  باختر،‌و  دیگری  در  عربستان‌،  آتشی  که  از ژرفای  عدن  بیرون  می‌آید  و  مردمان  را  جلو می‌راند  -‌یا  مردمان  را  گرد  می‌آورد  -  شب  هرکجا  بروند  با  آنان  خواهد  بود،  و روز هر  کجا  بشوند  با  ایشان  خواهد  شد.

تنها  مسلم  این  حدیت  را  در  صحیح  خود  استخراج‌کرده  است‌.

ابن‌جریر گفته  است‌:  محمّد  پسر  عوف‌،  محمّد  پـسر  اسماعیل  پسر  عیاش  از  پدرش‌،  ضمضم  پسر  زرعه  از  شریح  پسر  عبید،  و  او  از  مالک  اشعری رضی الله عنه  برایم  روایت  کرده‌اندکه  مالک  اشعری گفته  است‌:  پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم    فرموده  است‌: 

(إن ربكم أنذركم ثلاثاً الدخان يأخذ المؤمن كالزكمة ، ويأخذ الكافر فينتفخ حتى يخرج من كل مسمع منه ، والثانية الدابة ، والثالثة الدجال).

 پروردگارتان ‌شما  را از سه  چیز  ترسانده  است‌:  از  دودی  که  مومن  را  بسان  زکام  فرا می‌گیرد،  و  کافر  را  به  گونه‌ای  فرا می‌گیرد  که  از  هر  گوش  او  دود  بیرون  می‌آید.  دومی  دابه‌الارض  است‌،  وسومی  دجال‌.

طبرانی  در  آن  از  هاشم  پـسرزید،  و  او  از  محمّد  پسر  اسماعیل  پسر  عیاش‌،  با  همین  متن  روایت‌کرده  است  ...  ابن‌کثیر  در  تفسیر  خود گفته  است‌:  این  سند  خوبی  است‌.

ابن‌جریر  نیزگفته  است‌:  یعقـوب  برایم  روایت‌کرده  است  که  ابن  علیه  از  ابن  جریج‌،  و  او  از  عبدالله  پسر  ابوملیکه‌،  روایت  نموده  است‌که‌گفته  است‌:  روزی  صبح  زود  به  پیش  ابن  عباس  -‌رضی  الله‌  عنهما  -‌رفتم‌.  ابن  عباس گفت‌:  امشب  تا  صبح  نخوابیده‌ام‌.  گفتم‌:  چرا؟  گفت‌:  ستاره‌ي  دنباله‌داری  پدیدارگردید.  ترسیدم‌که  دود  است  و  فرارسیده  است‌.  این  بود  تا  صبح  نخوابیدم‌.

ابن  ابی  حاتم  نیز  از  پدرش  روایت‌کرده  است‌.  او  نیز  از  ابن  عمر،  و  او  هم  از  سفیان‌،  و  وی  از  عبدالله  پسر  ابویزید،  و  او  از  عبدالله  پسر  ابوملیکه‌،  و  او  از  ابن  عباس  -‌رضی  الله‌ عنهما  -‌آن  را  به  همین  شکل  روایت  نموده  است‌.

ابن اکثیر  در  تفسیر  خودگفته  است‌:  استناد  درستی  است  که  به  ابن  عباس  -‌رضی  الله‌ عنهما  -‌داده  شده  است‌،  ابن  عباس‌که  به  حبرالامّه  و  ترجمان  القرآن  ملقب گرديده  است‌،  یعنی‌:  فرزانه‌ي  ملت  اسلام‌،  و  مفسر  قرآن‌،  نـام  گرفته  است‌.  سخن  برخی  از  اصحاب  و  تابعین  -  رضی  الله‌ ‌عنهم  اجمـعین  -  موافق  با  او  بوده  است‌.  برخی  از  احادیث  صحیح  و  حسن  و  غیره‌ که  منقول  است‌،  بیانگر  این  هستند  و  انسان  را  قانع  می‌کنند  و  آشکارا  می‌رسانندکه  دود  یکی  از  نشانه‌هائی  است‌که  باید  منتظر  آن  شد  و  بعدها  پیدا  مـی‌گردد.  این  معنی  هماهنگ  و  همآوا  با  ظاهر  قرآن  است‌.  خداوند  تبارک  و  تعالی  فرموده  است‌:

 (فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (10).

منتظر روزی  باش ‌که ‌آسمان  دود آشکاری‌ را  پدیدار می‌کند.

یعنی  دود  آشکاری‌که  هرکسی  آن  را  می‏‎بیند.  آن‌گونه  که  ابن  مسعو‌د رضی الله عنه  معنی‌کرده  است  این  دود  یک  امر  خیالی  بوده  است  و  مردمان  از  شدت‌کرسنگی  و  رنج  و  مشقت  آن  را  چنین  دیده‌اند  و  پنداشته‌اند  .  .  .  این  فرموده‌ي  خداوند  بزرگوار  نیز  بیانگر  ایـن  است‌که  در آینده  چنین  دودی  درمی‌رسد:

 (يَغْشَى النَّاسَ)  دودی  که  تمام  مردم  را  فرا می‌گیرد.

یعنی  ایشان  را  فرا می‌گیرد  و  آنان  را کور  مـی‌کند.  اگر  این  دود  یک  امر  خیالی  بود  و  تنها  مشرکان  اهل  مکه  را  دربر  می‌گرفت‌،‌گفته  نمی‌شد:

 (يَغْشَى النَّاسَ)   دودی‌که  تـمام  مردم  را فرامی‌گیرد.

وگفته ‌نمی‌شد: 

(هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11)    این‌همان  عذاب‌ دردناک  عظیم  است‌.

یعنی  اینها  بدیشان‌ گفته  می‌شود  برای  تنبیه  و  توبیخ.  از  قبیل  این  فرموده‌ي  یزدان  بزرگوار:

(يوم يدعون إلى نار جهنم دعا . هذه النار التي كنتم بها تكذبون).

روزی‌ آنان  را بازور  به  میان ‌آتش  دوزخ‌ می‌اندازند.  (‌در  این  وقت  فرشتگان  بدیشان  می‌گویند:‌)  این  همان  آتشی  است  که  آن  را  دروغ  مـی‌پنداشتید.     (‌طور/13و14) 

 آیا  این  را  یکی  از  آنان  به  یکی  دیگر  می‌گوید؟‌..  و  این  فرموده‌ي  یزدان  سبحان  خداوند  متعال‌:

 (رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12). 

 (‌مردم  رو  به  درگاه  خدا  می‏‎کنند  و  می‌گویید:‌)  پروردگارا!  عذاب  را  ازما  برطرف  گردان،  ما  ایمان  آورده‌ایم ‌(‌و به  اشتباهات  خود پی برده‌ایم‌)‌.   (‌دخان/‌١٢) 

 یعنی‌کافران  چنین  می‌گویند  وقتی‌که  عذاب  و  عقاب  خدا  را  دید‌ند.  بدین  وسیله  درخواست  مـی‌کنند  آن  عذاب  و  عقاب  برطرف  شـود  و  از  ایشان  بـرداشته  شود.  همان گونه‌ که  این گفتار  ایزد  بزرگوار  نیز  می رساند: 

(ولو ترى إذ وقفوا على النار فقالوا : يا ليتنا نرد ولا نكذب بآيات ربنا ونكون من المؤمنين).  

 اگر  تو  (‌ای  محمّد!)  آنان  را  مشاهده  کنی  بدان  گاه  که  ایشان  را  (‌در  کنار)  آتش  دوزخ  نگاه  می‌دارند  (‌و  هراس  جهنم  ایشـان  را  برداشته  است‌،  منظره‌های  وحشت‌انگیزی  را  می‌بینی  و  سخنهای  شگفت‌انگیزی  را  می‌شنوی‌!)  آنان  می‌گویند:  ای  کاش‌!  (‌برای  نجات  از  این  سرنوشت  شوم‌،  بار  دیگر)  به  دنیا  برمی‌کشتیم  و  (‌در  آنجا  دیگر)  آیات  پروردگارمان  را  تکذیب  نمی‌کردیم  و  از  زمره‌ي  مومنان  می‌شدیم‌. (انعام/