 است‌که  چیزها  و  زنده‌ها  ـ  سطح  آن  مانده‌اند  و  به هوا  پـرت  نگردیده‌اند  و  در فضا   پخش  و  پراکنده  نشده‌اند!  در  باره  این  حقیقت  چیز  دیگری  راکه  می‌دانیم  این  است  خداوند  بزرگوار  در  این  ستاره  از  جمله‌ي  ویژگیهائی‌که  به  ودیعت  نهاده  است  ویژگی  نیروی  جاذبه  است‌.  از  راه  نیروی  جاذبه،  لایه‌ای  از  هو‌ا  را  نگاهداری  می‌کند.  این  لایه‌ي  هوا[1] موجب  حیات  است‌.  اگر  این  لایه‌ي  هوای  محیط  بر  این  ستاره  از  نیروی  جاذبه  زمین  بگریزد،  ممکن  نیست  بر  روی  زمین  حیات  بماند،  همـان‌گونه‌که  بر  سطح  ستاره‌های  دیگری‌که  نیروی  جاذبه  آنها  کاهش  یافته  است  و  ناچیز گردیده  است  و  درنتیجه  هوای  آنها  گریز  پیدا  کرده  است  همچون  ماه‌،  حیات  وجود  ند‌ارد!  آفریدگار  جهان‌،  خود  این  نیروی  جاذبه  را  با  عـوامل  دافعه‌ي  ناشی  از  حرکت  زمین‌،  متعادل  و  همآهنگ  فرموده  است‌.  درنتیجه  چیزها  و  زنده‌ها  به  فضا  پرت  نمی گردند  و  در گستره‌ي  هستی  پخش  و  پـراکنده  نمی‌شوند!  از  دیگر  سو  انسان  در  سایه‌ي  نیروی  جاذبه  زمین  انسانها  و  سائر  جانداران  می‌توانند  روی  سطح  زمین  حرکت‌کنند.  اگر  نیروی  جاذبه  از  این  اندازه‌ي  مناسب  فعلی  بیشتر  می‌شد،  چيزها  و  زنده‌ها  به  زمین  می‌چسبیدند  و  جابه‌جائی  و  حرکت  آنها  ناممکن  می‌گردید  یا  دشوار  می‌شد.  این  از  یک  سو،  از  دیگر  سو  فشار  هوا  بر  زمین  افزایش  می‌یافت  و  چيزها  و  زنده‌هاکاملا  به  زمین  می‌چسبیدند،  یا  فشار  هوا  آنها  را  له  می‌کرد،  همان‌گو‌نه ‌که  ما  مگسها  و  پشه‌ها  را گاهی  با  ضربه  چیزی‌که  هوا  را  فشرده  می‌سازد  له  می‌کنیم‌،  بدون  این‌که  دستمان  به  مگسها  و  پشه‌ها  برسد!  اگر  این  فشار  هوا کم‌تر  و  سبکتر  از  آنچه  هست  می‌شد،  سینه‌ها  و  شریانها  سخت  منفجر  می‌گردیدند!

از  جمله‌ي  چیزهای  دیگری‌که  از  حقیقت  تبدیل  زمین  به  گهواره،  و  امکان  وجود  جاده‌ها  و  راه‌هـا  در  آن  برای  زندگی،  یکی  نیز  این  است  آفریدگار  توانا  و  دانا  در زمین  هماهنگیها  و  همآوائیهای گوناگونی  را  مقرر  و  مقدر  فرموده  است‌.  این  هماهنگیها  و  هــآوائیها  همه  با  هم  اجازه  می‌دهند  این  انسـان  وجود  داشته  باشد  و  زندگی  برای  او  میسر  و  آسان‌گردد.  اگر  یکی  از  این  هماهنگیها  و  همآوائیها  خلل  بپذیرد،  این  زندگی  ناممکن  و  یـا  دشوار  می‏‎گردد.  از  جمله‌ي  این  هماهنگیها  و  همآوائیها،  هماهنگیها  و  همآوائیهای  است‌که  ذکرکردیم‌.  دیگر  این‌که  خداوند  سبحان  مقدار  آبهای  روی  زمین  را  در  اقیانوسها  و  دریاها  به  اندازه‌ای  آفریده  است‌که  برای  مکیدن  گازهای  سمی  کافی  و  بسنده  باشد،  گازهای  سمّی‌ای‌که  از  فعل  و  انفعالات  بسیاری  پدید  می‌آیندکه  روی  زمین  انجام  می‏‎گیرند.  آبهای  زمین  جو  زمین  را  پیوسته  در  حالتی  نگاه  می‌دارندکه  زندگی  را  برای  زنده‌ها  ممکن‌گرداند.  هماهنگی  و  همآوائی  دیگری  این  است‌که  خداوند گیاهان  را  وسیله‌ي  موازنه‌ي  اکسیژنی‌کرده  است‌که  زنده‌ها  آن  را  می‌مکند  تا  با  آن  زندگی‌کنند  و  زنده  بمانند.گیاهان  هنگام ‌کربن‌گیری  تولید  اکسیژن  می‌کنند.  اگر  این  موازنه  نبود،  زنده‌ها  بعد  مدت  زمانی  خفه  می‌شدند.

