مان  می‌مانند  و  نمی‌ترسند  از  این  که  خدا  ایشان  را  به  دریا  برگرداند  وگذر  ایشان  را  به  آب  اندازد  و  طوفان  باد  را  به  سویشان  وزان  سازد،  طوفانی‌که  ستونهای‌کشتی  را  فروشکند  وکشتی  را  درهم  شکند  و  آنان  را  به  سبب  كفرو  رویگردانی  غرق  کند،  وکسی  را  نیابندکه  پس  از  ایشان  خونبهای  غرق  کردن  ایشان  را  بخواهد  و  جویای  قصاص  بشود؟

هان  بدانیدکه  غفلت  این  است‌که  مردمان  از  فرمان  بروردگارشان  رویگردان‌گردند  و  کفر  ورزند.  آن‌گاه  از  قهر  خدا  و  انتقام  خدا  ایمن  نشینند.  آنان  در  هنگامه  سختیها  و  دشواریها  تنها  به  خدا  رو  می‌کنند  و  از  او  یاری  می‌جویند،  ولی  پس  از  نجات  خدا  را  فراموش  می‌کنند  و  او  را  از  یاد  می‌برند!  انگار  این  سختی  و  دشواری  آخرین  سختی  و  د‌شواری  است‌که  ممکن  است  یزدان  ایشان  را  بدان‌گرفتار  سازد  وكار  آنان  را  بسازد!
*
بگذریم  از  این‌،  خدا  این  پدیده  انسان‌نام  را  گرامی  داشته  است  و  بر  بسیاری  از  آفريدگان  دیگر  خود  برتری  داده  است‌.  او  را  بزرگی  داده  است  با  این  هیئت  و  وضعی  که  او  را  بر  آن  آفریده  است‌،  و  بر  این  فطرتی‌که  او  را  بر  آن  سرشته  است‌،  فطرتی‌که‌گل  و  نفخه  راگرد  می‌آورد،  و  زمین  و  آسمان  را  در  هستی  خود  آشتی  و  همایش  مي‌دهد!

خدا  انسان  را  بزرگوار  فرموده  است  با  استعدادهائی‌که  در  فطرت  او  به  ودیعت  نهاده  است‌،  و  با  این  استعدادها  او  را  سزاوار  خلافت  در  زمین‌کرده  است‌،  تا  در  آن  تغییر  و  تبدیل  روا  دارد،  و  تولیدکند  و  پدید  آرد،  و  به ترکيب  وتحلیل  بپردازد،  و  زمین  را  به‌کمالی  برساندکه  مقدر  و  مقرر  برای  زندگی  است‌.

خدا  انسان  را  بزرگوار  فرموده  است  به  وسیله  تسخير  نیروهای  هستی بر‌ای  او  در  زمین‌،  و  یاری  دادن  بدو  با  کمک  نیروهای  هستی  موجود  در  ستارگان  وکرات  و  افلاک  جهان.

خدا  انسان  را  بزرگوار  فرموده  است  با  آن  استقبال  بزرگ  و  سترگی‌که  هستی  از  او  به  عمل  آورد،  و  با  آن‌کاروان  عظیمی‌که  فرشتگان  د‌ر  آن  برای  او  سجده  بردند  و  یزدان  متعال  در  آن  درباره  شان  و  مقام  انسان  بزرگداشت  خود  را  در  حق  او  اعلان  فرمود!

خدا  انسان  را  بزرگوار  فرموده  است  با  اعلان  همچون  بزرگداشتی  درکتاب  خودکه  از  جهان  والای  فرشتگان  نازل  گردیده  است  و  در  زمین  باقی  و  جاودانه  مي ماند  ...  آن‌کتابی‌که  قرآن  نام  دارد.

(وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا).

ما  آدمیزادگان  را  (‌با  اعطاء  عقل‌،  اراده‌،  اختیار،  نیروی  پندار  و  گفتار  و  نوشتار،  قامت  راست‌،  و  غیره‌)  گرامی  داشته‌ایم‌،  وآنان  را  در  خشکی  و  دریا  (‌بر  مرکبهای  گوناگون‌)  حمل  کرده‌ایم‌،  و  از  چیزهای  پاکیزه  و  خوشمزه  روزیشان  نموده‌ایم‌،  و  بر  بسیاری  از  آفریدگان  خود  کاملا  برتریشان  داده‌ایم‌.

(  وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ)  ٠

و  آنان  را  در  خشکی  و  دریا  (‌بر  مرکبهای  گوناگون‌)  حمل  کرده‌ایم‌.

