ره‌، پیرامون محور اصیل خود، در پنج مرحله ساری و جاری می‌گردد:

ا- مرحله اول دربردارنده اعلان قاطعانه‌ای است که سوره با آن می‌آغازد، و به دنبال آن حد زنا، و رسوا کردن این کار، و قطع پیوند میان زناکاران وگروه مسلمانان قرار می‌گیرد، وگروه مسلمانان از جماعت زناکاران‌، و جماعت زناکاران ازگروه مسلمانان شمار نمی‌آیند. آن‌گاه حد تهمت زنا و علت سختگیری در آن بیان می‌شود، و همسران از این حد مستثنی می‌گردند و با قانون لعن و نفرین‌، یعنی ملاعنه از یکدیگر جدا می‌گردند و هریک سر خود می‌گیرد و به راه خود می‌رود. سپس داستان افک ذکر می‌گردد ... این مرحله با بیان همگونی و همسوئی مردان ناپاک با زنان ناپاک‌، و همگونی و همسوئی مردان پاک با زنان پاک‌، و با عشق و علاقه‌ای‌که اینان را با آنان پیوند می‌دهد، پایان می‌پذیرد.

٢- مرحله دوم به ذکر وسیله‌ها و راه‌های پیشگیری از گناه می‌پردازد، و بیان می‌دارد که چگونه خویشتن را باید از اسباب و علل فریبکاری وگمراهسازی به دور داشت و به دام نفس امّاره و اهریمن مکاره نیفتاد. این مرحله آغاز می‌گردد با ذکر آداب و رسوم خانه و خانواده‌، و اجازه گرفتن برای ورود به منازل دیگران‌، و دستور به دوری از نظرکردن و نگریستن به نامحرمان‌، و نهی‌کردن از پدیدار ساختن زینت بدن در حضور نامحرمان‌، و تشویق و ترغیب‌کردن به شوهر دادن بیوه زنان‌، و برحذر داشتن از وادارکردن دختران به زناکاری و فاحشه‌گری ... همه اینها اسباب و علل پیشگیری است و پاکی و پاکدامنی را در جهان درون و احساس و شعور، تضمین می‌کند، و انگیزه‌هائی را از میان می‌برد که امیال حیوانی را به تکان و هیجان درمی‌آورد، و بر اعصاب کسانی فشار وارد می‌آورد که پاکی و پرهیزگاری می‌کنند، بدان‌گاه‌که با عوامل تحریک و گمراهی وگمراهسازی مقاومت می‌ورزند و می‌رزمند.

٣-‌ مرحله سوم در وسط مجموعه آداب و رسومی قرار می‌گیردکه این سوره آنها را دربر می‌گیرد، و آنها را به نور خدا مربوط می‌سازد. از پاک‌ترین خانه‌هائی صحبت می‌کند که مومنان آنها را تعمیر و آبادان می‌سازند. دراصل همچون خانه‌هائی با آداب و رسوم اسلامی آباد می‌گردد و رونق می‌گیرد ... در سوی دیگری کسانی هستندکه کفر را برگزیده‌اند و اعمالشان به سرابی می‌ماند که درخشش دروغینی دارد، یا افعالشان به تاریکیهائی می‌ماند که تکه‌ها و قطعه‌های آن یکی بالای دیگری انباشته و اندوده گردیده است‌. سپس از الطاف و عنایاتی پرده برمی‌دارد که در پرتو نور یزدان در آفاق جهان است‌: در تسبیح و تقدیس همه موجود کیهان برای یزدان‌، در راندن ابرها، در پدید آوردن شب و روز و دگرگونی آنها، و در آفرینش هر موجود زنده‌ای از آب ... آن‌گاه اختلاف شکل و وظائف و انواع و اجناس آنها مطرح می‌شودکه در صفحات جهان به چشمان درونها و بیرونها نشان داده می‌شود.

٤- مرحله چهارم از مراعات نکردن ادب لازم منافقان با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم)‌ در اطاعت و داوری‌، صحبت می‌کند، و ادب مخلصانه و اطاعت بدون چون و چرای مومنان را به تصویر می‌کشد، و در برابر این ادب مخلصانه و اطاعت بدون چون و چرا، خلافت در زمین‌، و استقرار در دین‌، و پیروزی برکافران را بدیشان وعده می‌دهد.

