چشم  خدا  آن  قطرات  را  می‌پاید  و  دست  خدا  در  ساختار  هر  بار  آن  و  در  هر  قطره‌ي  آن  دخالت  دارد.  از  حرارت  وگرمی  این  حقیقت  نمی‌کاهد،  و  تاثیر  آن  را  پائین  نـمی‌آورد،  این‌که  اصل  آب  بخاری  است‌که  از  زمین  بالا  می‌رود،  و  در  نواحی  فضا  انباشته  می گردد.  آیا  چه‌کسی  این  زمین  را  پدید  آورده  است‌؟  چه  کسی  در  بخار  خاصیت  بالا  رفتن  را  قرار  داده  است‌؟  چه‌کسی  حرارت  وگرما  را  بر  بخار  مسلط‌گردانده  است‌،  و  خاصیت  انباشته  شدن  بخار  در  اقطار  و  نواحی  فضا  را  به  بخار  بخشیده  است‌؟  چه  کسی  در  جهان  ویژگیها  و  خصائص  دیگری  را  به  ودیعت  نـهاده  است‌،  ویژگیها  و  خـصائصی‌که  بخار  انباشته  را  با  الکتریسیته  تلقیح  می‌کند،  الکتریسیته‌ای‌که  دارای  بار  مثبت  و  بار  منفی  است‌،  مثبت  و  منفی  همدیگر  را  جذب  می‌کنند،  سپس  تخلیه‌ي  الکریسیته  انجام  می‏‎پذیرد  و  آب  میبارد  و  پائین  می‌آید؟  الکتریسیته  چیست‌؟  این  چیست  و  آن  کدام  خصائص  و  اسراری  است‌که  همه  و  همه  به  بارش  آب  منتهی  می‌شوند؟  ما  توده‌های  سنگینی  از  علم  و  دانش  را  بر  ذهن  و  شور  خود  می‌اندازیم‌،  و  این  توده‌های  سنگین  ما  را  از  تاثیر  نغمه  و  نوای  این  جهان  شگفت  بازمی‌دارد،  به  جای  این‌که  از  علم  و  دانش‌،  شناخت  و  معرفتی  به  هم  رسانیم‌که  ذهن  و  شعور  ما  را  تیز  و  هوشیار،  و  دلهای  ما  را  رقیق  و  لطیف  و  بیدار  گرداند! (وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ).

و  آن  کسی  که  از  سوی  آسمان‌،  آبی  به  اندازه‌ي  لازم  باراند.  

آب  به  اندازه‌ي  لازم  و  سنـجیده  و  برکشیده  است‌.  زیاد  نمی‌شود  تا  غرق‌گرداند،  وکم  نمی‌گردد  تا  زمین  بخشکد  و  حیات  از  میان  رود.[2]  ما  این  هماهنگی  و  همآوائی  شگفت  را  می‏‎بینیم،  و  امروزه  ضرورت  آن  را  برای  پدید  آوردن  حیات  و  دوام  آن  همان‌گونه‌که  خدا  خواسته  است  می‌شناسیم‌.

 (فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً).

ما  با  چنین  آبی  زمین  مرده  را  زندگی  بخشیدیم‌.

(انشار)‌که  مصدر  فعل  (انشرنا)  است  به  معنی  زنده  گرداندن  و  حیات  بخشیدن  است‌.  حیات  به  دنبال  آب  پدیدار  می‏‎گردد.  هر  چیز  زنده‌ای  هم  از  آب  آفریده  شده  است‌[3].

 (كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ (11).

همین  گونه  (‌که  زمینهای  مرده  با  نزول  باران  زنده  گردانده  می‌شوند،  شما  نیز  زنده  می‌شوید  و)  بیرون  آورده  مـی‌شوید  (‌و  برای  حساب  و  کتاب  بـه  مـحـشر  گسیل  می‌گردید).

خدائی‌که  حیات  را  نخستین  بار  پدید  آورده  است‌،  به  همین  منوال  او  حیات  را  برمی‌گرداند  و  اعادت  می دهد.  خدائی‌که  زنده‌ها  را  نخستین  بار  از  زمین  مرده  بیرون  آورده  است‌،  به  همین  منوال  زنده‌ها  را  در  روز  قیامت  از  زمین  بیرون  می‌آورد  و  به  زندگی  اعادت  می‌دهد.  چه  برگشت  دادن  و  اعادت  بخشیدن،  از  آغاز گرداندن  و  از  ابتداء  سر  دادن  آسان‌تر  و  ساده‌تر  است‌،  و  برای  خدا  این  کار  اصلا  مشکل  و  دشوار  نیست‌.

