ر مومنان حرام شده است‌.

حد زناکاران در ابتدای اسلام چیزی بود که در سوره نساء آمده است‌:

(وَاللاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلا).
کسانی از زنان شما که مرتکب زنا می‌شوند، چهار نفر از (‌مردان عادل‌) خودتان را به عنوان شاهد بر آنان به گواهی طلبید، پس اگر گواهی دادند، آنان را در خانه‌های (‌خود برای حفظ ایشان و دفع هرگونه شر و فسادی‌) نگاه دارید تا مرگشان فرا می‌رسد یا این که خداوند راهی را برای (‌زندگی پاک و درست‌، یا عقوبت‌) آنان (‌با ازدواج یا توبه‌، یا وضع حکم دیگری‌) باز می‏‎کند. (‌نساء/‌١٥)

تعزیر زن‌، زندانی‌کردن در منزل‌، و شکنجه با تهدید و توبیخ و عیبجوئی نمودن از او بود. و تعزیر مرد اذیت و آزار او با تهدید و توبیخ و عیبجوئی نمودن از او بود. سپس خداوند تعزیر زنا را در سوره نور نازل فرمود. این همان «‌سبیل‌: راه‌» است‌که آیه پانزدهم سوره نساء بدان اشاره کرده است‌.

تازیانه زدن‌، تعزیر پسر و دختری است که ازدواج نکرده‌اند و با ازدواج خویشتن را به دژ عفت و پاکدامنی نینداخته‌اند. اگر چنین پسری یا دختری مسلمان و بالغ و عاقل و حر باشند تعزیر می‌شوند و تازیانه می‌خورند. ولی مردی یا زنی که ازدواج کرده‌اند و با ازدواج شرعی خویشتن را به دژ عفت و پاکدامنی انداخته‌اند، و نزدیکی زناشوئی را هم انجام داده‌اند و مسلمان و حر و عاقل و بالغ نیز هستند، اگر مرتکب زنا گردند، تعزیر آنان سنگسار است‌.

سنگسارکردن با سنت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ثابت گردیده است‌، و تازیانه زدن با قرآن به اثبات رسیده است‌. از آنجاکه نص قرآنی مجمل و عام است‌، و پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) زن و مرد ازدواج‌کرده زناکاری را سنگسار کرده است‌، از این امر، روشن می‌گرددکه تازیانه زدن ویژه پسری و دختری است‌که ازدواج نکرده است‌. در اینجا اختلاف فقهی است پیرامون جمع آوردن تازیانه زدن و سنگسار کردن مرد و زن ازدواج کرده‌. جمهور معتقدندکه جمع آوردن تازیانه زدن و سنگسار کردن صحیح نیست‌. اختلاف فقهی دیگری در میان است پیرامون جمع آوردن تبعید کردن و به غربت کشاندن پسری و دختری‌که ازدواج نکرده‌اند با تازیانه زدن بدیشان. و همچنین اختلاف در میان است پیرامون زناکاری که حر نباشد ... این هم اختلافات زیادی است و نمی‌خواهیم در اینجا وارد همچون تفصیلاتی بشویم‌. باید این اختلافات طولانی را درکتابهای فقهی مطالعه و بررسی‌کرد ... ما تنها با حکمت و فلسفه این قانون و قانون‌گذاری به پیش می‌رویم‌. می‌بینیم تعزیر پسر و دختر تازیانه زدن است‌، و تعزیر مرد و زن سنگسار است‌. این بدان خاطر است کسی که مسلمان و عاقل و بالغ و حر است و ازدواج‌کرده است و با ازدواج صحیح نزدیکی زناشوئی را انجام داده است‌، راه درست و پاک را شناخته است و آزموده است‌. عدول از این راه و دچار آمدن به زنا، اشاره به تباهی و انحراف فطرت او دارد این است که او سزاوار شدت عقوبت است‌. برخلاف پسر یا دختری‌که غافل و گول خورده است و تحت فشار میل جنسی به اشتباه می‌افتد و سکندری میخورد ... فرق دیگری در سرشت عمل پلشت زنا است‌. مرد یا زن دارای تجربه نزدیکی زناشوئی است و این تجربه را مزه می‌کند و بدان بیشتر و ژرف‌تر پاسخ می‌گوید تا پسر یا دختری‌که ازدواج نکرده است و این عمل را نیازموده است‌. از این لحاظ هم مرد یا زن باید عقوبت شدیدتری را ببیند.