به  همین  منوال‌،  و  بر  این  روال‌،  هماهنگیها  و  همآوائیهای  زیادی  وجود  داردکه  مصداق  مفاهیم  و  معانی  بی‌شمار  این  حقیقت  هستند:

  ( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً).    

 زمین  را  گاهواره  (‌زندگی  و  محل  آرامش‌)  شما  کرده  است  و  در آن  راه‌هائی  برای  شما  به  وجود  آورده  است‌.  هر  روز  همآهنگیها  و  همآوائیهای  تازه‌ای  برایمان‌کشف  می‌شود،  و  بر  مفاهیـم  و  معانی‌ای  افزوده  می‌گرددکه  مخاطبان  نخستین  این  قرآن  درک  و  فهم  می‌کرده‌اند.  همه‌ي  اینها  دال  بر  قدرت  وگواه  بر  دانش  آفریدگار  آسمانها  و  زمین  است‌،  آفریدگار  توانا  و  دانا.  هـه‌ي  اینها  به  دل  و  خرد  انسانها  دست  قدرتمند  و  اداره‌کننده‌ي  جهان  را  نشان  می‌دهد.  تا  بدانجاکه  چشم‌کار  می‌کند  و  می‏‎بیند،  و  تا  بدانجاکه  به  ذهن  می‌رسد  و  مرغ  خیال  می‌تواند  بال  و  پر  بزند،  همآهنگیها  و  همآوائیها  دیده  می‌شود  و  جلوه‌گر  می‌آید،  و  انسان  متوجه  می‌شودکه  انسان  بیهوده  آفریده  نشده  است  و  خود  به  خود  پدید  نیامده  است  و  به  خود  رها  نگردیده  است‌.  بلکه  این  دست  قدرتمند  و  اداره‌کننده‌ي  آفریدگار  است‌که  انسان  را  محافظت  و  مراقبت  می‌نماید  و  او  را  می‌پاید،  وگام  به  گام  او  را  به  جلو  منتقل  می‌کند،  وکارش  را  در  هرگامی  ازگامهایش  در  زندگی،  و  پیش  از  زندگی،  و  بعد  از  زندگی‌،  برعهده  می‌گیرد  و  سرپرستی  می‌کند.

 (لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (10)‏.

تا  این  که  رهنمود  شوید.

تدبر  و  تفکر  در  باره  این  جهان‌،  و  در  باره  قو‌انین  و  سنن  همآهنگی ‌که  در  آن  است‌،  هدایت  دل  را  به  سوی  آفریدگار  این  جهان‌،  و  به  سوی  به  ودیعت گذارنده‌ي  این  همه  نظم  و  نظام  دقیق  و  عجیب  را  تضمین  می‌کند.

آن‌گاه‌گام  دیگری  ایشان  را  در  راه  پیدایش  حیات  و  زنده‌ها  به  پیش  می‏‎برد،  پیدایش  حیات  و  زنده‌ها  بعد  از  آن‌که  زمین  را  برای  انسان  آماده‌کرده  است  جـاده‌ها  و  راه‌ها  را  در  زمین  برای  زندگی  مهیا  و  آماده  نموده  است‌:

(وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ (11) .  

و  آن  کسی  که  از  سوی  آسمان‌،  آبی  به  اندازه‌ي  لازم  باراند.  ما  با  چنین  آبی  زمین  مرده  را  زندگی  بخشیدیم‌،  همین  گونه  (‌که  زمینهای  مرده  با  نزول  باران  زنده  گردانده  می‌شوند،  شما  نیز  زنده  گردانده  می‌شوید  و)  بیرون  آورده  می‌شوید،  (‌و  برای  حساب  و  کتاب  به  محشر  گسیل  می‌گردید)

آبی‌که  از  آسمان  نازل  مـی‌گردد،  هر  انسانی  آن  را  می‌شناسد،  و  هر  انسانی  آن  را  می‏‎بیند.  ولیکن  بیشتر  مردم  به  خاطر  طول  انس  و  الفت  به  آب  و  تکرار  آن‌،  از  کنار  این  واقعه‌ي  شگفت  می‌گذرند،  بدون  این  که  بیدار  شوند  و  بدون  این‌که  تکانی  بخورند.  ولی  محمّد  صلی الله علیه و سلم     فرستاده‌ي  خدا،  قطره‌های  آب  را  با  عشق  و  علاقه  وگرمی  و  شادی  دریافت  می‌کرد،  چون  این  قطره‌ها  از  سوی  خدا  به  ســوی  او  آمده  است‌.  چراکه  دل  زنده‌ي  او،  اثر  ساختار  خداوند  زنده  را  در  این  قطره‌ها  درک  و  فهم  می‌کرد،  و  دست  سازنده‌ي  او  را  می‌دید!  دل  به  خدا  رسیده  باید  این  چنین  قطرات  آب  را  بنگرد  و  ببیند،  و  قوانین  و  سنن  خدا  را  درگستره‌ي  این  هستی  لمس  نماید  و  بپساید.  چه  این  قطرات  زاده‌ي  همین  قوانین  و  سننی  است‌که  دست‌اندرکار  این  جهان  است‌.  