سخنی  داشته  باشد،  مگر  سخن  او  برگرفته  از  این  دو  منبع  پایدار  و  استوار  تا  روز  سزا  و  جزا  باشد.

(فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ (61).

   هرگز  در  باره‌ي  قیامت  شک  و  تردید  نداشته  باشید،  و  از من  پیروی  کنید  که  راه  راست  این  است‌.

آنان  در  باره  قیامت  شک  و  تردید  داشتند.  قرآن  ایشان  را  به  یقین  و  اطمینان  بدان  فرا  می‌خواند.  ایشان  از  هدایت  می‌گریختند.  قرآن  از  زبان  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    آنان  را  به  پیروی  از  او  دعوت  می‌کند.  چه  او  آنان  را  در  راه  راست  حرکت  می‌دهد،  راه  راستی‌که  رو  به  هدف  اصلی  می‌رود  و  ایشان  را  بدان  می‌رساند.  راهی  است‌که  طی‌کنندگان  آن‌گمراه  نمی‌شوند.

برای  آنان  روشن  می‏‎گرداند  که  انحرافشان  وگریزشان  براثر  پیروی  از  شیطان  است‌.  پیغمبر صلی الله علیه و سلم    سزاوارتراست‌که  از  او  پیروی‌کنند:

   (وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ (62 ).

 (‌به  هوش  باشید)  شیطان  شما  را  (‌از  راه  خدا  و  از  توجه  به  سرنوشتتان  در  رستاخیز)  بـازندارد.  او  دشمن  آشکار  شما  است‌.  (‌پس  مواظب  وی  باشید) ‌.

قرآن  پیوسته  انسانها  را  به  یاد  پیکار  جـاویدانی  می‌اندازد  که  آتش  آن  از  روزگار  پدرشان  آدم‌،  میان  شیطان  و  ایشان  برافروخته  شده  است‌،  و  از  نخستین  پیکار  در  بهشت،  شعله‌ي  آن  بالاگرفته  است  و  زبانه کشیده  است‌.  غافل‌ترین  فرد  کسی  است  که  می‌داند  دشمنی  دارد  و  درکمین  او  است‌.  آن  دشمن  با  قصد  و  اراده  و  اصرارکمین  کرده  است  و  قبلا  نیز  تهدید  نموده  است  و  بیم  داده  است‌.  امّا  چنین‌کسی  با  وجود  اینها  خویشتن  را  از  او  برحذر  نمی‌دارد  و  از  خود  مواظبت  نمی‌نماید.  گذشته  از  این‌،  از  همچون  دشمن  آشکاری‌،  پـیروی  می‌نماید!

اسلام  انسان  را  در  این  پیکار  همیشگی‌،  پایدار  و  استوار  نگاه  می‌دارد،  پیکاری  که  میان  انسان  در  طول  زندگانیش  بر  این  زمین‌،  و  میان  شیطان  برقرار  است‌.  اسلام  برای  انسان  غنیمتی  را  آماده  کرده  است   اگر  پیروز گردد  -‌که  بر  دل کسی  نمی‌گذرد  و  خطور  نمی‌کند.  و  همچنین  زیانی  را  برای  انسان  تهیه  دیده  است  -‌اکر  شکست  بخورد  و  واپس  بکشد  -‌که  بر  دل  کسی  نمی‌گذرد  و  خطور  نمی‌کند.  بدین  وسیله  اسلام  نیروی  جنگیدن  موجود  در  انسان  را  به  سوی  این  پیکار  همیشگی  و  مستمر  جهت  می‌دهد،  پیکار  همیشگی  و  مستمری  که  از  انسان‌،  انسان  می‌سازد،  و  قالب  ویژه‌ي  خودش  را  بدو  می‏بخشد،  قالب  ویژه‌ای‌که  در  میان  همه‌ي  آفریده‌های ‌گوناگون  و  دارای  قالبها  و  سرشتهای  مختلف  او  را  ممتاز  و  برجسته  می‌گرداند،  و  بزرگ‌ترین  هدف  انسان  بر  روی  زمین  را  این  می‌سازدکه  بر  دشمن  خود  شیطان  پیروزگردد،  و  بدین  وسیله  بر  بدیها  و  زشتیها  و  ناپـاکیها  فائق  آید،  و  ارکان  و  اصول  خیر  و  خوبی  و  دلسوزی  و  پاکی  را  استوار  و  پایدار  سازد.

قرآن  پس  از  این  نگرش  به  بیان  حقیقت  عیسی  علیه السلام  و  حقیقت  چیزی‌که  با  خود  آورده  است  برمی‏گردد،  و  بیان  می‌دارد  پیش  از  او  و  بعد  از  او  قوم  او  چگونه  اختلاف  پیدا  کرده‌اند:

 (وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (63) إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ (64) فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ (65)     .