٥- مرحله پنجم به آداب و رسوم اجازه‌گرفتن‌، و مهمانی نزدیکان و خویشاوندان و دوستان در منازل برمی‌گردد. درکنار آداب مهمانی به آداب جملگی‌گروه مسلمانان به عنوان یک خانواده با رئیس و مربی خود - پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) - می‌پردازد.

این سوره با اعلان مالکیت یزدان بر همه چیزهائی‌که در آسمانها و زمین است‌، و علم و آگاهی ایزد جهان بر واقعیت مردمان‌، و بر رازها و رمزهای نهان در زوایای وجودشان‌، و برگشت مردمان به سوی خداوند سبحان‌، و حساب و کتاب‌گرفتن از ایشان در تمام چیزهائی که از آنان می‌داند و سراغ دارد، و ایزد متعال بر همه چیز آگاه و مطلع است ... به پایان می‌رسد.

اکنون به شرح و بسط می‌پردازیم‌:

(سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ).

(‌این‌) سوره مهمّی است که ما آن را وحی کرده‌ایم و (‌احکام‌) آن را واجب نموده‌ایم و آیه‌های واضحی (‌و دلائل روشنی که دال بر قدرت و یگانگی یزدان‌، و آسمانی بودن قرآنند) در آن فرو فرستاده‌ایم‌، تا این که پند گیرید.

سرآغاز شگفت و شگرفی در سراسر قرآن است‌. واژه «‌فرضناها: آن را واجب نموده‌ایم‌» در این سرآغاز تازگی دارد. تا آنجاکه ما می‌دانیم مقصود از این واژه‌، تاکید بر دریافت و پذیرش همه چیزهائی است‌که در این سوره مذکور است و باید همه را یکسره و یکسان دریافت و پذیرفت‌. چه وجوب و لزوم آداب و اخلاق در سوره همچون وجوب و لزوم حدود و عقوبات است‌. این آداب و اخلاقی‌که در فطرت متمرکز و جایگزینند، و آداب و اخلاقی‌که مردمان تحت تاثیر فریبها و کجرویها آنها را فراموش می‌کنند و پشت‌گوش می‌اندازند، این آیه‌های روشن و روشنگر، آنها را بدیشان تذکر می‌دهد و یادآوری می‌کند، و آنان را به منطق روشن و آشکار فطرت برمی‌گرداند.

*
این سرآغاز نیرومند و روشن و قاطع‌، بیان حد زنا را دنبال می‌گیرد، و از رسوائی این عمل پلشت سخن می‌گوید، عمل پلشتی که پیوندها و ارتباطهای موجود میان کننده این کار زشت و میان ملت مسلمان را می‌گسلد:

(الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. الزَّانِي لا يَنْكِحُ إلا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُهَا إِلا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ).

(‌از جمله احکام سوره‌، یکی این است که‌) هر یک از زن و مرد زناکار (‌مومن‌، عاقل‌، حر، و ازدواج ناکرده‌) را صد تازیانه بزنید و در (‌اجراء قوانین‌) دین خدا رافت (‌و رحمت کاذب‌) نسبت بدیشان نداشته باشید، اگر به روز قیامت ایمان دارید، و باید گروهی از مومنان بر (‌اجراء حکم ناظر، و به هنگام زدن تازیانه‌ها و) شکنجه ایشان حاضر باشند. مرد زناکار (‌پیش از دست کشیدن از کار پلشت زنا، و توبه کردن از آلوده دامانی‌) حق ندارد جز با زن زناکار (‌فاحشه‌ای که از عمل زشت فاحشه‌گری دست نکشیده و از آلوده دامانی توبه نکرده باشد) و یا با زن مشرک (‌و کافری که هنوز بر شرک و کفر ماندگار باشد) ازدواح کند، همانگونه هم زن زناکار (‌پیش از دست کشیدن از کار پلشت زنا و توبه از آلوده‌دامانی‌) حق ندارد جز با مرد زناپیشه (‌ماندگار بر زناکاری و توبه ناکرده از آلوده دامانی‌) و یا با مرد مشرک (‌و کافری که هنوز شرک و کفر را رها نکرده باشد) ازدواج کند. چرا که چنین (‌ازدواجی‌) ب