ا  در  همایشی  به  تصویر  می‌کشد.  در  حالی‌که  هر  مجموعه‌ای  از  آنان  به  نام  برنامه‌ای‌که  از  آن  پیروی ‌کرده  است‌،  یا  پیغمبری‌که  از  او  پیروی  نموده  است‌،  و  یا  پیشوائی‌که  در  زندگی  دنیا  بدو  اقتداء‌کرده  است‌،  فریاد  برمی‌آورد  و  خویشتن  را  معرفی  می‌کند.  فریاد  برمی‌آورد  تا  نامه  اعمالش  و  سزا  و  جزایش  در  سرای  آخرت  بدو  داده  شود  ...  هرکس  نامه  اعمال  و  سزا  و  جزایش  به  دست  راست  او  داده  شود،  او  از  دریافت  نامه‌اش  شادان  است  و  آن  را  می‌خواند  و  وراندازش  می‌کند.  پاداش  او  به  تمام  و  کمال  داده  می‌شود  و  هیچ‌گونه‌ کم  وکاستی  در  آن  روا  نمی‌گردد  حتی  به  اندازه  رشته‌ای ‌که  در  وسط  هسته  خرما  است‌!  وکسی  که  در  دنیا  از  دیدن  دلائل  هدایت  کور  بوده  است  او  در  آخرت  برای  دیدن  راه  خیر  و  خوبی‌کورتر  و گمراه‌تر  از  پیش  است‌.  سزای  وی  معلوم  است‌.  ولیکن  روند  قرآنی  او  را  در  صحنه‌ای‌که  لبریز  از  هول  و  هراس  است‌ کورگمراهی  به  تصویر  می‌کشد که  دست  و  پا  می‌زند  و  این‌سو  و  آن‌سو  می‌رود  و کسی  را  نمی‌یابد که  او  را  راهنمائی ‌کند،  و  چیزی  را  پیدا  نمی‌کند  که  بدان  راه  را  پیداكند.  روند  قرآنی  او  را  بدین  حال  پریش  رها  می‌کند  و  درباره ‌کار  و  بار  او  چیزی  نمی‌گوید  و  حکمی  صادر  نمی‌کند.  زیرا  صحنه کور  گمراه‌،  آن  هم  در  این  موقعیت  سخت  و  دشوار  به  تنهای جزا  و  سزای  هولناک  و  دلهره‌انگیزی  است  و  به  ژرفاهای  دل  فرومی‌رود  و  تاثیر  لازم  را  پیدا  می‌کند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ابوجهل  واژه زقوم  را  به  تمسخرگرفته  است‌و  از  ماده ‌آن  سوء  استفاده  کرده  است‌.  چه  «‌تزقموا»  به  معنی  «‌تلقموا»  یعنی  لقـمه  بچینید،  است‌. و«‌الزقوم‌» به معنی‌: «كل‌ طعام‌ یقتل‌»  یعنی هر خوراکی‌که  بکشد، است ... (‌مترجم‌)پیرامون  این  افسانه‌های  بت‌پرستی،  و  پیرامون  این  انحرافهای  اعتقادی‌،  و  دور  و  بر  همین  معیارها  و  ارزشهای  درست  و  نادرست‌،  این  سوره  دور  می‌زند،  و  به  چاره جـوئی  آنها  بدان  شکلی  می‌پردازدکه  گذشت.  این‌کار  در  سه  مرحله  انجام  پذیرفته  است‌.  از  نخستین  آنها  پیش  از این  سخن  رفت‌.  به  برخی  از مواد  و موارد  مرحله‌های  دوم  و  سوم  اشاره‌کردیم‌،  و  آیاتی  از  این  سوره  را  در  باره  آنها گلچین ‌کردیـم‌.  هم  اینک  به  شرح  و  بسط  می‌نشینیم‌:

حم (1) وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3) وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ (4) أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَن كُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ (5) وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ (6) وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (7) فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشاً وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ  

حا.  میم‌.  سوگند  به  قرآن‌،  که  خود  روشن  و  روشنگر  (‌عقائد  و  احکام  آسمانی‌)  است‌.  ما  قرآن  را  به  زبان  عربی  فراهم  آورده‌ایم  تا  شما  (‌بتوانید  پـی  به  اعجاز  آن  ببرید  و  معانی  و  مفاهیم  آن  را)  درک  کنید.  قرآن  که  در  لوح  محفوظ  در  پیش  ما  است‌،  والا  و  استوار  است‌.  آیا  ما  این  قرآن  را  (‌که  مایه‌ي  بیداری  و  راهیابی  شما  است‌)  از  شما  بازگیریم  (‌و  شما  را  به  خـود  واگذاریم  و  با  آیات  حیات‌بخش  آن  رهنمودتان  نسازیم‌)  بدان  خاطر  که  شما  مردمان  متجاوز  و  اسرافکارید؟‌!  (‌هرگز  چنین  نمی‌کنیم‌.  بلکه  قرآن  را  بر  شما  نازل  می‌نمائیم  تا  دلهائی  که  اندک  آمادگی  دارند،  تکان  بخورند  و  به  راه  آیید،  و  گمراهـانی  چون  شما،  فردای  قیامت  حـتی  در  دست  نداشته  باشند.  فرستادن  پیغمبری  به  سوی  شما  چرا  باید  عجیب  باشد؟  قبلا)  ما  پیغمبران  زیادی  را  به  میان  ملتهای  پیشین  روانه  کرده‌ایم‌.

