  عامّه‌ي  مردمان  بیندازندکه  ایشان  بدانچه  می‏‎گویند  یقین  و  اطمینان  دارند،  و  عامّه‌ي  مردمان  را  از  راه  الهام  و  پیام  و  منقادکردن  و  رام  نمودن‌،  به  دنبال  خود  روان  سازند.  این  هم‌کار  و  بار  سران  و  بزرگان  در  میان  هر  قومی  است‌.  عامّه‌ي  مردمان  را گو‌ل  می‌زنند،  از  ترس  این‌که  نکند  از  تحت  سلطه  و  قدرتشان  بگریزند،  و  به  سوی  سخن  توحید  و  یگانه‌پرستی  راه  پیداکنند  و  هدایت  یابند،  سخن  توحید  و  یگانه‌پرستی‌ای‌ که  بزرگ  و  سترگی  سقوط  می‌کند،  و  جز  خداوند  بزرگ  و  والامقام  پرستیده  نمی‏گردد،  و  جز  از  خداوند  بزرگ  و  والامقام  بیم  و  هراسی  نمی‌شود‌.  آن‌گاه  قرآن  نقل  می‌کندکه  آنان  معیارها  و  ارزشها  را  به  هم  می‌آمیزند،  و  بر  انتـخاب  خدا  اعتراض  می‏‎گیرند،  و  گزینش  محمّد  صلی الله علیه و سلم  را  توسط  خدا  برای  حمل  حق  و  نور  برایشان  نمی‌پذیرند:

 (وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31).

گفتند:  چرا  این  قرآن  بر  مرد  بزرگواری  از  یکی  از  دو  شهر  (‌مکه  و  طائف‌)  فرو  فرستاده  نشده  است‌؟!.

مرادشان  از  دو  شهر،  مکه  و  طائف  است‌.  پیغمبر  خدا  صلی الله علیه و سلم   از  خاندانهای  بزرگ  قریش‌،  و  از  نجبای بنی‏هاشم  بود.  بنی‏هاشم  نیز  از  سران  عرب  بودند.  همچنین  شخص  پیغمبر   صلی الله علیه و سلم  ‌پیش  از  بعثت  در  محیط  خود  با  داشتن  اخلاق  والا  معروف  و  مشهور  بود.  ولیکن  او  رئیس  قبیله‌ای  یا  رئیس  عشیره‌ای  نبود،  در  محیطی  که  همچون  معیارها  و  ارزشهای  قبیله گری  مایه‌ي  افتخار  بشمار  می‌آمد.  این  چیزی  است‌که  افراد  معترض  با  سخنانشان  بدان  اشاره  می‌کنند:

 (لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31). 

چرااین  قرآن  برمرد  بزرگواری  ازیکی  ازدو  شهر(‌مکه  و  طائف‌)  فرو  فرستاده  نشده  است؟!.خدا  می‌داند  رسالت  خود  راکجا  و  به  چه‌کسی  می‌سپارد.  خداوندکسی  را  برای  رسالت  خود  برگزیده  است‌که  می‌داند  او  شایسته‌ي  آن  است‌.  چه‌بسا  یزدان  سبحان  نخواسته  است  برای  این  رسالت  سندی  خارج  از  سرشت  آن‌،  و  نیروئی  خارج  از  حقیقت  آن  را  بیاورد.  این  است  مردی  را  انتخاب  فرموده  است  که  امتیاز  بزرگ  او  اخلاق  است  .  .  .  اخلاق  نیز  جزو  سرشت  این  دعوت  است  .  .  .  و  نشانه‌ي  برجسته  او  اخلاص  و  از  خودگذشت  است  .  .  .  اخلاص  و  از  خود گذشتگی  هم  جزو  این  دعوت  است  .  .  .  خداوند  برای  این  رسالت  شخصی  را  برنگزیده  است‌که  رئیس  قبیله‌ای،  یا  رئیس  عشیره‌ای‌،  یا  صاحب  جاه  و  جلالی‌،  و  یا  صاحب  دارائی  و  ثروتی  باشد.  تا  هیچ  معیار  و  ارزشی  از  معیارها  و  ارزشهای  این  زمین  با  این  دعوت  فرو فرستاده  از  آسمان  نیامیزد.  و  تا  این‌که  این  دعوت  با  زیب  و  زینتی  از  زیب  و  زینتهای  این  زمین  خود  را  نیاراید،  زیب  و  زینتی‌که  اصلا  جزو  حقیقت  این  دعوت  نمی‏باشد.  و  تا  این‌که  هیچ  موثری  همراه  این  دعـوت  نگرددکه  خارج  از  ذات  وارسته‌ي  خودش  باشد.  و  تا  این‌که  آزمندی  بدین  دعوت  درنیاید،  و  پاکدامنی  از  این  دعوت  خودداری  ننماید.  این  بود  مردمانی  که‌کالاهای  زمینی  بر  ایشان  غالب  آمده  بود،  وکسانی‌که  سرشت  این  دعوت  آسمانی  را  درک  و  فهم  نکرده  بودند،  این  چنین  اعتراضی  را  داشتند:  

 ( لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31). 

