رآن  بیان  می‌داردکه  آخرت  برابر  حکم  پروردگارت  متعلق  به پرهیزگاران  است‌.  دنباله  سخن  را  می‌گیرد  و  سرنوشت  کسانی  را  بیان  می‌داردکه  همچون‌کالاها  و  متاعهائی  را  به  دست  می‌آورند،  و  از  یاد  خدا  غافل  و  بی‌خبرند،  و  از  طاعات  و  عبادات  رویگردانند،  طاعات  و  عباداتی  که  انسانها  را  شایسته‌ي  رزق  و  روزی  آخرت  می‌سازد،  و  آخرت  برای  پرهیزگاران  آماده  گردیده  است‌:

(وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36) وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (37) حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ (38) وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (39).  

هرکس  از  یاد  خداغافل  و  روگردان  شود،  اهریمنی  را  مامور  او  می‌سازیم‌،  و  چنین  اهریمنی  همواره  همدم  وی  می‏‎گردد  (‌و  گمراه  و  سرگشته‌اش  می‌سازد)‌.  شیاطین  این  گروه  را  از  راه  (‌خدا)  بازمی‌دارند  و  (‌به  گونه‌ای  گمراهی  را  در  نظرشان  می‌آرایند  که‌)  گمان  می‌کنند  ایشان  هدایت‌ یافتگان  حقیقی  هستند.  تا  آنگاه  که  چنین  کسی  (‌همراه  با  چنان  اهریمنی‌،  در  قیامت‌)  به  پیش  ما  می‌آید،  رو  بدین  همنشین  نفرت‌انگیز  می‌کند  و  نادمانه‌)  می‌گوید:  کاشکی‌!  میان  من  و  تو،  به  اندازه‌ي  مشرق  و  مغرب  فاصله  بود!  (‌ای  وای  من‌!)  چه  همدم  و  همنشین  بدی  است‌!  هرگز  این  گفتگوها  امروز  به  حال  شما  سودی  نمی‌بخشد،  چرا  که  شما  ستم  کرده‌اید،  و  حق  این  است  که  همگی  در  عذاب  دوزخ  مشترک  باشید.

(‌عشی‌‌)‌:‌کم‌سو  شدن  چشم.  چشم  تنبلی.  شب‌کوری  .  .  .  این  امور  وقتی  پیش  می‌آیدکه  چشم  با  نور  درخشان  و  شدیدی  رویاروی  شود،  و  چشم  نتواند  بدان  خیره‌گردد.  یا  وقتی  این  امور  پیش  می‌آید که  تاری  شب  درمی‌رسد  و  چشم  ضعیف  در  تاریکی  نمی‌تواند  اشیاء  را  تشخیص  دهد. گاهی  هم  این  امور  براثر  بیماری  ویژه‌ای  به  چشم  دست  می‌آید.  در  اینجا کوردلی  و گمراهی  و  رویگردانی  از  یاد  خداوند  مهربان،  و  غفلت  دل  و  درون  از  وجود  خدا،  و  فراموش‌کردن  این‌که  خدا  او  را  زیر  نظر  دارد  و  پیوسته  او  را  می‌پاید،  مراد  است‌. 

(وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36) .  

هرکس  از  یاد  خداغافل  و  روگردان  شود،  اهریمنی  را  مامور  او  می‌سازیم‌،  و  چنین  اهریمنی  همواره  همدم  وی  می‏‎گردد  (‌و  گمراه  و  سرگشته‌اش  می‌سازد) .

اراده  و  مشیت  خدا  بر  این  بوده  است‌که  خلقت  و  آفرینش  انسان  چنین  باشد.  و  مقتضی  این  بوده  است‌که  هروقت  دل  انسان  از  یاد  خدا  غافل  می‌شود  شیطان  بدو  راه  پیدا  می‌کند،  و  همدم  بدی  برای  او  تـرتیب  داده  می‌شود.  این  همدم  بد  به  وسوسه‌کردن  او  می‌پردازد،  و  بدی  را  برایش  می‌آراید.  این  شرط  و  جواب  شرط  در  اینجا  در  آیه‌،  بیانگر  این  اراده  و  مشیت  کلی  ثابتی  هستندکه  به  محض  تحقق  یافتن  سبب‌،  نتیجه  تحقق  پیدا  می‌کند،  بدان‌گونه‌که  خدا  برابر  علم  خود  مقرر  و  معین  فرموده  است‌.

وظیفه‌ي  شیاطین  همدم  این  است‌که  انسانهای  همدم  خود  را  از  راه  خدا  بازدارند،  در  حالی‌که  همچون  انسانهائی  گمان  می‌برندکه  آنان  راهیاب  و  هدایت‌یافته  هستند:

 (وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ (37).