حل‌کردن  در  خشکی  و  دریا  با  تسخیر  قوانین  و  موافق  ساختن  آنها  با  سرشت  زندگي بشریت،  و  هماهنگ  ساختن  آنها  با  استعدادهائی‌که  در  سرشت  انسانها  سرشته  شده  است‌،  امکان‌پذیر  است‌.  اگر  این  قوانیق  موافق نمی‌شد  با  سرشت  بشریت،  زندگی  بشریت  پدید  نمی‌آمد و استو‌ار  نمی‌ماند.  زندگی  بشریت هم  ضعف  و  ناچیز  است  با  قیاس به عوامل  طبیعی  موجود  در  خشکی  و  دریا.  ولیکن  انسان  زاد  و  توشه قدرت زند گی  در  میان  عوامل  طبیعی  بدو  داده  شده  است‌،  و  زاد  و  توشه  استعدادهائی  نیز  بدو  بخشیده  شده  است‌که  بتواند  با  آن  استعدادها  از  آن  قدرت  استفاده‌کند  و  آن  را  مورد  بهره‌برداری  قرار  دهد.  همه  اینها  نیز  از  فضل  وکرم  خدااست

« وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ »‌.

و  از  چیزهای  پاکیزه  و  خوشمزه  روزیشان  نموده‌ایم‌.

انسان  به  سبب  الفت‌گرفتن  بسیار،  چیزهای  پاک  و  خوشمزه‌ای  را  فرامو‌ش  ميکندکه  خدا  آنها  را  بدو  داده  است‌.  بسیاری  از  این  چیزهای  پاک  و  خوشمزه  را  به  یاد  نمی‌آورد  مگر  وقتی‌که  آنها  را  از  دست  می‌دهد.  بدین‌هنگام  است‌که  ارزش  چیزهائی  را  می‌داند  از  آنها  بهره‌مند  و  خوردار  است‌.  ولیکن  اغلب  همچون  چیزهاثی  دیگرباره  برمی‏گردد  و  به  دست  انسان  می‌رسد،  ولی  باز  هم  آنها  را  فراموش  می‌کند  و  از  یادشان  می‏‎برد  ...  این  خورشید  ...  این  هو‌ا  ...  این  آب  ...  این  تندرستی  ...  این  قدرت  بر  حرکت  ...  این  حواس  ...  این  عقل  ...  این  خوراکیها  و  نوشیدنیها  و  دیدنیها  ...  این  جهان  عریض  و  طویلی‌که  در  آنها  جایگزین  و  جانشین  گردیده  است‌،  و  در  این  جهان  چیزهای  پاک  و  خوشمزه‌ای  است‌که  بیرون  از  شمار  است  ...

« وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا »‌.

و  آنان  را  بر  بسیاری  از  آفریدگان  خود  کاملاً  برتری  داده‌ایم‌.

انسانها  را  برتری  داده  است  با  این  جانشینی  در  ملک  زمین  عریض  و  طویل‌،  و  با  ابن  استعدادهائی‌که  در  سرشتشان  سرشته  است  و  این  استعدادها  آفریده  انسان  نام  را  در  میان  آفریدگان  موجود  در  ملک  خدا  منحصر  به  فردکرده  است  ...

*
از  جمله  بزرگداشت  انسان  این  است‌که  انسان  سرپرست  خود  باشد،  و  مسوولیت  رویکرد  و  عملکرد  خود  را  داشته  باشد.  رئیس  خود  بودن  و  مسوولیت  ییامدکردار  و  رفتار  خویش  را  داشتن‌،  نخستين  صفتی  است‌که  انسان  با  وجود  آن  انسان  بوده  است‌.  چه  آزادی  رویکرد  و  مسوولیت  فردی  است‌که  از  انسان  واقعآ  انسان  می‌سازد.  در  پرتو  همین  امر  است  که  انسان  در  سرای  کار  به  خلعت  خلافت  رسیده  است  و  مفتخر  به  جانشینی  گردیده  است‌.  عدالت  و  دادگری  خواهد  بود  اگر  در  سرای  حساب  وکتاب  هم  سزا  و  جزای  رویکرد  خود  و  ثمره  و  میوه  عملکردخویش  را  ببيند:

«يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلاوَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلا »‌. .

روزی  همه  انسانها  را  همراه  با  نامه  اعمالشان  فرامی‌خوانیم‌.  آنگاه  هرکس  نامه  اعمالش  به  دست  راستش  داده  شود  (‌جزو  سعادتمندان  است‌)  و  آنان  نامه  اعمالشان  را  (‌شادان  و  خندان‌)  می‌خوانند  و  کمترین  ستمی  بدیشان  نخواهد  شد.  و  هرکس  در  این  (‌جهان‌)  کور  (‌دل  و  گمراه‌)  باشد،  در  آخرت  کورتر  و  گمراه‌تر  خواهد  بود.  (‌چرا  که  وجود  اخروی  انسان‌،  درخت  روئیده  از  دانه  زندگی  دنیوی  او  است‌)‌.

این  هم  صحنه‌ای  است‌که  آفریدگان  