گذشته  از  این‌،  همین  چهارپایانی‌که  بخشی  از  آنها  را به  خدا  و  بخشی  از  آنها  را  به  غیر  خدا  اختصاص  می‌دهند،  خداوند  آ‌ن  چهارپایان  را  برای  این  کار  نیافریده  است‌،  بلکه  چهارپایان  را  آفریده  است  تا  جزو  نعمتهای  خدا  برای  مردمان  باشد.  بر  آنها  سوارگردند  همان‌گونه ‌که  بر  کشتیها  سوار  می‌گردند،  و  خدا  را  در  برابر  تسخیر  هر  دو  نوع  سپاسگزاری‌کنند،  و  نعمت  خدا  را  بدانگونه  پذیره  گردند  که  می‌سزد:

 (وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ (12) لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ (13) وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ (14).

و  همان  کسی  است  که  همه‌ي  جفتها  (‌و  نرها  و  ماده‌ها،  اعم  از  انسانها  و  حیوانها  و  گیاه‌ها)  را  آفریده  است  و  برای  شما  از  کشتیها  و  چهارپایان  مرکبـهائی  تهیه  دیده  است  که  بر  آنها  سوار  می‌گردید  (‌و  راحت  و  سریع  راه  را  طی  می‌کنید  و  بدینجا  و  آنجا  می‌روید.  خدا  این  مراکب  را  آفریده  است‌)  تا  این  که  بر  پشت  آنها  قرار  بگیرید،  و  هنگامی  که  بر  آنها  سوار  شدید  نعمت  پروردگار  خود  را  یاد  کنید  و  بگوئید:  پاک  و  منزه  خدائی  است  که  او  اینها  را  به  زیر  فرمان  ما  درآورد،  وگرنه  ما  بر  (‌رام  کردن  و  نگهداری‌)  آنها  توانائی  نـداشتیم‌،  و  مـا  به  سوی  پروردگارمان  بازمی‌گردیم  (‌و  حساب  و  کتاب  نحوه‌ي  زندگی  دنیای  خود  را  بازپس  می‌دهیم)‌ ‌.

زوجیت  اساس  حیات  است‌،  همان‌گونه  که  این  آیه  بدان  اشاره  می‌کند.  همه‌ي  زنده‌ها  نر  و  ماده  دارند.  حتی  یک  سلول  نخستین  نیز ویژگیهای  مذکر و مونث  را  با  خود  برمی‏دارد.  بلکه  گذشته  از  این‌،  زوجیت  پایه  و  اساس  سراسر  جهان  است  نه  تنها  پایه  و  اساس  حیات  و  بس،  زمانی‌که  پایه  و  اساس  جهان  را  اتم  بدانیم،  اتمی‌که  از  الکترون  با  بار  منفی  و  از  پروتون  با  بار  مثبت  تشکیل  گردیده  است‌،  همان‌گونه  که  پژوهشهای  طبی  تا  کنون  بدان  اشاره  دارد.

به هر  حال  زوجیت  در  جانداران‌،  هویدا  و  پیدا  است‌.  خداکسی  است‌که  همه‌ي  زوجها  را  در  انسان  و  غیر  انسان  آفریده  است‌:

(وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ(12).

   و  برای  شما  از  کشتیها  و  چهارپایان  مرکبهائی  تهیه  دیده  است‌که  برآنها  سوارمی‌گردید  (‌و  راحت ‌و  سریع  راه  را  طی  می‌کنـد  و  بدینجا  و آنجا  می‌روید) .

یزدان  سبحان  با  این  اشاره  نعمت  خود  را  به  مردمان  تذکر  می‌دهد،  و  به  یادشان  می‌آوردکه  با  برگزیدن  ایشان  برای  خلافت  این  زمین‌،  و  با  مسخرکردن  نیروها  و  انرژیهای  زمین  برایشان،  چه  نعمــت  بزرگ  بدیشان  داده  است  و  چه  لطـفی  بدانان ‌کرده  است‌.  آنگاه  ایشان  را  رهنمود  و رهنمون  می‌کند  به  ادب  واجبـی‌که  باید  در  شکر  این  نعمت  و  شکر  این ‌گزینش  داشته  باشند،  و  هر  زمان  نعمت  پـدیدار  و  نمودار  آمد  باید  دهنده‌ي  نعــمت  را  یادکرد،  تا  دلها  با  خدا  ارتباط  و  تماس  داشته  باشند  به  هنگام  هر  حرکتی  و  جنبشی‌ که  در  زندگی  روی  مـی‌دهد: 

(لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ (13).   

 (‌خدا  این‌ مراکب  را  آفریده  است‌)  تا  این  که  برپشت  آنها  قرار  بگیرید،  و  هنگامی  که  برآنها  سـوار  شدید نعمت  پروردگار  خود  را  یاد  کنید  وبگوئید:  پاک ‌و منزه  خدائی  است  که  او اینها  را  به  زیر  فرم