دعاء  می‌کند  آنچه  ادعاء  می‌کند؟

کسانی‌که  با  حق  می‌جنگند  اغلب  اوقات  چنین  نیست‌که  ندانند که  حق‌،  حق  است‌.  ولیکن  ایشان  از  حق  بدشان  می‌آید،  چون  حق  با  هو‌اها  و  هوسهایشان  و  با  آرزوها  و  خواستهایشان  برخورد  مـی‌نماید،  و  راه  شهوات  ایشان  را  می‏‎گیرد.  آنان  خودشان  هم  ضعیف‌تر  از  آن  هستندکه  بر  هو‌اها  و  شهوات  خود  غالب  آیند  و  چیره  شوند.  امّا  آنان  بر  حق  و  برداعیان  به  سوی  حق  جسارت  و جرات  بسیار  دارند!

بدین  خاطر  است‌که  یزدان  مقتدر  و  توانای  جهان  ایشان  را  تهدید  می‌نماید،  یزدانی‌که  بسیار  آگاه  از  چیزی  است  که  پنهان  می‌دارند،  و  بس  آگاه  از  مکر  و  نیرنگی  است  

که می ورزند:
(أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ (79) أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ (80) . 

بلکه‌،  آنان  تصمیم  محکمی  (‌بر  توطئه‌ي  قتل  محمّد)  گرفتند  و  ما  نیز  اراده‌ي  محکم  و  تـغییرناپذیری  کردیم  (‌در  بـاره‌ي  مجازات  سخت  و  کیفر  دادنشان  در  دنیا  و  آخرت‌)‌.  آیا  گمان  می‌برند  که  ما  اسرار  پنهانی  و  سخنان  در  گوشی  آنان  را  نمی‌شنویم‌؟‌!  آری‌!  (‌ما  آگاه  از  راز  و  رمز  ایشان  و  شنوای  نجوای  آنان  بوده  و)  گذشته  از  این‌،  فرشتگان  مامور  ما  در  کنارشان  حاضر  و  بر  اعمالشان  ناظرند  و  (‌همـه‌ي  کردار  و  گفتارشان  را)  می‌نویسند  و  ثبت  و  ضبط می‌کنند.  

پافشاری  ایشان  بر  باطل  رو  در  روی  حق‌،  فرمان  قاطعانه  و  ارا‌ده‌ي  ا‌ستوار  یزدان  بر  استقـرار  این  حق  و  پایدار کردن  آن  را  به  دنبال  دارد.  چاره‌اندیــشی  و  نیرنگبازی  ایشان  در  تاریکی‌،  علم  و  آگاهی  خدا  از  سر و  راز  و  پچ‌پچ  و  درگوشی  سخن‌گفتن  را  به  دنبال  دارد.  عاقبت‌کار  هم  روشن  است‌،  وقتی‌که  آفریدگان  ضعیف  وکو‌تاه‌بین  وکوتاه‌فکر،  در  برابر  آفریدگار  مقتدر  و  آگاه  می‌ایستند  و  به  مقابله  می‌پردازند.

*
پس  از  این  تهدید  و  بیم  هراس‌انگیز،  ایشان  را  رها  می‌کند،  و  پیغمبر  بزرگوارش  را  رهنــمود  و  رهنمون  می‌کند  به‌گفتن  سخنی‌که  بدیشان  بگوید.  آنگاه  پس  از  آن  ایشان  را  به  سرنوشتشان  می‌سپارد،  سرنوشتی‌که تصویرش‌ ‌را اندکی پیش ‌دیده‌اند:

 (قُلْ إِن كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ (81) سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ (82) فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ (83).

بگـو:  اگر  خداوند  مهربان  فرزندی  می‌داشت‌،  من  نخستین  کسی  بودم  که  چـنین  (‌فرزندی  را)  پـرستش  می‌کردم  (‌چرا  که  من  ایمان  و  اعتقادم  به  خدا  بیشتر  و  شناخت  وآگاهیم  فزونتر  است‌.  امّا  خدا  نیازی  به  فرزند  ندارد،  و  بندگانی  چون  عزیر  و  عیسی  و  فرشتگان  کی  خود  را  فرزند  خدا  نامیده‌اند؟‌!)‌.  خداوندگار  آسمانها  و  زمین  و  عرش  (‌و  تخت  سلطنت  مجموعه‌ي  عالم  هستی‌)  پاک  و منزه  از  این  توصیفهائی  است  که  (‌در  باره‌ي  او)  می‌کنند.  آنان  را  به  حال  خود  واگذار  تا  در  باطل  غوطه‌ور  گردند  و  سرگرم  بازی  شوند،  تا  برخـورد  می‌کنند  به  روز  قیامتی‌که  بدیشان  وعده  داده‌می‌شود  (‌و سرانجام ‌تلخ  اعمال  زشت  و افکار  پلشت  خود  را  می‌بینند)‌ .