شیاطین  این  گروه  را  از  راه  (‌خدا)  بازمی‌دارند  و  (‌بـه  گونه‌ای  گمراهی  را  در  نظرشان  می‌آرایند  که‌)  گمان  می‌کنند  ایشان  هدایت‌ یافتگان  حقیقی  هستند.

این  بدترین‌کاری  است‌که  همنشینی  با  همنشین  خود  می‌کند.  این‌که  او  را  از  راه  یگانه‌ي  راست  و  درست  بازدارد،  سپس  او  را  رها  نکند  بیدار  شود  و  به  خود  آید،  یاگمراهـی  برطرف  شود  و  او  از  سرگشتگی  دست  بکشد  و  برگردد.  بدو  چنین  تفهیم‌کند  و  به  دلش  الهام‌کندکه  او  در  راه  راست  و  درست  حرکت  می‌کند!  تا  آن‌گاه‌که  به  سرنوشت  دردناک  برخورد  می‌کند  وگرفتار  می‌آید.  تعبیر  سخن  با  فعلهای  مضارع‌:

 (‌لیصدونهم‌:  شیاطین  کفار  را  بازمی‌دارند‌)  .  .  .  

‌(یحسبون‌:‌گمان  می‌برند)‌.  این  را  به  تصویر  می‌کشدکه  چنین‌کاری  برجا  و  بردوام  و  مستمر  است  و  به  چشمها  نشان  داده  می‌شود  و  دیگران  آن  را  مشاهده  می‌نمایند.  ولی  گمراهانی‌که  به  سوی  دام‌،  بی‏خبر  و  ناآگاه  حرکت  می‌کنند،  چنین  کاری  را  نمی‏بینند.آن‌گاه  فرجام  کار  ناگهان  درمی‌رسد،  در  حالی  که  آنان  سرگردان  و  حیران  و  ویلان  مـی‌روند،  یقه  ایشان  را  می‌گیرد:

حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ (38)   

تا  آنگاه  که  چنین  کسی  (‌همراه  با  چنان  اهریمنی‌،  در  قیامت‌)  به  پیش  ما  می‌آید،  رو  بدین  همنشین  نفرت‌انگیز می‌کند  و  نادمانه‌)  می‌گوید:  کاشکی‌!  میان  من  و  تو  به  اندازه‌ي  مشرق  و  مغرب  فاصله  بـود!  (‌ای  وای  من‌!)  چه  همدم  و  همنشین  بدی  است!‌.

بدین‌گونه  ما  در  یک  لحظه  از  این  دنیا  به  آخرت  منتقل  می‌شویم  و  می‌رویم‌.  نوار  زندگی  سرگشته  درهم  پیچیده  می‌شود.  کوران‌،  یعنی  آن‌کسانی‌که  از  یاد  خدای  مهربان  غافل  و  رویگردان  بودند،  ناگهان  و  بدون  انتظار  به  پایان  گشت  و  گذار  می‌رسند.  در  اینجا  هوشیار  و  بیدار  می‌شوند،  بدان‌گونه‌که  شخص  مست  از  مستی  به  در  می‌آید  و  به  خود  می‌آید.  چشمان‌کور  و کم‌سوی  خود  را  بازمی‌کنند  و  به  اطراف  خود  خیره  می‌شوند  و  می‌نگرند.  هریک  از  آنان  به  شیطان  همنشین  و  همراه  خود  نگاه  می‌کند،  شیطان  هـمنشین  و  همراه  بدی ‌که  گمراهی  را  برایش  آراسته  است‌،  و  بدو  ضلالت  را  هدایت  نشان  داده  است‌ا  او  را  در  راه  هلاکت  و  نابودی  رهنمود  و  رهنمون‌کرده  است‌،  و  برایش  هلاکت  را  سلامت  جلوه‌گر  نموده  است!  با  خشم  وکین  بدو  می‌نگرد،  و  با  صدای  بشکسته  از  غیظ  و  غضب  می‌گوید:

 (يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ).   

کاشکی‌!  میان  من  و  تو  به  اندازه‌ي  مشرق  و  مغرب  فاصله   می بود!.

 کاش  به  همدیگر  نمی‌رسیدیم  و  یکدیگر  را  اصلا  نمی‌دیدیم‌.  آن  اندازه  از  هم  دور  دور  بودیم‌که  مشرق  و  مغرب  از  یکدیگر  دورند!

قرآن  داستان‌ گفتار  همنشین  هلاک  شده  خطاب  به  همنشین  بد  را  تعقیب  می‌کند  و  می‌گوید:

 (فَبِئْسَ الْقَرِينُ).  

( ‌ای  وای  من‌!)  چه  همدم  و  همنشین  بدی  است!‌

بدان‌گاه ‌که  پرده  بر  روی  همگان  فرو هشته  می‌شود،  سخن  مایوس‌کننده  و  خردکننده‌ي  این  وآن  را  مـی‌شنویم‌:

(وَلَن يَ