اشتن‌:

 (إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ).  

ما  همواره  بیم‌دهنده‌ي  (‌کافران  و  مشرکان  و  ظالمان‌،  با  ارسال  پیغمبران  به  سویشان‌)  بوده‌ایم  (‌و  کتابها  برایشان  فرو فرستاده‌ایم‌.  این‌قرآن ‌هم ‌آخرین  حلقه‌ از  این  سلسله  و  زنجیره  است‌) .

خدا  آگاه  از  غفلت  این  انسان  و  فراموشکاری  او  و  نیاز  او  به  تهدید  و  بیم  و  بیدار باش  و  هو‌شیار باش  است‌.  شبی که  با  نزول  این  قرآن  مبارک گرديده  است‌،  با  این  نازل  گرداندن  فیصله ‌بخش  و  جدائی ‌انداز  شده  است‌:

 (فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ (4) .  

در  این  شب  مبارک‌،  هرگونه  کار  حکیمانه‌ای  (‌که  انسان  را  به  حقیقت  آشنا  و  به  سعادت  برساند،  و  او  را  از  باطل  و  شقاوت  دور  گرداند،  از  سوی  خدا)  بیان  و  مقرر  گشته است‌.  

در  این  شب  با  این  قرآن‌،  هرگونه‌کاری  تفصیل  و  تبیین  گردیده  است‌،  و  در  این  شب  هر  امری  فیصله  پیدا کرده  است  و  بیان  شده  است‌،  و  حق  جاودان  و  باطل  گذرا  از  یکدیگر  جدا گردیده  است‌،  و  حدود  و  ثغور گذاشته  شده  است‌،  و  نشانه‌های  راه  برای  کوچ  بشریت  به  طورکلی  بس  از  این  شب  تا  روز  سزا  و  جزا گذاشته  شده  است‌.  دیگر  اصلی  از  اصول  نمانده  است‌،  اصـلی‌که  زندگی  بر  آن  بشود  و  در  دنیای  آدمیزادگان  مرسوم  و  معمول  باشد،  مبهم  بماند  و  روشن  نـشود.  اصول  و  ارکان  و  قواعد  و  قوانین‌،  روشن  شدند  و  معلوم گردیدند،  بدان  سان  که  قانون‌کل  هستی  از  آغاز  جهان  روشن  و  معلوم  بوده  است  و  هست‌.

این‌کار  روشنگری‌،  همه  و  همه  به  اراده  و  مشیت  خدا  و  به  فرمان  او  صورت‌گرفته  است‌،  و  هدف  آفریدگار  از  ارسال  پیغمبران  مشخص‌کردن  حق  و  باطل  و  توضیح  و  تبیین  موارد  حلال  و  حر‌ام  است‌:

 (أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ (5).

کار  و  باری  که  از  سوی  ما  صادر  و  بدان  دستور  داده  شده  است  (‌و  در  قرآن  برای  انسانها  روانه  گشته  است  و)  مـا  فرستنده‌ي  (‌محمّد  و  همه‌ي  انبیاء‌،  و  قرآن  و  همه‌ي  کتاب‌های  آسمانی‌)  بوده‌ایم‌.

همه‌ي  اینها  رحمت  یزدان  در  حق  انسان  تا  روز  سزا  و  جزا  است‌:

 (رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6).

 (‌این  کار)  به  خاطر  رحمتی  از  سوی  پروردگارت  (‌در  حق  انسانها)  است‌.  خدا  شنوا  و  آگاه  است‌.

رحمت  یزدان  در  حق  بندگان  در  هیچ‌کاری  آن‌گونه  جلوه‌گر  نمی‌آیدکه  در  نازل‌کردن  این  قرآن  جلوه‌گر می‌آید.  یزدان  این‌گونه  سهل  و  ساده  قرآن  را  سریع  به  دل  می‌چسباند  و  به  ژرفاهای  آن  می‌رساند.  بدان  سرعت‌که‌گردش  خون  در  رگها  صورت  مـی‌پذیرد،  پاسخگوئی  به  قرآن  انجام  می‏‎گیرد،  و  پدیده‌ي  بشری  را  به  انسان  بزرگواری  تبدیل  می‌کند،  و  جامعه‌ي  بشری  را  به  خواب  زیبائی  تبدیل  می‌سازد،  جز  این‌که  چنین  جامعه‌ای  واقعیت  پیدا  می‌کند  و  چشمها  آن  را  می‏‎بیند!  این  عقیده‌ای‌که  قرآن  آن  را  با  خـود  به  ارمغان  آورده  است  دارای‌کمال  و  هماهنگی  آن  اندازه  زیبائی  است‌که  باید  آن  را  دوست  داشت  و  بدان  عشق  ورزید‌.  آن  اندازه  زیبا  است‌که  دلها  آویزه  و  شیفته‌ي  آن  می‌گردد!  در  این  عقیده  تنها  وجود کمال  و  دقت  و  خیر  و  صلاح  نیست  و  بس.  بلکه  این  چیزها  در  این  عقیده  پیوسته  اوج  می‏‎گیرند  و  بالا  و  بالاتر  می‌روند  تاکمال  آنها  به  مرتبه  جمال  دوست  داشتنی  و  آزاد  و  رها  از  هر گو‌نه  قید  و  بندی  می‌رسد،  آن  جمالی‌ که  همه‌ي  جـزئیات  را  با  دقیق‌ترین  تفصیلات  دربر  می‌گیرد،  سپس  جزئیات  را  جمع  می‌آورد  و  آنها  را  هماهنگ  می‌سازد،  و  جملگی  را  به  اصل  بزرگی  پیوند  و  ارتباط  می‌دهد.
 (رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ).
 (‌این  کار)  به  خاطر  رحمتی  از  سوی  پروردگارت  (‌در  حق  انسانها)  است‌.
رحمت  پروردگارت  این  قـرآن  را  در  آن  شب  مبارک  نازل  گردانده  است‌.    (إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6) . 
خدا  شنوا  و  آگاه  است‌.