هنگامی  که  عیسی  با  در  دست  داشتن  معجزات  آشکار  و  آیات  روشن  (‌به  پیش  بنی‌اسرائیل‌)  آمد،  گفت‌:  من  شریعت  حکیمانه‌ای  را  (‌در  باره‌ي  مبدا  و  معاد  و  نیازهای  زندگی  بشر)  برای  شما  آورده‌ام‌،  و  آمده‌ام  تا  برایتان  برخی  از  امور  (‌دینی‌)  را  روشن  گردانم  که  در  آنها  اختلاف  می‌ورزید.  پس  از  خدا  بترسید  و  از  من  پیروی  کنید.  به  طور  قطع  خداوند  پروردگار  من  و  پروردگار  شما  است‌،  پس  او  را  پرستش  کنید،  راه  راست  این  است‌.  گروهها  و  دسته‌ها(‌ی  اهل  کتاب  نسبت  به  عیسی‌)  در  میان  خود  به  اختلاف  پرداختند  (‌و  هریک  او  را  به  نامی  خواندند  و  راه  افراط  و  تفریط  در  پیش  گرفتند)‌.  وای  بر  کسانی  که  ستم  کردند!  چه  عذاب  دردناکی  در  روز  قیامت  گریبانگیرشان  می‌گردد! . 

عیسی  برای  قوم  خود  دلائل  و  براهین  روشنی  را  بـه  ارمغان  آورد،  اعم  از  خوارق  و  معجزاتی‌که  بر  دست  او  انجام‌گرفت‌،  وکلمات  و  سخنان  و  رهنمودها  و  رهنمونهائی‌که  به  راه  راست  ارشاد  نمود.  به  قوم  خود  گفت‌:

(قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ).

 من  شریعت  حکیمانه‌ای  را  (‌در  باره‌ي  مبدا  و  معاد  و  نیازهای  زندگی  بشر)  برای  شما  آورده‌ام‌.

کسی  هم  حکمت  و  فرزانگی  بدو  داده  شده  باشد،  خیر  و  خوبی  زیادی  بدو  داده  شده  است‌،  و  از  لغزش  و  یاوه‌سرائی  در  امان  می‌ماند،  هم  بدانگونه  که  ازکوتاهــی  و  قصور  در  امان  مـی‌ماند،  و  مطمئن  می‌گرددکه  گامهایش  را  در  راه  هماهنگ  و  همآوا  برمی‏دارد،  و  در  پرتو  نور  و  روشنائی  حرکت  می‌کند.  عیسی  آمده  بود  تا  برای  آنان  برخی  از  چیزهائی  را  روشن  سازدکه  در  آنها  اختلاف  پیدا  کرده  بودند.  ایشان  در  موارد  زیادی  از  شریعت  موسی  علیه السلام  اختلاف  نظر  پیداکردند،  و  به  دسته‌هائی  و  ملتهائی  تقسیم  و  تبدیل  شدند.  ایشان  را  به  ترس  و  هراس  از  خدا،  و  به  اطاعت  از  خود  در  چیزهائی  که  از  سوی  خدا  برایشان  آورده  بود،  دعوت‌کرد.  توحید  و  یگانه‌پرستی  خالص  و  بدون  شک  و  شبهه  و  پیچیدگی  را  آشکارا  فریاد  زد  و  اعلام  داشت‌:

 (إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ).

به  طور  قطع  خداوند  پروردگار  من  و  پروردگار  شما  است‌،  پس  او  را  پرستش  کنید.

قرآن  نفرموده  است‌:  عیسی  خدا  است‌.  ونفرموده  است‌:  عیسی  پسر  خدا  است‌.  اشاره نزدیک  یا دوری  هم  نفرمو‌ده  است‌که  عیسی  پيوندی  با  پروردگارش  دارد،  جز  این‌که  از یک  سوعیسی  پيوند عبو‌دیت  و  بندگی  با  خدا  دارد،  و  از  دیگر  سو  خدا که  پـروردگار  همگان  است  پيوند  ربوبیت  و  خداوندگاری  با  عیسی  دارد.  بدیشان  گفتـه  است‌:  این  راه  راست  ودرستی  است  وهیچ‌گونه  کـجی  وکژی‌،  و  هیچ‌گونه  لغـزش  وگمراهی  در  آن  نیست‌.  ولیکن‌ کسانی‌که  پس  از  او  آمده اند  اختلاف  ورزیده‌اند  و  به  دسته‌ها  وگروه‌هائی  تقسیم گرديده‌اند،  بدان‌سان ‌که  کسانی‌که  پیش  از  او  بو‌ده‌اند  اختلاف  ورزیده‌اند  و  به  دسته‌ها  وگروه‌هائی  تقسیم گرديده‌اند‌.  ستمگرانه  اختلاف  ورزیده‌اند  بدون  این‌که  حجت‌و  برهانی  و  شبهه  و گمان