چرا  این  قرآن  بر  مرد  بزرگواری  از  یکی  از  دو  شهر  (‌مکه  و  طائف‌)  فرو  فرستاده  نشده  است‌؟‌!.

قرآن  بدیشان  پاسخ  می‌دهد‌،  و  این  اعتراض  بر  رحمت  خدا  را  زشت  می‌شمارد،  رحمتی‌که  برای  آن  هرکه  از  بندگانش  را  بخواهد  برمی‏گزیند.  بر  آمیزه‌ي  معیارها  و  ارزشهای  زمین  با  معیارها  و  ارزشهای  آسمان  می‌تازد،  و  برایشان  معیارها  و  ارزشهائی  را  روشن  می‌سازدکه  آنان  بدانها  افتخار  می‌کنند  و  می‌بالند،  و  بدیشان  میگوید  این  معیارها  و  ارزشها  چه  اند‌ازه  صحیح  هستند،  و  درست به  وزن  و  بهائی  در  ترازوی  خدا  دارند:

(أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ (32).  

آیا  آنان  رحمت  پروردگار  تو  را  تقسیم  می‌کنند  (‌و  کلید  رسالت  را  به  هرکس  که  بخواهند  می‌سپارند؟‌)‌.  این  مائیم  که  معیشت  آنان  را  در  زندگی  دنیا  میانشان  تقسیم  کرده‌ایم‌،  و  برخی  را  بر  برخی  دیگر  برتریهائی  داده‌ایم‌،  تا  بعضی  از  آنان  بعضی  دیگر  را  به  کار  گیرند  (‌و  به  یکدیگر  خدمت  کنند)‌.  و  رحمت  پروردگارت  از  تمام  آنچه  جمع‌آوری  می‌کنند  بهتر  است  (‌که  نبوت  است  و  نبوت  از  همه‌ي  مقامات  برتر  است)‌ .

رزق  و  روزی  زندگی  در  این  دنیا  تابع  بـهره‌های  خدادادی  افراد،  و  شرائط  و  ظروف  زندگی‌،  و  روابط  اجتماعی  و  پیوندهای  جامعه  است‌.  نسبت‏های  تقسیم  ارزاق  در  میان  افراد  و  در  بین  جامعه‌ها،  طبق  همه‌ي  آن  عوامل‌،  اختلاف  پیدا  می‌کند.  از  محیطی  تا  محیطی  فرق  خواهد  داشت‌،  و  از  زمانی  تا  زمانی  جدائی  حاصل  می‌کند،  و  از  جامعه‌ای  تا  جامعه‌ي  دیگری  مختلف  و  دگرگون  خواهد  شد،  برابر  مقررات  و  ارتباطات  و  شرائط  و  ظروفی‌که  آن  جامعه  خواهد  داشت‌.  ولی  شکل ماندگار  و  برقرار  در  رزق  و  روزی‌،  آن  شکلی‌که  هرگز  تغییر  پیدا  نمی‌کند  -‌حتی  در  جامعه‌های  ساخت  پیرو  مکتبهای  هدفدار  -  این  است‌که  تقسیم  ارزاق  و  توزیع  کالاها  در  میان  افراد،  متفاوت  است  و  یکسان  نیست‌.  اسباب  و  علل  تفاوت‌،  میان  انواع  جامعه‌ها  و  اقسام  نظامها  و  سیستمها،  فرق  و  جدائی  خواهد  داشت‌.  ولیکن  تفاوت  در  اندازه‌ها  و  بهره‌های  رزق  و  روزی  هـرگز  تغییر  پیدا  نمی‌کند.  هرگز  روزی  و  روزگاری  نبوده  است  -  حتی  در  جامعه‌های  ساخت  هدفدار  پیرو  مکتبها  و  شیوه‌های  ویژه‌ي  تولید  و  تقسیم  -  همه‌ي  افراد  در  بهره‏مندی  از  رزق  و  روزی  مساوی  و  برابر  بوده  باشند:

(وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ).  

برخی  را  بر  برخی  دیگر  برتریهائی  داده‌ایم‌.

فلسفه‌ي  این  تفاوت  و  فرقی‌که  در  همه‌ي  زمانها،  و  در  تمام  محیطها،  و  در  میان  تمام  جامعه‌ها  دیده  می‌شود،  این  است‌:

(لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً).  

تا  بعضی  از  آنان  بعضی  دیگر  را  به  کار  گیرند  (‌و  به  یکدیگر  خدمت  کنند) ‌.

تا  بعضی  از  آنان  بعضی  دیگر  را  به‌کارگیرند  .  .  .  و  دولاب  زندگی  تا  در  جریان  است  برخی  از  مردم  قطعا  برخی  دیگر  را  به‌کار گیرند.  مسخرکردن  و  ب