خدا  می‌شنود  و  می‌داند،  و  نازل  می‌گرداند  آنچه  راکه  برای  مردمان  نازل  می‏‎گرداند.  می‌داند  و  آگاهـی  دارد  از  آنچه  مردمان  می‌گویند  و  از  آنچه  می‌کنند.  می داند  و  آگاه  است  از  قوانین  و  مقـررات  و  رهنمودهای  صحیح  و  درستی‌که  به  صلاح  مردمان  است  و  در  پرتو  آنها  مردمان  اصلاح  می‌شوند.

خدا  ناظر  بر  این  هستی  و  حافظ  آنچه  و  آن‌که  در  آن  است  می‌باشد:

(رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ (7).

  و  (‌پروردگار  تو)  که  پروردگار آسمانها  و  زمین  و  همه‌ي   چیزهائی  است  که  در  میان‌ آن  دو  است‌.  اگر شما  طالب    یقین  و  باورید  (‌بـه  ایـن  که  خـدا  آفریدگار شما،   روزی‌رسان  بندگان،  و  به  زیر  فرمان  کشاننده‌ي   و خورشید و ماه‌ است.

آنچه را که مردمان نازل می گرداند بدان ایشا ن را تربیت و پرورده می سازد . این هم گوشه ای از پروردگاری و ربوبیت خدا بر سراسر جهان هستی است. بخشی از قوانین و سننی است که جهان را با آن اداره می کند و گرداند... اشاره ای   که در اینجا به یقین و باورشان می شود، اشاره ای به عقیده پریشان و نا بسامان و متزلزل ایشان را نیز در بر دارد. چرا که آنان معترف و مقر بودند  به این خدا آسمانها و زمین را آفریده است، با وجود این جز  خدا به خداگونه ائی اعتقاد داشتند و معبودهائی را بر می گرفتند این کارشان اشاره دارد به پیچیدگی این حقیقت در درونشان و این اعتقادشان سطحی است و از ثبات و یقین فاصله زیادی دارد.

او خدای یگانه ای است که مرگ و زندگی در دست او است و او خداوندگار پیشینیان و پسینیان است:

 (لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (8).

جز او خدائی نیست و او است که زنده می گرداند و می میراند، و پروردگار شما و پروردگار پدران و نیاکان پیشین شما است.

زنده گردانیدن و میراندن کارهائی هستند که همگان آنها را می بینند،ولی با این وجود زنده گرداندن و میراندن بیرون از توان همه آفریدگان است. این امر با ساده ترین نگاه کمترین  اندیشه

مشخص می گردد. صحنه مرگ بسان صحنه زندگی،به هر شکلی و صورتی که باشد دل بشری را می پساید و آن را به تکان می اندازد،و آن را به جوش و خروش می افکند، و برای متاثر شدن و دگرگون گردیدن آماده می سازد، و آن را مهیای پذیرش و پاسخگوئی می نماید. بدین سبب در قرآن بسی از مرگ یاد می شود ،و عقلها و شعورها متوجه آن می گردد، و گاهگاهی دلها با آن پسوده می شود.

*
وقتی‌که  موقعیت  بدین  حد  و  مرز  برانگیختن  و  به  جوش  و  خروش  درانداختن  می‌رسد،  روند  سخن از  آن  صرف  نظر  می‌کند،  و  به  سخن‌گفتن  از  حال  و  احوالشان  در  برابر  مرگ  می‌پـردازد.  حال  و  احوالی  در  این  موقعیت  دارندکه  مخالف  با  چیزی  است‌که  می‏‎بایست  برآن  باشند  بد‌ان  هنگام‌که  با  موقع