  آنان  فرشتگان  را  می‌پرستیدند،  به  گمان  این  که  فرشتگان  دختران  خدایند!  اگر  خدا  فرزندی  مـی‌داشت  سزاوارترین  فرد  برای  برستش  آن  فرزند،  و آگاه‌ترین  فرد  از  او،  پیغمبر  خدا صلی الله علیه و سلم    می‏بود.  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  ‌بدو  نزدیک  می‌بود،  و  او  از  همه‌کس  زودتر  به  طاعت  و  عبادت  خدا  می‌پرداخت  و  از  او  فرمان  سپرد،  و  هرچه  زودتر  به  تعظـیم  و  بزرگداشت  فرزند  خدا  می‌پرداخت‌،  اگر  خدا  فرزندی  می‌داشت  همان‌گو‌نه‌که  ایشان  گمان  می‏‎برند.  ولیکن  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    جز  خدا  را  نمی‌پرستد.  همین  بس که  این  دلیل  باطل  بودن‌ گمانی  باشدکه  می‏‎برند  و  به  خیالشان‌کسی  فرزند  خدا  است‌.  همچون  گمانی  اصل  و  آسانی  ندارد،  و  بدون  سند  و  مدرک  و  دلیل  و  حجت  است‌.  پاک  و  منزه  از  این‌گمـان  عجیب  و  غریب‌،  خداوند  بزرگوار  است‌.

(سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ (82).

خداوندگار  آسمانها  و  زمین  و  عرش  (‌و  تخت  سلطنت  مجموعه‌ي  عالم  هستی‌)  پاک  و  منزه  از  این  توصیفهائی  است  که  (‌در  باره‌ي  او)  می‏‎کنند.

انسان  وقتی‌که  بدین  آسمانها  و  زمین‌،  و  نظم  و  نظام  آنها،  و  هـماهنگی  آنها،  و  عظمت  و  والائی  فراوان‌،  و  سلطه  و  قدرت  زیادی‌که  در  فراسوی  این  نظم  و  نظام  قرار  دارد،  آن  نظم  و  نظام  و  هماهنگی  و  عظمت  و  والائی  و  سلطه  و  قدرتی‌که  این  فرموده  به  همه‌ي  اینها  اشاره  می‌نمـاید:

‌ (رَبِّ الْعَرْشِ).  خداوندگار عرش‌(‌و تخت‌ سلطنت  مجموعه‌ي  عالم  هستی‌) .

در  این  وقت  هرگو‌نه  خیالی  و  هرگونه‌گمانی  از  این  قبیل،  در  برابر  دیدگان  انسان  کو‌چک  می‌نماید  و  ناچیز  جلوه‌گر  می‌آید،  و  در  پرتو  فطرت  خود  درک  و  فهم  می‌کندکه  آفریدگار  همه‌ي  اینها  درست  و  صحیح  نیست  که  هیچگو‌نه  شباهتی  به  آفریدگان  خود  داشته  باشد،  این  شباهت  هرچه  باشد،  آفریدگانی‌که  می‌زایند  و  فرزند  به  دنیا  می‌آورند  و  تولید  نسل  می‌کنند.  بدین  سبب  همچون  سخنی  سرگرمی  و  بازی  و  به  باطل  فرو  رفتن  و  بی‌گدار  به  آب  زدن  بشمار  می‌آید،  و  اصلا  سزاوار مجادله  و  مباحثه  نمی‏باشد.  بلکه  می‌سزد که  بدان  توجه  نشود  یا  از آن  پرهیز  و  دوری  شود:

 (فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ (83).

آنان  را  به  حال  خود  واگذار  تا  در  باطل  غوطه‌ور  گردند  و  سرگرم  بازی  شوند،  تا  بـرخـورد  می‌کنند  به  روز  قیامتی  که  بدیشان  وعده  داده  می‌شود  (‌و  سرانجام  تلخ اعمال  زشت  و  افکار  پلشت  خود  را  می‌بینند) .

آنچه‌که  تصویر  آن  را  دیده‌اند،  روزی  رخ  می‌دهد  و  می‌شود.

*
آنگاه  پس  از  رویگردانی  از  ایشان  و  بی‏توجهی  بدانان‌،  به  پیش  می‌رود  و  به  تمجید  و  تعظیم  آفریدگار  و  یگانه‌پرستی  او  بدان‌گو‌نه  و  بدان  چیزی‌که  سزاوار  خداوندگاری  او  بر  آسمانها  و  زمین  و  عرش  عظیم  است  می‌پردازد:

(وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاء إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ (84) وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (85) وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْ