سمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  قطعاً  خواهند  گفت‌:  خداوند  باعزت  و  بس  آگاه.  (‌چرا  که  می‌دانند  بـتهای  ایشان  چنین  کاری  را  نکرده‌انـد  و  آنـان  به  معبودان  خود  حـق  خالقیت نمی‌دهند)‌.  کسی  که  زمین  را  گهواره  (‌زندگی  و  محل  آرامش‌)  شما  کرده  است  و  در  آن  راه‌هائی  به  وجود  آورده  است  تا  این  که  رهنمود  شوید،  و  آن  کسی  که  از  سوی  آسمان‌،  آبی  به  اندازه‌ي  لازم  باراند.  ما  با  چنین  آبی  زمین  مرده  را  زندگی  بخشیدیم‌،  همین  گونه  (‌که  زمینهای  مرده  با  نزول  باران  زنده  گردانده  می‌شوند،  شما  نیز  زنده  گردانده  می‌شوید  و)  بیرون  آورده  می‌شوید،  (‌و  برای  حساب  و  کتاب  به  محشر  گسیل  می‌گردید)‌.  و  همان  کسی  است  که  همه‌ي  جفتها  (‌و  نرها  و  ماده‌ها،  اعم  از  انسانها  و  حیوانـها  و  گیاه‌ها)  را  آفریده  است‌.  و  برای  شما  از  کشـتیها  و  چهارپایان  مرکبهائی  تهیه  دیده  است  که  بر  آنها  سوار  می‌گردید  (‌و  راحت  و  سریع  راه  را  طی  می‌کنید  و  بدینجا  و  آنجا  می‌روید.  خدا  این  مرکبها  را  آفریده  است‌)  تا  این  که  بر  پشت  آنها  قرار  بگیرید،  و  هنگامی  کـه  بر  آنها  سوار  شدید  نعمت  پروردگار  خود  را  یاد  کنید  و  بگوئید:  پاک  و  منزه  خدائی  است  که  او  اینها  را  به  زیر  فرمان  ما  درآورد،  وگرنه  ما  بر  (‌رام  کردن  و  نگهداری‌)  آنها  توانائی  نداشتیم‌،  و  ما  به  سوی  پروردگارمان  بازمی‌گردیم  (‌و  حساب  و  کتاب  نحوه‌ي  زندگی  دنیای  خود  را  بازپس  می‌دهیم‌) .

عربها  عقیده‌ای  داشتند.  چنین  گمان  می‏بریم  که  عقیده‌ي  ایشان  بقایای  دیـن  حنیف  و  حقگرای  نخستین  ابراهیم علیه السلام  است‌،  ولیکن  آئین  توحیدی  ابراهیم   علیه السلام  آمیزه‌ي  دروغ  گردیده  است  و  انحراف  پذیرفته  است  و  افسانه‌هائی  بدان  وارد  شده  است‌.  از  آئین  ابراهیمی  چیزهائی  در  عقیده‌ي  عربها  برجای  بوده  است‌که  فطرت  نمی‌تواند  منکر  آن  شود.  از  قبیل‌:  اعتقاد  به  آفریدگاری  برای  این  جهان‌،  آفریدگاری‌که  خدا  نام  دارد.  چرا  که  ممکن  نیست  -‌برابر  منطق  فطرت  و  بداهت  آن  -‌این  جهان  بدین  نظم  و  نظام  بدون  آفریدگار  پدید  آمده  باشد،  و  امکان  ندارد  چیزی  جز  خدا  آن  را  آفریده  باشد.  آنان  هرچند  از  این  حقیقت  آگاه  بودند،  حقیقتی‌که  فطرت  آشکارا  آن  را  فریاد  می‌دارد  همین‌که  شکل  ظاهری  جهان  را  می‏‎بیند،  ولی  به  چیزهائی‌که  در  فـراسوی  آن  

نهفته  است  و  از  مقتضیات  سرشتی  آن  است‌،  اعتراف  نمی‌نـمـودند  و  آن  چیزها  را  نمی‌پذیرفتند:

(وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ (9).    

اگراز  مشرکان  بپرسی  که  چه‌کسی  آسمانها  و  زمین‌را  آفریده  است‌؟  قطعاً  خواهند  گفت‌:  خداوند  باعزت  و بس  آگاه.  (‌چرا که  می‌دانـد  بتهای  ایشـان  چنین‌کاری  را  نکرده‌اند  وآنان  به  مـعبودان  خود  حق  خالقیت  نمی‌دهند) .

روشن  است‌که  این  دو  صفت‌: ( الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ : با  عزت  و  بس  آگاه)  جزو  سخنان  مشرکان  نبوده  است‌.  آنان  اعتراف  می‌کردند  به  این‌که‌کسی‌که  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است  «‌خدا»  است  .  .  .  ولیکن  ایشان  خدا  را  با  صفاتی  نمی‌شناختندکه  اسلام  آنها  را  با  خود  آورده  است‌،  صفات  مثبتی‌که  ذات  خدا  را  در  حیات  ایشان  و  در  حیات  این  جهان‌کاملا  موثر  وکارآ  می‌سازد.  آنان  خدا  را  آفریدگار  این  جهان‌،  و  هـمچنین  آفریدگار  خود  می‌دانستند.  ولیکن  آنان  برای  خدا  شرکاء  و  انبازهائی  قرار  می‌دادند،  چون  ایشان  خدا  را  با  صفات  خاصی  نمی‌شناختندکه  از  خدا  شرک  و  انباز  را  نفی  مـی‌کند  و  آن  را  نادرست  و  خرافه  می‌شمارد.

قرآن  در  اینجا  بدیشان  یاد  می‌دهد  خدائی‌که  اعتراف  و  اقرار  می‌کنیدکه  او  آفریدگار  آسمانها  و  زمین  است‌،  همو  (‌العزیز الرحیم:  با  عزت  و  بس  آگاه‌)  است  .  .  .  او  قادر  و  توانا  و  بس  آگاه  و  دانا  است‌.  از  اعتراف  و  اقرارشان ‌کار  را  می‌آغازد،  و گام  به گام  در  پرتو  این  اعتراف  و  اقرار،  ایشان  را  جلو  می‏‎برد،  وگامهای  پیاپی  با  آنان  برمی‌دارد‌.

سپس‌گام  دیگری  ایشان  را  راه  می‏‎برد  و  در  آن  آنان  را  با  صفات  یزدان  سبحان  آشنا  می‏‎گرداند،  و  بدیشان  تذکر  می‌دهدکه  خدا  پس  ازآفرینش  ایشان  در  حق  آنان  چه  لطف  وکرم  و  فضل  و  فیضـی  داشته  است‌:

(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (10)‏.  

کسی  که  زمین  را  گاهواره  (‌زندگی  و  محل  آرامش‌)  شما  کرده  است   و در آن  برای ‌شما  راه‌هائی  به  وجود  آورده  است  تا  این  که  رهنمود  شوید.

حقـیقت  تبدیل  این  زمین  به‌گهواره‌ي  انسان  را  هر  عقلی  در  هر  نسلی  به  شکلی  از  اشکال  درک  و  فهم  می‌کند.  کسانی‌که  اولین  بار  مخاطبان  این  قرآن  بودند  و  آن  را  پیش  از  دیگران  دریافت  می‌کردند،  چه  بساگهواره  شدن  زمین  را  چنین  برداشت  و دریافت  نبوده‌اندکه  زمین  زیر  پـاهایشان  برای  سیر  و  سیاح  و گردش  و  حرکت  و  کشت  و زرع‌،  و  به  طور  عام  برای  زندگی  در  آن  و  رشد  و  نمو  و  ترقی  و  پیشرفت  هـمگان  آماده  و  مهیا  است‌.  امروز  ما  این  حقیقت  را  درگستره‌ي  فراخ‌تر  و  به  شکل  ژرف‌تر  درک  و  فهم  می‌کنیم‌،  بدان  اندازه‌که  دانش  ما  به  سرشت  این  زمین  و  تاریخ  دور  و  دراز  و  بعید  و  قریب  آن  پـی  برده  است‌،  تازه  اگر  نظریه‌های  ما  در  این  باره  صحیح‌،  و  سنجشها  و  ارزیابیهای  ما  راست  و  درست  باشد.کسانی‌که  بعد  از  ما  به  جهان  پای  می‏‎گذارند  از  این  حقیقت  چیزی  را  درک  و  فهم  می‌کنندکه  ما  درک  و  فهم  نکرده‌ایم‌.  مدلول  و  مفهوم  این  نص‌،  فراخی  و  ژرفا  پیدا  می‌کند  و  آفاق  و کرانه‌های  آن گسترده‌تر  و  بیشتر  مـی‌شود،  هر  زمان‌که  آگاهـی  زیادتر  و  دانش  افزونتر  و  پیشرفته‌تر  می‏‎گردد،  و  مجهولات  بر‌ای  این  انسان  برطرف  و  بر  معدماتش  افزوده  می‌شود.

ما  امروزه  حقیقت  تبدیل  زمین  به گهواره‌ي  جنس  بشری  را  درک  و  فهم  بکنیم،  و  می‌دانیم  چگونه  انسان  در  زمین  راه‌های  زندگی  را  پیدا  می‌کند.  این  ستاره  تغییرات  و  تبدیلات  پیاپی  را  به  خود  دیده  است‌،  تاگهواره‌ي  آدمیزادگان گرديده  است‌.  در  لابلای  این  تغییرات  و  تبدیلات،  سطح  زمین  از  صخره  سنگهای  خشک  و  لخت  به  خاک  شایسته  و  بایسته‌کشت  و  زرع  تبدیل  شده  است‌،  و  از  ترکیب  ایدروژن  و  اکسیژن  روی  زمین  آب  به  وجود  آمده  است‌.  وکم‌کم  از  سرعت‌گردش  آن  پیرامون  خودکاسته  شده  است  تا  به‌گردش  امروزی  رسیده  است  و  به گو‌نه‌ای  درآمده  است‌که  حرارت  آن معتدل گرديده  است  و  صلاحیت  پذیرش  و  پیدایش  حیات  را  داشته  است‌.  سرعت  آن  به‌گونه‌ای  درآمده 