این  سوره  با  دو  حرف  «‌حا.  میم‌»  می‌آغازد،  سپس  بر  آن  دو  این  فرموده  عطف  می‌گردد:

(وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2)).     

سوگند  به  قرآن‌،  که  خود  روشن  و  روشنگر  (‌عقائد  و  احکام  آسمانی‌)  است‌.

خداوند  سبحان  به  حا،  میم‌،  سوگند  می‌خورد،  همانگونه  که  به‌کتاب  روشن  و  روشنگر  سوگند  می‌خـورد.  حا،  میم  از  جنس‌کتاب  روشن  و  روشنگر  است‌،  یاکتاب  روشن  و  روشنگر  از  جنس  حا،  میم  است‌.  چه  این‌کتاب  روشن  و  روشنگر  در  شکل  واژگانی  خود  از  جنس  این  دو  حرف  است‌.  این  دو  حرف  -  بسان  بقیه  حروف  زبان  انسان  -  نشانه‌ای  از  نشانه‌های  شناخت  آفریدگاری  است  که  انسان  را  بدین  شکل  و  بدین  ساختار  آفریده  است‌،  و  این  اصوات  را  برای  ایشان  پدید  آورده  است‌.  بیش  از  یک  معنی  و  بیش  از  یک  مفهوم‌،  این  حروف  دارند  وقتی‌که  از  قرآن  سخن  می‌رود.

خداوند  سبحان  به  حا،  میم‌،  و  به‌کتاب  روشن  و  روشنگر  سوگند  یاد  می‌کند  بر  هدفی‌که  از  ساختن  و  پرداختن  این  قرآن  مراد  است  بدین  شکل  و  صورتی‌که  برای  عربها  آمده  است‌:

 إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3).

ما  قرآن  را  به  زبان  عربی  فراهم  آورده‌ایم  تا  شما  (‌بتوانید  پی  به  اعجـاز  آن  ببرید  و  معانی  و  مفاهیم  آن  را)  درک  کنید.

هدف  این  است‌که  قرآن  را  بفهمند  وقتی‌که  آن  را  به  گویش  و  به  زبان  خـود  می‏یابند،  زبانی‌که  بدان  آشنایند.  قرآن  وحی  خداوند  بزرگوار و ایزد  سبحان  است‌.  آن  را  در  شکل  واژگانی خو‌د،  عربی  ساخته  است‌،  بدان  هنگام  که  عرب  را  برای  حمل  این  رسالت  گزیده  است‌،  به  خاطر  حکمت  و  فلسفه‌ای‌که  به گوشه‌ای  از  آن  در  سوره‌ي  شوری  اشاره‌کردیم‌.  و  به  خاطر  صلاحیتی‌ که  خدا  در  این  ملت  و  در  این  زبان  برای  حـمل  این  رسالت  و  رساندن  آن  به  دیگران،  سراغ  دارد.  خداوند  بهتر  از  هرکس  دیگری  می‌داند  رسالت  خود  را  به  دست  چه  کسی  و  چه‌کسانی  بسپارد.

آنگاه  منزلت  و  مرتبت  این  قرآن  را  در  پیشگاه  خو‌د،  و  قیمت  و  ارزش  آن  را  در  تقدیر  و  تدبیر  ازلی  و  ابد‌ی  خـویش‌،  بیان  می دارد:

 (وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ (4)

قرآن  که  در  لوح  محفوظ  درپیش  ما  است‌،  والا و  استوار  است‌.

ما  به  بحث  و گفتگوی  مدلول  و  مفهوم  دقیق  اُ‌م‌‌ الکتاب  نمی‌پردازیم  و  نمی‌گوئیم ‌که  درست  چیست‌:  آیا  لوح  محفوظ  است‌،  یا  علم  ازلی  خدا  است‌.  چه  لوح  محوظ  یا  علم  ازلی  خدا  نیز  بسام  ام‌الکتاب  مدلول  و  مفهوم  دقیق  ندارند،  و  درست  نمی‌توان‌گفت‌که  چیستند  و  چگو‌نه‌اند.  ولیکن  مدلول  و  مفهومی  را  از  ام ا‌لکتاب  درمی‌یابیم‌که  به  تصور  ما  از  حقیقت‌کلی‌،‌کمک  می‌کند.  زمانی‌که  این  آیه  را  میخو‌انیم‌:

 وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْ