 أحب أن يعبد من دون الله فهو مع من عبده . فإنهم إنما يعبدون الشيطان ومن أمرهم بعبادته). ‌ 

 (‌هرکس‌که  دوست  داشته  باشد  بجز  خدا  او  هم  پرستیده  شود،  او  باکسی  همراه  خواهد  بودکه  او  را  می‌پرستد.  چه  چنین‌کسانی  در  حقیقت  شیطان  را  وکسی  را  می‌پرستند  که  شیطان  ایشان  را  به  پرستش  او  دستور  داده  است‌).

آن‌گاه  ایزد  متعال  نازل  فرمود:

  (إن الذين سبقت لهم منا الحسنى أولئك عنها مبعدون).

آنان  که  (‌به  خاطر  ایمان  درست  و  انجام  کارهای  خوب  و  پسندیده‌)  قبلا  بدیشان  وعده‌ي  نیک  داده‌ایم‌،  چنین  کسانی  از  دوزخ  (‌و  عذاب  آن‌)  دور  نگاه  داشته  می‌شوند.(انبیاء/101)

  یعنی  عیسی  و  عزیر  وکسانی‌که  از  پیشوایان  و  دیرنشینانی  که  از  خداوند  بزرگوار  اطاعت  کرده‌اند  و  مرده‌اند،  وگمراهان  بعدها  ایشان  را  بجز  خدا  خداوندگاران  و  پروردگارانی  بشمار  آورده‌اند،  چنین  کسانی‌گناهی  متوجه  ایشان  نیست  و  از  دوزخ  دور  نگاه  داشته  می‌شوند.  آیاتی  در  باره ‌کار  عیسی  -  علیه  الصلاه  و  السلام  -‌و  پرستش  او  با  خدا  نازل‌گردید.  ولید  و  حاضران  مجلس  از  استدلال  و  جدال  او  تعجب  کردند: 

(وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ (57).    

 هنگامی  که  فرزند  مریم  به  عنوان  مثال  ذکر  شد،  قوم  تو  از  آن  خندیدند  و  سر  و  صدا  به  راه  انداختند.

به سبب  آن‌،  ازکار  تو  رویگردان  می‌شوند  .  .  .

صاحب  تفسیرکشاف  زمخشری  در  تفسیر  خود  ذکرکرده  است‌:  (‌وقتی  که  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم    برای  قریشیان تلاوت  فرمود:

 (إنكم وما تعبدون من دون الله حصب جهنم).  

 شما و چیزهائی که جز خدا می پرستید هیزم  دوزخ  خواهید  بود.(انبیاء/98)  از  این‌گفته  سخت  خشمگین  شدند.  عبدالله  پسر  زبعری  گفت‌:  آیا  این  آیه  تنها  در  باره  ما  و  الهه  و  معبودهای  ما  است  و  بس،  یا  شامل  جملگی  ملتها  است‌؟  پیغمبر   صلی الله علیه و سلم    فرمود:

 (هو لكم ولآلهتكم ولجميع الأمم).

این  حکم‌،  شامل  شما  و  الهه  و  معبودهای  شما،  و  همه‌ي  ملتها  است‌.

عبدالله  پسر  زبعری‌گفت‌:  به  خداوندگار کعبه  سوگند  بر  تو  دست  یافتم  و  چیره  شدم‌!  مگر  توگمان  نمی‌بری‌که  عیسی  پسر  مریم  پیغمبر  است‌،  و  او  را  و  مادرش  را  می‌ستائی‌؟  توکه  می‌دانی  مسیحیان  عیسی  و  مریم  را  می‌پرستند؟  عزیر  پرستیده  می‌شود؟  فرشتگان  پرستش  می‌گردند؟  اگر  اینان  به  دوزخ  می‌افتند  ما  راضــی  هستیم  که  ما  و  الهه  و  معبودهایمان  با  ایشان  باشیم!  قریشیان  شاد  شدند  و  خندیدند.  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم   ساکت  شد.  خداوند  بزرگوار  نازل  فرمود:

 (إن الذين سبقت لهم منا الحسنى...).

آنان  که  (‌به  خـاطر  ایمان  و  انجام  کارهای  خوب  و  پسندیده‌)  قبلا  بدیشان  وعده‌ي  نیک  داده‌ایم ...(انبیاء/101)

    معنی  چنین  است‌:  وقتی‌که  عبدالله  پسر  زبعری  عیسی  پسر  مریم  را  مثال  زد،  و  با  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم    جدال  پرداخت  و  پرستش  مسیحیان  برای  عیسی  را  ذکرکرد.

 (إِذَا قَوْمُكَ ).   ناگهان  قوم  تو  ...  .

یعنی  قریشیان‌،  از  این  مثال‌:

‌ (يَصِدُّونَ).  می‌خندند.سروصدا  به‌راه  می‌اندازند.  رویگردان  می‌شوند.

یعنی  سرو صدا  و غوغای  آنان  بلند  می‌شود،  به  سبب  شادمانی  و  خـوشحالی  و  خندیدن  از  این‌که  سکوت  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم  ‌را  درمباحثه  و  مجادله  می‏بینند.  همچنین  سر  و  صدا  و  غو‌غای  قریشیان  بلند  شد  وقتی‌که  ازذکر  حجت  و  برهان  درمانده  شدند  و  مغلوب  استدلال  گردیدند.کسانی‌که  (يَصِدُّونَ)    را  با  ضمّه  خــوانده‌اند  آن  را  از  صدود  به  معنی  رویگردانی‌ گرفته‌اند.  یعنی  به  خاطر  این  مثال  از  حق  روی  بگردانند  و  بدان  پشت  بکنند.  این  فعل  از  صدید  است‌که  به  معنی  جبه  است‌.  یعنی  جامه  بر  سر  می‌کشند.  این  دو  تلفظـهای گو‌ناگون  هستند،  بسان‌:  يعكُف ويعكِف ‌،  و  واژگان  دیگری  بسان  آن  دو:

 (وقالوا أآلهتنا خير أم هو؟).

(‌مشـرکان  ادامه  دادند)  و  گفتند:  آیا  (‌به  نظر  شما) معبودهای  ما  بهترند  یا  عیسی‌؟‌.

مرادشان  این  است‌که  الهه  و  معبودهای  ما  به  عقیده‌ي  تو  بهتر  از  عیسی  نیستند.  وقتی‌که  عیسی  از  جمله‌ي  آتشگیره  و  هیزم  آتش  دوزخ  است‌،‌کار  الهه  و  معبودان  ساده  است!)‌‌.

صاحب‌کشاف  ذکر  نکرده  است‌که  این  روایت  را  ازکجا  برگرفته  است‌.  این  روایت  در  مجموع  با  روایت  ابن‌اسحاق  متفق  است‌.

از  این  دو  روایت ‌کجرفتاری  در  مجادله‌،  و  ستیزه‌گـری  در  مباحثه،  پدیدار  و  نمودار  می‌آید.  همچنین  پـیدا  و  هویدا  می‌گرددکه  قرآن  در  باره  سرشت  آن  قوم  می گوید،  آنجاکه  می‌فرماید:

 (هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ (58) . 

بلکه  ایشان  گروهی  کینه‌توز  و  پرخاشگرند  (‌و  برای  مبارزه‌ي  با  تو  و  جلوگیری  از  حـق‌،  به  استدلال  باطل متوسل  می‌شوند) .

آنان  سخت‌کینه‌توز  و  یاوه‌گو  هستند.  چه  ایشان  هرچه زودتر  درک  و  فهم  می‌کنند  چیزی  راکه  مراد  قرآن  است  و  چیزی  راکه  مـقصود  پیغـمـبر  صلی الله علیه و سلم  است‌،  ولی  آن  را  هیچ  می‌دهند  و  از  راستای  هدف‌کج  می‌کنند،  و  به  دنبال  شبهه‌ای  می‌روندکه  در  سخن  می‏یابند،  و  از  راه  آن  به  دشمنانگی  مجادله‌ای  وکینه‌توزی  مـباحثه‌ای  گرفتار  می‌آیندکه  زیان  هـمچـون ‌کاری  را  می‌بیندکسی‌که  اخلاص  نداشته  باشد،  وبه  ترک‌راستی  ودرستی بگو‌ید،  و  با  حق  و  حقیقت  بجنگد،  ودنبال  شبهه‌ای  بگرددکه  در  واژه‌ای  یا  عبارتی  بیابد،  و  یا  راهــی  برای  مخالفت  با  حق  و  حقیقت  پیداکند!  بدین  خاطر  است‌که  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم   از  مجادله  و  مباحثه‌ای  نهی  فرموده  است  و  سختگیری ‌کرده  است‌که  مراد  از آن  روشن  شدن  حق  و  حقیقت  نباشد.  بلکه  مـقصود  از  آن  تنها  غلبه  پیداکردن  و  چیره  شدن  باشد  هرگو‌نه  و  از  هر  راهی‌که  دست  بدهد.  ابن‌جریرگفته  است‌:  ابوکریب‌،  و  احمد  پـسر  عبدالرحمـن  برایمان  از  عباده‌،  و  او  از  جعفر،  و  او  از  قاسم‌،  و  وی  از  ابوامامه رضی الله عنه  روایت  کرده‌اند  که  ابوامامه  گفته  است‌:  پیغمبر  خدا   صلی الله علیه و سلم  به  نزد  مردم  آمد،  در  حالی که  آنان  در  باره  قرآن کشمکش  و  بگو  مگو  داشتند.  سخت  خشمگین  شد،  تا  بدان  اندازه‌که  انگار  بر  رخساره‌اش  

سرکه  پاشیده  شده  است‌.  سپس  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    فرمود: 

  (لا تضربوا كتاب الله بعضه ببعض . فإنه ما ضل قوم قط إلا أوتوا الجدل).

بخشی  از  کتاب  خدا  را  با  بخشی  دیگر  به  هم  نزنید.  چه  قومی  هرگز  گمراه  نگردیده  است  مگر  این  که  به  جدال  و  ستیز  پرداخته  است‌.

سپس  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  این  آیه  را  خواند:

 (مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ (58).

 آنان  این  مثال  را  جز  از  روی  جدال  بیان  نم