قرآن در اینجا تنها تعزیر پسر یا دختر را -‌همان گونه که گذشت - بیان میکند، و در آن سختگیری می‌نماید، و نرمش وگذشتی نمی‌شناسد:

(الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).

(‌از جمله احکام سوره‌، یکی این است که‌) هریک از زن و مرد زناکار (‌مومن‌، عاقل‌، حر، و ازدواج ناکرده‌) را صد تازیانه بزنید و در (‌اجراء قوانین‌) دین خدا رافت (‌و رحمت کاذب‌) نسبت بدیشان نداشته باشید، اگر به روز قیامت ایمان دارید، و باید گروهی از مومنان بر (‌اجراء حکم ناظر، و به هنگام زدن تازیانه‌ها و) شکنجه ایشان حاضر باشند.

این قاطعیت است در اقامه حد و اجراء تعزیر، و مهر و عطوفت نداشتن در گرفتار ساختن زناکاران و رساندن آنان به‌کیفر بزه وگناهشان‌. نباید به زناکاران ترحم نمود و حد و تعزیر را لغو و تعطیل کرد، و نباید در اقامه حد و اجراء تعزیر نرمش کرد و کار را سبک و سرسری گرفت‌، و نباید در دین خدا و حق خدا سستی ورزید و تنبلی‌کرد. اقامه حد و اجراء تعزیر باید در ملأ عام و با حضور گروهی از مومنان باشد. تا بر درد بیفزاید، و تاثیر بیشتری در دلهای مرتکبان زنا و در دلهای بینندگان داشته باشد.

آن‌گاه روند قرآنی بر رسوائی این‌کار ناجور و بر پلشتی این عمل نابهنجار می‌افزاید. بدین منظور میان مرتکبان زنا و میان گروه مسلمانان پیوندها و رابطه‌ها را قطع می‌کند:

(الزَّانِي لا يَنْكِحُ إلا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ).

مرد زناکار (‌پیش از دست کشیدن از کار پلشت زنا، و توبه کردن از آلوده دامانی‌) حق ندارد جز با زن زناکار (‌فاحشه‌ای که از عمل زشت فاحشه‌گری دست نکشیده و از آلوده دامانی توبه نکرده باشد) و یا با زن مشرک (‌و کافری که هنوز بر شرک و کفر ماندگار باشد) ازدواج کند، همانگونه هم زن زناکار (‌پیش از دست کشیدن از کار پلشت زنا و توبه از آلوده‌دامانی‌) حق ندارد جز با مرد زناپیشه (‌ماندگار بر زناکاری و توبه ناکرده از آلوده‌دامانی‌) و یا با مرد مشرک (‌و کافری که هنوز شرک و کفر را رها نکرده باشد) ازدواج کند. چرا که چنین (‌ازدواجی‌) بر مومنان حرام شده است‌.

در این صورت‌، کسانی‌که مرتکب این کار پلشت می‌گردند، در وقت ارتکاب مومن بشمار نمی‌آیند. بلکه در یک حالت روانی بسر می‌برندکه دور از ایمان و از عواطف ایمانند. پس از ارتکاب این‌کار پلشت‌، انسان مومن راضی نمی‌شودکه پیوند ازدواج با انسانی ببنددکه با مرتکب شدن همچون عمل زشتی از ایمان به در رفته است‌. چراکه از همچون پیوندی متنفر و بیزار است‌. تا آنجاکه امام احمد معتقد است پیوند زناشوئی مرد زناکار با زن عفیف و پاکدامن‌، و پیوند زناشوئی مرد عفیف و پاکدامن با زن زناکار، حرام است‌، مگر این که توبه‌کنند و توبه آن آلودگی چندش‌آور را پاکیزه دارد. به هر حال این آیه می‌رساند که سرشت مرد مومن از ازدواج با زن زناکار بیزار، و سرشت زن مومنه از ازدواج با مرد زناکار گریزان اس