نفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (39) .   

  هرگز  این  گفتگوها  امروز  به  حال  شما  سودی  نمی‌بـخشد،  چرا  که  شما  ستم  کرده‌اید،  و  حق  این  است  که  همگی  در  عذاب  دوزخ  مشترک  باشید.

عذاب‌کامل  است‌.  شرکت  در  عذاب  از  عذاب  نـمی‌کاهد.  شریکان  آن  را  میان  خو‌د  نـمی‌توانند  تقسیم  بکنند  تا  بدین  وسیله  عذاب  هریک  سبکتر  شود  و  عقاب‌کاهش  یابد!
*
بدین  هنگام  قرآن  از  اینان  منصرف  می‌شود،  و  ایشان  را  در  صحنه‌ي  بد  و ناگو‌ارشان  به  حال  خودشان  رها  می‌کند،  وبه  ترک  ایشان  می‏‎گوید  تا  یکدیگر را  سرزنش‌کنند  و  به  هـمدیگر  بد  و  بیراه  بگویند  و  دشنام  دهند.  روی  سخن  را  به  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  ‌می‌کند  و  او  را  از  این  سرنوشت  بدی‌که  دسته‌ای  از  انسانها  بدان  رسیده‌اند  دلداری  می‌دهد،  و  از  این‌که  چنین‌کسانی  از  او  روی  می‏‎گرداند  وبه  چیزی  ایمان  نـمی‌آورند که  با  خـود  به  ارمغان‌آورده  است‌،  او  را  نوازش  می‌نماید  و  از  او  غمـزدائی  می‌کند.  او  را  بر  حق  و  حقیقتی  ثابت  و  استوار  می‌داردکه  بدو  وحی‌گردیده  است  و  پیام  شده  است‌،  همان  حق  و  حقیقتی‌که  ثابت  و  استوار  است  و  از  قدیم  و  دیرباز  ادامه  و  استمرار  داشته  است‌،  در  رسالت  هر  پیغمبری ‌که  به  میان  مردمان  روانه‌گردیده  است‌:

 أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (40) فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ (41) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ (42) فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (43) وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ (44) وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (45)  

آیا  تو  می‌توانی  سـخـن  خود  را  به  گوش‌ کران  برسانی‌؟  و  یا  این  که  کوران  وکسـانی  را  که  درگمراهی  آشکاری  هستند،  رهنمود  گردانی؟  هرگاه  تو  را  بمیرانیم  و  از  میان  برداریم  (‌و  ناظر  بر  مجازات  ایشان  نباشی‌)  قطعاً  ما  از  آنان  انتقام  خواهیم  گرفت  (‌و  به  مجازاتشان  خواهیم  رساند)‌.  یا  (‌اگر  زنده  بمانی‌)  آنچه  را  از  عذاب  بدیشان  وعده  داده‌ایم‌،  به  تو  نشان  خواهیم  داد.  زیرا  ما  بر  آنان  مسلط  و توانائیم‌. محکم ‌چنگ  بزن  بدان  چیزی  که‌به  تو  وحی  شده  است‌.  چرا که  تو قطعا  بر  راه  راست  قرار  داری‌.  و  قرآن  مایه‌ي  بیداری  تو  و  قوم  تو  است‌،  و  از  شما  (‌در  باره‌ي  این  برنامه‌ي  الهـی‌)  پـرسیده  خواهد  شد.  از  (‌پیروان  راستین‌)  انبیای  پیشین  ما  بپرس  که  آیا  ما معبودهائی  بجز  خدا  را  برای  پرستش  شـدن  پدیدار  کرده‌ایم‌؟‌.

این  معنی  در  قرآن  تکرار  می‏‎گردد  برای  دلداری  و  دلجوئی  از  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم  ‌و  برای  بیان  و  توضیح  سرشت  هدایت  و  ضلالت‌،  و  برگشت  دادن  آن  دو  به  اراده  و  مشیت  و  تدبیر  و  تقدیر  خداوند  یگانه‌،  و  برای  اخراج  آن  دو  از  دائره‌ي  وظیفه‌ي  پیغمبران  -‌علیهم‌الصلاه ‌و  السلام  -‌و  قرار  دادن  مرزهائی‌که  میان  جولانگاه  قدرت  محدود  بشری،  حتی  در  بالاترین  درجه‌ي  خودکه  درجه  نبوت  است‌،  و  میان جو‌لانگاه  قدرت  مطلق  خداکه  آزاد  و  رها  از  حدود  و  ثغو‌ر  است‌،  فاصله  و  جدائی  بیندازد،  و  برای  تثبیت  معنی  توحید  به  صورتی  از  دقیق‌ترین  صورتهای  توحید،  و  در  جایگاهی  از  لطیف‌ترین  جایگاه‌های  آن‌:

 (أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (40).

