َّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (18)‏ وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ).

 (‌موسی  بدیشان  گفت‌:  ای  فرعونیان‌!)  بندگان  خدا  را  به  من  بسپارید  که  من  پپغمبر  درستکارم‌.  و بر  خدا  بزرگی  نکنید  و  تکبر  نورزید.    (‌دخان/18 و١٩) 

 فرعون  و  فرعونیان  نخواستندکه  بشنوند  و  بپذیرند.کار  بدانجاکشیدکه  پیغمبرشان  از  ایشان  مایوس‌گردید.  خدا  آنگاه  از  مقام  عظمت  و  استکبار  ایشان  را  فرو انداخت‌،  و  خوار  و  حقیر  نقش  زمین  شدند  و  نابود گردیدند:

( كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (25) وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (26) وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ (27) كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْماً آخَرِينَ (28) فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ (29) . 

چه  باغها  و  چشمه‌سارهای  زیادی  از  خود  بـه  جـای  گذاشتند!  و  کشتزارها  و  اقامتگاه‌های  جالب  و  گرانبهائی  را.  و  نعمتهای  فراوان  (‌دیگری‌)  که  در  آن  شادان  و  با  ناز  و  نعمت  زندگی  می‌کردند.  این  چـنین  بود  (‌ماجرای  آنان‌)  وما  این  نعمتها  را  به  قوم  دیگری  دادیم  (‌بدون  درد  سر  و  خون  جگر)‌.  نه  آسمان  بر  آنان  گریست  و  نه  زمین‌،  و  نه  بدیشان  مهلتی  داده  شد  (‌تا  چند  صباحی  بمانند  و  توبه کنند  و  به  جبران  گذشته‌ها  بپردازند)‌.     (‌دخان‌/25-29)

در  بحبحه  وگیر  و  دار  این  صحنه‌ي  الهامگرانه  به  سخن  گفتن  از  تکذیب‌کردن  آخرت  از  سوی  ایشان  برمی‏گردد،  و  این‌گفته‌ي  آنان  را  بیان  می‌دارد:

(إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ (35) فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (36) .  

 (‌ای  محمد  و  ای  مومنان‌!)  اگر  راست  میگوئید  (‌که  بعد  از  مرگ  حیاتی  در  کار  است‌،  از  خدا  بخواهید)  پدران  و  نیاکان  ما  را  (‌زنده  گرداند  و  آنان  را)  نزد  ما  بیاورید  (‌تا  بر  صدق  گفتار  شما  گواهی  دهند)‌.     (‌دخان/35و36) 

 تا  بدین‌وسیله  ایشان  را  به  محل  نقش  زمین  شدن  قوم  تبع  تذکر  دهد،  و  بدیشان  اعلام  داردکه  اینان  از  قـو‌م  تبع  بهتر  نیـستند  تا  از  سرنوشت  دردناک  آنان  نجات  پیدا  کنند  و  از  دست  عذاب  رهائی  یابند.

میان  رستاخیز  و  میان  حکمت  خدا  از  آفرینش  آسـمانها  و  زمین  ربط  می‌دهد:

(وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ (38) مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (39)‏.

     ما  آسمانها  و  زمین  و آنچه  درمیان ‌آن  دو است  بیهوده و  بی‌هدف  نیافریده‌ایم‌.  (‌جهان  دالانی  است  به  سوی  جهان  عظیم  و  ابدی  آخرت  که  پشت  سر  این  جهان  قرار  دارد)‌.  ما  آن  دو  را  جز  به  حق  نیافریده‌ایم  (‌و  جهان  را  بدین  نظم  و  نظام  شگفت  بیهوده  و  بی‌حکمت  درست  نکرده‌ایم‌)  و لیکن  غالب  ایشان  (‌گوش  شنوا  و  چشم  بینا  ندارند،  و  حقائق  را  نمی‌شنوند  و  این  همه  نقش  عجب  را  بر  در  و  دیوار  وجود  نمی‌بییند،  و  درحقیقت‌)  نمی‌فهمند.(دخان/38-39)

   آن‌گاه  از  روز  داوری  برایشان  سخن  می‌گوید:

 (مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ (40).

 ‌روز  داوری  و  قضاوت  بین  افراد  بر  حق  و  افراد  ناحق  که  قیامت  است‌)  وعده‌گاه  همه‌ي  آنان  است‌.    (‌دخان/40) 

 در  اینجا  صحنه‌ي  خشن  و  سختی  را  نشان  می‌دهد  با  نام  بردن  از  درخت  زقوم،  و  درشتخوی  سنگین‌دل  بزهکاری  که  به  ته  دوزخش  می‏‎برند،  و  از  بالای  سرش  بر  او  آب  

داغ  می‌ریزند،  و  او  را  سر‌کوب  می‌کنند  و  خوار  می‌دارند:

(ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ (49) إِنَّ هَذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُونَ (50) .  

بچش  که  تو  زوردار  و  بزرگواری!  این  (‌عذابی  که  هم  اینک  می‌بینید  و  لمسش  می‌کنید)  همان  چیزی  است  که  پیوسته  در  باره‌ي  آن  شگ  و  تردید  می‌کردید.(دخان/49و50)

 درکنار  این  صحنه‌،  صحنه‌ي  نعمتهائی  است‌که  بسیار  لذت‌بخش  و  شادی‌آفرین  هستند،  بدان‌گو‌نه‌ که  صحنه‌ي  عذاب  بسیار  سخت  و  شدید  می‏‎باشد.  این  هم  برای  همگامی  باسایه ‌روشنهای  ژرف  این  سوره  و آهنگ  تند  و  شدید  آن  است‌.

این  سوره  با  اشاره‌ي  به  قرآن  پایان  می‌پذیرد،  همانگونه  که  این  سوره  با  اشاره‌ي  به  قرآن  آغاز  می‌گردد:

 (فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (58).

ما  قرآن  را  به  زبان  تو  (‌که  عربی  است  نازل  و)  آسان  کرده‌ایم  تا  آنان  (‌آن  را  بفهمند  و  بیاموزند  و)  پند  گیرند.  (دخان/58)

 و  خاتمه  می‌پذیرد  با  تهدید  و  بیم  پنهان  و  نهان  و  تازنده  و  پرخاشگرانه‌ای‌:

 (فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُونَ (59). 

 تو  منتظر  (‌وعده‌های  الهی  در  زمینه‌ي  پیروزی  بر  کفار،  و  منتظر  مـجازات  دردناک  الهی  در  باره‌ي  این  قوم  لجوج  و  ستمگر)  باش  که  آنان  منتظر  (‌ناکامی  تو  و  شکست  دعوت  تو)  هسـتند.  (‌دخان/59) 

 این  سوره‌ای  است‌که  از  آغاز  تا  پایان  بر  دل  انسان  تاخت  می‏‎برد،  با  آهنگ  سریع  و  پیاپـی‌.  با  آهنگ  خود  بر  دل  انسان  می‌تازد،  همان‌گونه‌که  با  تـصویرها  و سایه ‌روشنهای ‌گوناگون  و  متفق  در  نشان  درشتی  و  سختی  و  متوالی  خود  بر  دل  آدمی  می‌تازد.  دل  را  به  گشت  و  گذار  می‏‎برد،  گشت  و  گذار  در  جهانهای  گوناگون  آسمان  و  زمین‌،  دنیا  و  آخرت‌،  دوزخ  و  بهشت،  گذشته  و  حال‌،  دیدنی  و  نادیدنی  و  پنهان  و  آشکار، مرگ  و  زندگی،  و  قانونها  و  سنتهای  آفرینش  و  هستی  ...  این  سوره  با  وجود کوتاهی  نسبی‌،‌کوچ  بزرگ  و  سترگی  در  دنیای  دیدنی  و  جهان  نادیدنی  است‌.

*
(حم (1) وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ (3) فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ (4) أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ (5) رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (6) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ (7) لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (8).   

حا.  میم‌.  سوگند  به  قرآن‌!  که  روشن  و  روشنگر  است‌.  ما  قرآن  را  در  شب  پرخیر  و  برکتی  فرو  فرستاده‌ایم‌.  ما  همواره  بیم‌دهنده‌ي  (‌کافران  و  مشرکان  و  ظالمان‌،  با  ارسال  پیغمبران  به  سـویشان‌)  بوده‌ایم  (‌و  کتابها  برایشان  فرو  فرستاده‌ایم‌.  این  قرآن  هم  آخرین  حلقه  از  این  سلسله  است‌)‌.  در  این  شب  مبارک‌،  هرگونه  کار  حکیمانه‌ای  (‌که  انسان  را  به  حقیقت  آشنا  و  به  سعادت  برساند،  و  او  را  از  باطل  و  شقاوت  دور  گرداند،  از  سوی  خدا)  بیان  و  مقرر  گشته  است‌.  کار  و  باری  که  از  سوی  ما  صادر  و  بدان  دستور  داده  شده  است  (‌و  در  قرآن  برای انسانها  روانه  گشته  است  و)  ما  فرستنده‌ي  (‌محمّد