آیا  تومی‌توانی  سخن  خود  را  به  گوش‌ کران  برسانی‌؟  و  یا  این  که  کوران  وکسانی  را  که  درگمراهی ‌آشکاری  هستند،  رهنمود  گردانی‌؟‌.

آنان‌که  نه‌کرند  و  نه‌کور،  ولیکن  بر  اثرگمراهی‌،  و  سود  نبردن  از  ندای  به  سوی  هدایت‌،  و  استفاده  نکردن  از  دلائل  هدایت‌،  به  کـران  وکوران  می‌مانند.  وظیفه‌ي  پـیغمبر  صلی الله علیه و سلم  ‌این  است  بشنواندکسی  راکه  می‌شنود،  و  هدایت  دهد کسی  راکه  می‏‎بیند.  وقتی‌که  آنان  اندامهای  خود  را  تعطـیل  می‌کنند  و  بیکاره  می‌نمایند،  و  سوراخهای  ایشان  و  ارواحشان  را  می‌بندند،  دیگر  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    نـمـی‌تواند  راهی  برای  هدایتشان  پیداکند  و  ایشان  را  رهنمود‌ گرداند.  در  این  صورت  ضلالـت  و  گمراهـی  آنان  بدو  زیانی  نمی‌رساند  و  درقبال  ویلانی  و  سرگردانی  ایشان  مسوولیت  ندارد.  چراکه  او  وظیفه‌ي  خو‌د  را  انجام  داده  است‌،  وظیفه‌ای  که  توانائی  آن  را  دارد.  بعد  از  ادای  وظیفه‌ي  محدود  پیغـمـبر  صلی الله علیه و سلم    خدا  خودش‌ کار  را  بر  عهده  می‌گیرد:

(فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ (41) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ (42). 

هرگاه  تو  را  بمیرانیم  و  از  میان  برداریم  (‌و  ناظر  بر  مجازات  ایشان  نباشی‌)  قطعاً  ما  از  آنان  انتقام  خـواهیم  گرفت  (‌و  به  مجازاتشان  خواهیم  رساند)‌.  یا  (‌اگر  زنده  بمانی‌)  آنچه  را  از  عذاب  بدیشان  وعده  داده‌ایم‌،  به  تو  نشان  خواهیم  داد.  زیرا  ما  بر  آنان  مسلط  و  توانائیم‌.  کار  از  این  دو  حالت  خارج  نیست‌.  وقتی‌که  خدا  پیغمبر  خـود  صلی الله علیه و سلم  ‌را  بمیراند  و  از  دنیا  ببرد،  خود  خدا  عهده‌دار  انتقام گرفتن  از  تکذیب‌ کنندگان  می‌شود.  اگر  هم  خدا  مقدر  فرموده  باشد که  به  زندگی  ادامه  دهد  تا  تحقق  پیدا  کند  و  پیاده  شود  آنچه  ایشان  را  از  آن  می‌ترساند،  خدا  بر  تحقق  بخشیدن  و  پیاده ‌کردن  تهدید  و  بیم  توانا  است‌،  و  آنان  نـمی‌توانند  خدا  را  عاجز  و  درمانده ‌کنند.  برگشت  کار  به  اراده  و  مشیت  یزدان  و  قدرت  او  در  هر دو  حالت  است‌.  خدا  صاحب  دعوت  است‌،  و  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم   بجز فرستاده‌ای  نیست‌   .

(فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (43).   

محکم  چنگ  بزن  بدان  چیزی  که  به  تو  وحی  شده  است‌.  چرا  که  تو  قطعاً  بر  راه  راست  قرار  داری‌.

ثابت  و  استوار  بمان  و  چيزی‌که  بر  آن  و  درآن  هستی‌،  و  راه  خـود  را د‌ر پیش  بگیر  و  برو،  و  بدیشان  توجه  مکن  و  اهمیت  مده‌که  چه ‌کرده‌اند  و  چه  می‌کنند.  با  اطمینان  خاطر  راه  خود  را  در  پیش  بگیر  و  برو.

(إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (43) . 

تو  قطعاً  بر  راه  راست  قرار  داری‌.

راه  راست‌،  تو  را  به‌کژراهه  نـمی‌افکند،  و  منحرف  نمی‏گردد  وکناره  نمی‌رود  و  پرت  و  پلا  نــمی‌شود.  این  عقیده  با  حقیقت  بزرگ  جهان  پيوند  دار